
«مسجد»، مکانش مانند دیگر عمارتها و ساختمانهای انسانها بر روی زمین است، مصالحش هم مصالح آنهاست و حتّی همین فرزندان آدم رج به رج عمارتش را آباد میکنند، همین فرزندان آدم!
فرزندانِ همین آدمی که لغزش از نخستین لحظات وجودش گریبانگیر او شد و برای فرزندانش نیز راه گریزی از آن نیست؛ چرا که طاعت بدون لغزش فقط از آن فرشتگان است و برگزیدگان خداوند؛ لغزشی که دلیل آن، گاه جهالت است و گاه ضعف انسان؛ لغزشی که او را به سمت اضطراب و پریشانی، سوق میدهد.
اما آنگاه که آدم(ع) آهنگ بازگشت بهسوی خداوند کرد، پروردگارِ بخشنده جبرئیل را به سمتش فرستاد و فرشته وحی، آدم(ع) را بهسوی بیتالله حرکت داد.
آری! عمارتی که امروزه انسانها بهدست خود میسازند از آن روی مقدس و محترم شد که صاحبش «الله» است؛ و «مسجد» خانه خدا بر روی زمین شد، برای همان فرزندان آدم که به سبب وسوسههای شیطان در معرض خطا و لغزشاند و همانان که خانهاش آباد میکنند.
«مسجد» به حرمت صاحبش برای فرزند به اندازهای مقدس شد که برای ورودش طاهر میشوند از آلودگیهای ظواهر، همان طهارت ظاهری که زمینهساز تزکیه باطنی است.
و «مسجد» چشمهسار روانی شد، برای نشاط انسانها، همان انسانهایی که هر روز با دنیایی به واقعیت برخورد میکنند و از آن متأثر میشوند که خداوند سبحان آن را «زندگی موقت»، «لهو» و«لعب» خوانده است.
و چه خستگی بر روح و روانشان عارض میشود در این برخورد واقعی با دنیای بازیچه! و تا چه اندازه نیازمندند که بعد از آن برخوردهای واقعیشان با آن دنیای کذایی، خود را در چشمهساری شستشو دهند که به طراوتی برسند، از این همه خستگی دنیا.
و اولیای معصوم، جایگاه انسان را در آن چشمهسار اینگونه گفتهاند: امام حسن(ع) فرمود: «اَهْلُ الْمَسْجِدِ زُوّارُ اللهِ وَ حقٌ عَلَی الْمَزُورِ اَلتُّحفَةُ لِزائِرِهِ؛ اهل مسجد زائران خدا هستند و بر زیارتشونده است که به زائرانش هدیهای بدهد»، (کلمة الامام الحسن، ص 41).
و هربار که خود را شستشو میدهیم هدیهای هم میگیریم، نمیدانم هدیه امروزمان چه خواهد بود، شاید همان گونه که ما اگر هدیه میدهیم آنچه نیاز ضروری هدیهگیرنده است را در نظر میگیریم، خداوند هم اینگونه هدیه دهد، یعنی به یکی آمرزش گناهان، به آن یکی حل شدن مشکل بدهیاش، درمان بیماری به دیگری و حل مشکل ازدواج روزی آن مرد مؤمن شود...کسی چه میداند؟! مهم این است که هدیهدهنده خداوند است و همین طالبِ سالک را بس است.