کد خبر: 1432511
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۷
شاعر آئینی خوزستان:

صاحبان قلم بدون جناح‌گیری وارد عرصه دفاع از غزه شوند

گروه سیاسی: خداوند به قلم سوگند یاد فرموده و رسالت قلم را از برترین رسالت‌ها دانسته است، هر شاعر و نویسنده‌ای که قلم تنها سلاح اوست باید بدون جناح‌گیری و جانب‌داری وارد این عرصه شود و از مردم بی‌دفاع غزه با قلم خود دفاع کند.

قاسم آهنین‌جان، شاعر آئینی خوزستان در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در خصوص هجوم وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه گفت: اینکه انسان چه سمت و چه جایگاه اجتماعی را که کسب کرده‌ است، اهمیت خاصی ندارد اما مهم‌ترین موضوع این است که انسان است و طبعاً انسان از قتل‌هایی که امروزه در سرزمین فلسطین صورت می‌گیرد بسیار متأثر و متألم می‌شود.

وی با بیان اینکه مسئله فلسطین آنقدر فجیع و شنیع بوده که زبان از بازگویی آن قاصر است، افزود: مسئله هجوم به فلسطین و بمباران زنان و کودکان آنها یک موضوع مرتبط مختص جهان اسلام نیست، بلکه کائنات نیز درگیر موضوع غزه هستند و این یک مسئله فرابشری است.

این شاعر آئینی گفت: اگر خواهان این هستیم که موضوع غزه را با یک دیدگاه خداگونه و عرفانی نگاه کنیم، به این نکته می‌رسیم که غزه یک درد فرابشری است، با توجه به اینکه همه کائنات جان دارند، حس دارند و متأثر می‌شوند قطعاً نسل‌کشی و قتل‌ عام امروز مسلمانان جهان باعث تأثر همه جانداران می‌شود.

آهن‌جان با بیان اینکه خداوند به قلم سوگند یاد کرده و رسالت قلم را از برترین رسالت‌ها دانسته است، افزود: هر شاعر و هر نویسنده‌ای که قلم تنها سلاحش است باید بدون جناح‌گیری و جانب‌داری وارد عرصه شود و از مردم بی‌دفاع غزه با قلم خود دفاع کند.

وی به شعر سعدی (بنی‌ آدم اعضای یکدیگرند...) اشاره کرد و گفت: اگر انسان نسبت به وقایع اطراف خود بی‌تفاوت باشد مصداق بیت «نشاید که نامت نهند آدمی» می‌شود و هیچ‌گونه اثری از انسان بودن در او دیده نخواهد شد.

سکوت در برابر اسرائیل به منزله تأیید جنایات آن است

این شاعر آئینی ادامه داد: هر کشور و هر حکومتی که برای حمایت از مردم فلسطین وارد عرصه نشود و در این بحران سکوت اختیار کند به منزله تأیید حملات وحشیانه اسرائیل علیه مردم غزه بوده است.

وی در خصوص آخرین سروده خود با نام(غرش غزه)، گفت: این تنها کاری بود که می‌توانستم برای این مردم انجام دهم.

غزه: تیر
غزه: تک ـ تیر
غزه:
رگبار، اسارت، حصار، آتش، شرف، شرافت
آرامش در بند
با این همه
نه این همه بس؟
از جانب تو
که وجودت دندان مار است و چشم گرگ و
غرور و شادمانی‌ات
پیمانه‌ای از خون مردگان
که بنوشی و زنده باشی
تا صبح خیانت، جنایت، کشتار، بیداد
تا صبح قنداقه‌های ژنده در دود
شعله‌ زلف کودکان
بس بکُش
بمیران، ساقه و علف به هستی
پس هنوزت چرخت به کار
چرخ مرگت به کار
که آسمان نشانه کنی و زمین به انهدام
تُف بر تو
بر ستاره‌ تو
بر نشانه‌ تو
بر سینه‌ تو
تُف بر تو که می‌چکانی ماشه
جوخه می‌نشانی در برابرم
در برابر برادرم
شهر در حصار است
شهر در فرود است
غزه می‌غرد
و انسان غزه میان حادثه می‌کشند نَفَس
میان خون
میان آتش
و باز تیر
باز رگبار
هان تو!
گلویت بریده باد
سبابه‌ات شکسته
جوخه‌ات ویران
تو
که ماشه میچکانی و
کودک
پَرپَر بر زمین
جبرئیل در سوگ و
صُور شکسته
سفینه‌ هستی
سرگردان
همه چیز بی‌تاب
بی‌قرار
همه چیز ماتم
سیاه
تباه
عزا
غزه
غزه غزه
اکنون سرود مرگ
سِنج عزا
در گوش و
ارغنون مرگ
به صدا
غزه
طومار مرگ و عزا
و شاعر که من مهیای مرگ
تنها یک قدم تا گور مانده
یک نخ تا کفن
یک پلک تا ستاره‌ آخرین
یک گلوله تا قلب
چونان برادرم در غزه
و شاعر که من
مهیای مرگ
چونانکه کودکانم
غز الان غزه
در خون و اضطراب
انفجار
و تنها یک قناری
که بگذرد از ریحان‌ها
از دامنه‌ها
از درختان
و بخواند به نغمه
همین لحن و این کلام
که غزه در تپش
در نَفَس
که بسراید
بودن
زندگی
و بشکند بال مرگ
به شاخه‌ زیتون
امشب که مهتاب نور می‌پاشد
بر پیکر مبارک و بشکوه غزه تا
ابد
باقی
تا ابد
جاری.

captcha