کد خبر: 1430894
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۸

عالم سوگوار یکّه‏‎تاز عرصه عشق و شهادت

گروه اجتماعی: آخرین ساعات بیست و یکم ماه رمضان، لحظات آخر عمر علی(ع) را اعلام می‏‎کند. بیست و یکم رمضان آخرین لحظات عمر کسی است که کعبه آمال عارفان و قبله زاهدان و الگوی اولیای خدا و یکّه‏‎تاز عرصه عشق و شهادت است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قزوین، آخرین ساعات بیست و یکم ماه رمضان، لحظات آخر عمر علی(ع) را اعلام می‎‏دارد. علی کعبه آمال عارفان و قبله زاهدان و الگوی اولیای خدا؛ علی که آینه تمام نمای رسول خدا و مجمع همه فضائل و کمالات انسانی و رادمردی است  که علمش، اخلاقش، منشش، شجاعتش، کرامتش، زهدش، جوانمردیش و سخاوتش زبانزد خاص و عام ، دشمن و دوست، کافر و مسلمان ‏است، به دست‏ شقی‏ترین مردم در پگاه نوزدهم رمضان - شب قدر اولیاء - با شمشیر زهرآگین ضربه می‏‎خورد و پس از دو روز، سرانجام به لقای محبوب می‏‎رسد و از رنج‎های دنیا آسوده می‏‎شود.

آنچه مایه تعجب است، این که چقدر باید شقاوت و سنگدلی در قاتلین علی وجود داشته باشد که چنان شخصیت والایی و انسان کاملی را به قتل برسانند؟ آیا آن همه سخنان پیامبر(ص) را در شأن علی نشنیده بودند ؟ چرا؟ شنیدند و از نزدیک شاهد آن بودند ولی چون بصیرت نداشتند، ترتیب اثر نمی‏‎دادند.

شناخت علی(ع) ایمان و تقوا می‏‎خواهد و آنان از ایمان تهی بودند و بویی از تقوا به مشامشان نخورده بود . «یا علی لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق‏؛ ای علی! دوستت ندارد جز مؤمن و دشمنت نمی‏دارد جز منافق» و چه زیادند آن منافقان کوردل که در تمام مدت چهار سال خلافت امیرالمؤمنین با او جنگیدند و کارزار کردند.

برخی به خاطر دشمنی‎های دیرینه و برای انتقام از کشته شدن پدران و اجدادشان با شمشیر ذوالفقار و برخی به خاطر حب جاه و مقام ولی آنچه از همه دردناکتر است آنان که به خاطر رسیدن به منصب با علی می‏‎جنگیدند در حالی که همان‎ها در رکاب رسول خدا(ص) کارزار کرده بودند و روزی شمشیرشان اسلام را یاری می‏‎داد، طلحه‎ها و زبیرها ! این‎ها دل علی را بیش از دیگران آزرده می‏‎کردند و او را رنج می‏‎دادند. می‏‎گویند وقتی حضرت، شمشیر زبیر را پس از به هلاکت رسیدنش مشاهده کرد، متاثر شد و شاید هم گریست زیرا باور نمی‏کرد چنین مدافعی از اسلام ، روزی بر مجسمه اسلام حقیقی و بر قرآن ناطق شمشیر بکشد و در لشکر دشمنان اسلام درآید.

یکی از پژوهشگران اسلامی معتقد است که بیشتر روایاتی که از رسول خدا(ص) درباره علی علیه السلام نقل شده ، مربوط می‏‎شود به سال آخر عمر آن حضرت.

آری! پیامبر(ص) خود می‎‏دید که برادرش و وصیش و جانشینش و نور دیده‏‎اش، پس از او، گرفتار چه کسانی می‏‎شود. رسول خدا مشاهده می‏‎کرد که پس از رحلتش، برای بیعت گرفتن از علی در خانه دخترش را می‏‎سوزانند و او را بین در و دیوار فشار می‏‎دهند . پیامبر خوب می‏دانست که این سست عنصران بی‏وفا ، پیش از خشک شدن آب غسل بدن مطهرش، توطئه می‏‎کنند و علی را خانه نشین می‏نمایند و با زور سرنیزه ، یاران علی را به بیعت وامی‏دارند و سپس با علی آن کار می‏کنند که تاریخ را برای همیشه ننگین ساخته است ولی علی علیه السلام همچون در شهواری در تاریخ اسلام می‏‎درخشد و تابش نور وجود مقدسش تا قیام قیامت، قلب حق جویان و خدا خواهان را فروغی جاودانه می‏‎بخشد.

در کتاب خصائص نسایی، ص‏8، آمده است: روزی که علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن مجتبی(ع) عمامه‏‎ای سیاه پوشیده بود، مردم را جمع کرد و خطبه‏‎ای خواند، در آن خطبه فرمود: «ای مردم! دیروز رادمردی را به قتل رساندید که در گذشته کسی به مقامش نائل نیامده و در آینده احدی به او نمی‏رسد و همانا رسول خدا درباره‏‎اش فرمود: فردا پرچم را به دست رادمردی می‏‎دهم که خدا و رسولش را دوست می‎‏دارد و خدا و رسولش او را دوست می‏‎دارند. او هنگامی که جنگ می‏‎کرد جبرئیل در طرف راستش و میکائیل در طرف چپش قرار داشتند و بازنمی‏گشت جز آنکه با فتح و پیروزی همراه باشد».

این روایت را بسیاری دیگر از علما و مورخان اهل سنت مانند صاحب «کنزل العمال‏» و نویسنده «ذخائر العقبی‏» و هیثمی در مجمعش نقل کرده‏‎اند. جالب اینجاست که حضرت مجتبی خطاب به مردم می‏‎کند و می‏‎فرماید: کسی را به قتل رساندید! در این جمله خطاب به یک نفر نیست، گویا افراد زیادی در قتل علی دست داشتند و یا منتظر مرگش بودند زیرا او تا زنده بود هرگز اجازه نمی‏‎داد شب پرگان و خفاشان به پرواز درآیند و همه جا را آلوده نمایند.

تا علی زنده بود هرگز نمی‏‎گذاشت روبه‎صفتان منافق زمام امور امت اسلامی را به دست‏ گیرند و اگر آن سالیان دراز پس از رحلت پیامبر، صبر کرد به خاطر قرآن و حفظ کیان اسلام بود وگرنه خود می‏فرماید: «به خدا قسم اگر تمام اعراب برای کارزار با من گردهم آیند، من از میدان فرار نمی‏کنم و آخرین آنان را با همان جرعه‎ای که به اولینشان دادم به دوزخ می‏فرستم . .» و در خطبه شقشقیه، پس از درد دل کردن با مردم و اعلام مظلومیتش می‏فرماید: «راه چاره ای جز صبر و شکیبایی نداشتم، پس دیدم صبر کردن با عقل سازگارتر است، صبر کردم در حالی که خار در دیده و استخوان در گلویم گیر کرده بود».

شگفتا ! علی با آن مقام والا که همه از او سراغ داشتند و خوب او را می‏شناختند، چگونه با او دشمنی می‏‎کردند و او را می‏‎آزردند.

اکنون مروری کوتاه بر برخی از روایات رسول خدا(ص) در دشمنی اهل بیت(ع) می‎پردازیم تا معلوم شود چقدر آن جاهلان از خدا بی‏‎خبر، سنگدل بودند. کافی است که خداوند از زبان پیامبرش در قرآن به آنها اعلام می‏‎داشت که چیزی در ازای رسالتم از شما نمی‏‎خواهم جز مودت و محبت‏ با اهل بیتم و با این حال، از نخستین ساعت رحلت پیامبر با تمام بی‏‎ادبی و نامردی، بدترین برخوردهای وحشیانه با اهل بیت رسول خدا داشتند. رویشان سیاه باد.

زمخشری در تفسیرش ذیل آیه شریفه «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فی القربی‏» از رسول خدا (ص) نقل می‎‏کند که فرمود: «حرمت الجنة علی من ظلم اهل بیتی و آذانی فی عترتی‏؛ بهشت ‏حرام است‏ بر کسی که اهل بیتم را مورد ستم قرار دهد و مرا در عترتم آزار دهد».

در صواعق المحرقه ابن حجر ص‏143، آمده است: «من سب اهل بیتی فانما یرتد عن الله والاسلام و من آذانی فی عترتی فعلیه لعنة الله، و من آذانی فی عترتی فقد آذی الله . ان الله حرم الجنة علی من ظلم اهل بیتی او قاتلهم او اعان علیهم او سبهم‏؛ هر که اهل بیتم را دشنام دهد از خدا و اسلام برگشته و مرتد می‏‎شود. هر که با ستم به عترتم مرا بیازارد، بیگمان خدا را اذیت کرده و همانا خدای عز و جل بهشت را حرام کرده است‏ بر کسی که به اهل بیتم ظلم روا دارد یا با آنها کارزار کند یا آنان را دشنام دهد».

در ذخائر العقبی طبری آمده است: حضرت رسول روزی با خشم و عصبانیت فرمود: «ما بال اقوام یؤذوننی فی قرابتی ، من آذی قرابتی فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله‏؛ چه شده است‏ برخی از گروههای مردم را که در مورد خویشانم، مرا می‏‎آزارند، هان! هر که خویشان و اهل بیتم را اذیت کند، بی‏گمان مرا اذیت کرده و هرکه مرا اذیت کند،  قطعا خدا را اذیت کرده است».

زمخشری در تفسیر کشافش طی یک حدیث طولانی از حضرت رسول(ص) آورده است: «الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامة مکتوبا بین عینیه آیس من رحمة الله، الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا، الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة‏؛ هان! هرکه با دشمنی آل محمد(ص) از دنیا برود روز قیامت‏‎ بگونه‏‎ای وارد محشر می‎شود که در میان دو دیدگانش نوشته شده باشد: این از رحمت‏ خدا نومید است. هان ! هرکه بر دشمنی آل محمد از دنیا برود، کافر از دنیا رفته است. هان ! هر که بر دشمنی آل محمد بمیرد، هرگز بوی بهشت‏ به مشامش نمی‎رسد».

این نمونه‏‎ای بود از خروار روایتهایی که در این زمینه آمده است و همه را اهل سنت در کتابهای معتبر خود نقل کرده‏‎اند و قطعا پیامبر(ص) در موارد مختلف و به مناسبت‏های گوناگون این مطالب را بیان فرموده که تمام مردم بشنوند و عبرت بگیرند و جائی برای هیچ تاویل و تفسیر به رای نماند، با این حال می‎بینیم نه تنها با علی جنگیدند که سالهای طولانی - حتی پس از شهادت آن حضرت - در نمازها و بر روی منابر و در مجالس و محافل خود، او را آشکارا لعن و شتم می‎کردند.

چه خبر است؟ ! راستی اگر رسول خدا سفارش کرده بود که با علی دشمنی و بدرفتاری کنید، گمان نمی‏کنم بیش از این می‏‎توانستند با او دشمنی و عداوت کنند. ولی در جایی که رسول خدا می‏‎فرماید: «علی خیر البشر فمن امتری فقد کفر؛ علی بهترین مردم است و هر که در این سخن تردید کند کافر است» و در جایی که علی را صدیق اکبر و فاروق اعظم می نامد و در جایی که به علی می‎فرماید: «من اطاعک فقد اطاعنی و من عصاک فقد عصانی و من عصانی فقد عصی الله‏؛ هر که تو را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که با تو دشمنی ورزد با من دشمنی کرده و هر که مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است».

و در جایی که می‎فرماید: «اوحی الی فی علی ثلاث: انه سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین‏؛ درباره علی به من سه مطلب از خداوند رسیده و وحی شده است: همانا او سرور مسلمانان و پیشوای تقواپیشگان و رهبر مؤمنان است».

در جایی که می‏‎فرماید: «النظر الی وجه علی عبادة‏؛ نگاه کردن به سیمای مبارک علی عبادت است» . و در جایی که می‎‏فرماید: «من اراد ان ینظر الی ابراهیم فی حلمه و الی نوح فی حکمه و الی یوسف فی جماله ، فلینظر الی علی بن ابی طالب‏؛ هر که خواست‏ به ابراهیم در بردباریش و به نوح در داوریش و به یوسف در زیباییش بنگرد، پس باید به علی بن ابی طالب بنگرد».

و در جایی که به علی(ع) می‏‎فرماید: «انت‏سید فی الدنیا و سید فی الآخرة ، حبیبک حبیبی و حبیبی حبیب الله و عدوک عدوی و عدوی عدو الله و الویل لمن ابغضک من بعدی‏؛ یا علی تو در دنیا و آخرت سید و سرور تمام انسانهایی، دوستدار تو دوستدار من است و دوستدار من دوستدار خدا است. دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است. و وای به حال کسی که بعد از من با تو دشمنی کند».

با این همه سخنان شیوا و روشن پیامبر(ص)، آیا جایی برای کسی می‏‎ماند که با علی بستیزد یا کارزار کند یا او را دشمن بدارد و یا حقش را غصب کند؟ نه به خدا قسم ولی آنچنان دنیا در دیدگان دنیاپرستان جلوه کرده بود، که همه چیز را فراموش کردند و آنقدر با علی دشمنی ورزیدند که کسی در تاریخ نظیر آن را ندیده است . نه تنها با خود او که با فرزندانش نیز - به خاطر دشمنی با علی - جنگیدند و قتل عام کردند (به حضرت سیدالشهدا علیه السلام می‎گفتند: «انما نقاتلک بغضا لابیک‏؛ به خاطر دشمنی با پدرت تورا می‎کشیم».

به امید آنکه به زودی منتقم واقعی از پشت پرده‎های غیبت‏ به در آید و از دشمنان علی با ذوالفقار علی انتقام بگیرد و دوستان علی را شاد کند.

captcha