
حجتالاسلام جلیل علینژاد، مدرس حوزه علمیه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، درباره شکر و ارتباط آن با حکمت با اشاره به آیه 12 سوره لقمان، اظهار کرد: آیه شریفه «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَمَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ؛ و به راستى لقمان را حکمت دادیم که خدا را سپاس بگزار و هر که سپاس بگزارد تنها براى خود سپاس مىگزارد و هر کس کفران کند در حقیقت خدا بىنیاز ستوده است» درباره این است که خدای تبارک و تعالی حکمت را به لقمان عطا فرموده است، در این سوره شاهد هستیم که از زبان لقمان چند حکمت در قالب پند و اندرز به فرزندش ذکر میشود.
وی گفت: غیر از این سوره نامی از لقمان در قرآن کریم به میان نیامده است و این ذکر جهت تناسب آن با آیات نخستین این سوره است که در آنها، تقابل دو عملکرد میان انسانها بیان میشود؛ در یک سو کسی که همه زندگی خود را برای گمراهی انسانها صرف میکند و به تعبیر قرآن خریدار لهوالحدیث است و در سوی دیگر فردی که بر مسیر هدایت است، ذکر نام لقمان که حکیم و دانا است و کلماتش راهنمای همه انسانها است، به تناسب این آیات است.
حکمت؛ حدفاصل بین جهل و افراط در تعقل
علینژاد در خصوص معنای حکمت گفت: حکمت معنای دقیقی دارد و به معنی معرفت علمی است، حکمت در حقیقت حدفاصل بین جهل و اسراف در تعقل است؛ زیرا برخی تعقلها اسراف است و برابر با واقع نیست.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: شهید مطهری در باب حکمت در کتاب سیری در نهجالبلاغه بیان میکند که حکمت برای آگاهی است، حکمت به انسان یاد میدهد، چراغ است، برای اندیشیدن است و حکمت زبان عقل و یکی از روشهای سهگانه پند و اندرز و دعوت است؛ بنابراین حکمت معرفت علمی و حدفاصل بین جهل و افراط در استخراج مطالب غیر مطابق با واقع است.
حکمت لقمان، توانایی او در بهکارگیری صحیح نعمتهای الهی بود
وی اظهار کرد: نکته دیگر در آیه شریفه 12 از سوره لقمان در عبارت «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ» این است که در این آیه شکر تفسیر حکمت است، یعنی به لقمان دستور دادیم شکر خدا را به جا آور؛ به عبارتی حکمتی که به لقمان دادیم این بود که خدا را شکر کن. ثمره حکمت این است که خدا را شکر کند؛ چرا؟ چون شکر معنایش صرفاً گفتن الحمدالله نیست. این یکی از مصادیق شکر است، شکر آن است که هر نعمتی را در جای خود به کار ببندیم، کسی که توانایی این را داشته باشد که هر نعمتی را در جای خود استفاده کند این همان حکمت است؛ بنابراین عبارت «أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ» تفسیر حکمت دادن به لقمان است.
علینژاد با بیان اینکه به کسی که نعمتهای الهی را در جایگاه خود استفاده میکند، حکیم میگوییم، افزود: خداوند در ادامه آیه میفرماید: «وَمَن یَشْکُرْ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ» این شکر نیاز من را مرتفع نمیکند؛ چرا که «فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ» خداوند بینیاز است، آیه این نکته را متذکر میشود که فایده شکر تنها به خود شکرکننده میرسد، همانطور که اثر کفر نیز به خود کفرانکننده میرسد.
شکر نباید مقطعی باشد
این مدرس حوزه علمیه در پایان سخنان خود به نکته ادبی درخصوص دو فعل شکر و کفر در آیه فوق اشاره کرد و گفت: فعل «یَشْکُرْ» در آیه صیغه مضارع است و «کَفَرَ» صیغه ماضی است، آیه چه پیامی به ما میدهد؟ در ادبیات عرب، مضارع دلالت بر استمرار میکند، براین اساس آیه میفرماید: در صورتی شکر شما نافع است که استمرار داشته باشد؛ کسی که دائم و مستمر خدا را شکر کند و نعمتهای الهی را در جای خود استفاده کند، شکر برای او نافع است، شکر نباید مقطعی باشد، در مقابل «کفر» صیغه ماضی است به این معنی که، کفر مقطعی نیز ضرر دارد و با یک بار کفر، ضرر آن متوجه انسان میشود.