کد خبر: 1430499
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۸

بارالها به سویت می‌آیم، قلم عفو برگناهم بکش

گروه اجتماعی: بارالها چه روزهایی که به یادت نبودم و در محضرت فراموش کار شدم و هر گناهی از من بیچاره سرزد و حال که این شب را مقدور فرمودی آمدم تا قلم عفو برگناهانم کشی.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از مازندران، شب قدر آمد، شبی که به اندازه آسمون خدا پر از خیر است و برکت،  دلها را روانه کاشانه الهی کنیم و دست گدایی به سوی بهترین یار که در همه حال به او باید توکل کرد دراز کنیم و با کوله باری از گناه و غم دنیایی و دلی زنگار بسته به محضرش رویم و با نجوای عاشقانه دعا کنیم و از حضرت دوست بخواهیم انا فقیر و مسکین یرحم الفقیر الی الغنی، الهی العفو به حق هذا القران.

خدایا در این شب آمدم توبه کنم و بر نعمت‌های که بر من ارزانی داشتید اگر چه ناسپاس بودم سپاس گویم از تو می‌خواهم ای ایزد بی‌انتها که شکرگزار این همه لطفت باشم اگرچه شرم دارم به خاطر این همه ناسپاسی‌ام اما کرم و جود و رحمانیتت این حیا را به ما داده که دست گدایی را به سویت د راز کنم.

وا اسفا بارالها چه روزهایی که به یادت نبودم و در محضرت فراموش کار شدم و هر گناهی از من بیچاره سرزد و حال که این شب را مقدور فرمودی آمدم تا با صحبت دوستانه قلم عفو برگناهانم کشی ای لایتنها.

خدایا می‌دانم کودکی ناتوان بودم که غافلانه دستت را رها کرده بودم و به این سو وآن سو می‌دویدم و این تو بودی که هرگاه پایم می‌لغزید و در مرداب‌ها سقوط می‌کردم، دستت را به سویم دراز می‌کردی و از میان منجلاب‌ها بیرونم می‌کشیدی‌، پاکیزه‌ام می‌کردی و لباس نو به تنم می‌کردی.

ای خدای مهربان افق روشنایی را برای زیستن در بین هزاران و میلون‌ها مخلوق را با وجود نعمتی چون پدر و مادر برمن فزونی بخشیدی تا طریق هدایت را بپیمایم و به مقصد و مقصودم برسانی. تاریکی را برمن روشن ، ضلالت را برمن هدایت، سلامت را برمن سخاوت، علم را برمن رهنمون فرمودی. ای مخلوق عالم هستی حال در این شب آمدم با همه بدی‌هایم، چه کنم؟

تنها سر بر دیوار بی کسی می‌گذارم و آرام آرام گریه می‌کنم. می‌دانم که به سراغم می‌آیی. با دست‌های مهربانت اشک‌هایم را پاک می‌کنی و می‌گویی: غمگین مشو، دستت را به من بده و بلند شو، کمکت می‌کنم تا آرام آرام قدم برداری، فقط دستت را از دستم رها نکن. الهی نماز شکر خوانم که توفیق را رفیق راهم فرمودی تا بار دیگر این شب عزیز را درک کنم.
حسن رمضانزاده

captcha