
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، وقتی سخن از مفاخر و نامآوران ایرانی میشود ناخودآگاه ذهن به سمت دانشمندی میرود که اغراق نیست اگر بگوییم علم مدیون اوست و بسیاری از دانشها ریشه در نظریات او در پزشکی و فلسفه دارد. شیخ الرئیس حسینبنعبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا را نه فقط ایرانیان بلکه بسیاری از علم دوستان جهان میشناسد.
او عالمی جامع تمام علوم عصر خود بود و همانقدر که از پزشکی و طبابت سررشته داشت از فلسفه و علوم معرفتی نیز مطلع بود و اگر کتاب (قانون فی طب) را در پزشکی نوشت، دانشنامهای ارزشمند به نام شفاء نیز در فلسفه و حکمت از او برجای مانده است.
استعداد وی در علم از همان دوران کودکی مشخص بود بهگونهای که همگان معترف بودند که وی نباید به کاری غیر از فراگیری علم و دانش اشتغال داشته باشد.
نگاهی به خاطرات ابن سینا
ابن سینا استادی به نام ناتلی داشت اما بعدها توانست بر استاد خود در هندسه و منطق برتری یابد، او در اینباره میگوید: «ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانشاندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تأکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی میگفت میگماشتم و در ذهنم به بررسی آن میپرداختم و آن را روشنتر و بهتر از آنچه استادم بود فرا میگرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم».
او در ادامه خاطرات خود میگوید: «چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمیرفت در کوتاهترین زمان در این رشته موفقیتهای بزرگ بهدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان میکردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم».
عطش ابن سینا در فراگیری علم پایان نیافت
اما عطش ابن سینا در فراگیری علم پایان نیافت و تصمیم گرفت در علوم الهیات مطالعه و تحقیق کند.کتاب اغراض مابعد الطبیعه ارسطو را تهیه کرد تا بیشتر از مابعد الطبیعه بداند اما نتوانست آنچه را که مقصود ارسطو بود را بفهمد...کتاب را چهل بار خواند بهطوری که تمام مطالبش را حفظ کرد تا اینکه شرح فارابی را بر کتاب اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو را تهیه کرد و خواند و حجاب مفاهیم کتاب از ذهنش کنار رفت و اینگونه تلاش او برای درک یک مسئله علمی به ثمر نشست.
پشتکار ابن سینا ثمر داد و او در 18 سالگی بر تمام علوم دوران عصر خود مسلط گشت و توانست تبدیل به طبیبی حاذق شود و بیماران را درمان کند و در نهایت با درمان بیماری سخت امیر خراسان اجازه یافت از کتابخانه باشکوهی که مخصوص شاهزادگان سامانی بود، استفاده کند.
او علاوه بر فلسفه، طب، ریاضی، نجوم و بسیاری از دانش ها در زمینه علم موسیقی هم برجستگیهایی داشت و آثاری چند از جمله جوامع علم موسیقی و دانشنامه علایی(بخشی از کتاب) در این زمینه از او بر جای مانده است.
او شعر هم می گفت. نقل است زمانی که بسیاری از تنگ نظران به دلایلی وی را تکفیر کردند وی شعری خواند و گفت: کفر چو منی گزاف و آسان نبود/ محکم تر از ایمان من ایمان نبود/ در دهر یکی چون من آن هم کافر/ پس در همه دهر یک مسلمان نبود.
هر چند بسیاری از کارشناسان و اندیشمندان معتقدند ابوعلی سینا شدن در عصر امروزی یعنی جامع تمام علوم روز بودن مقدور نیست و شرایط به سمتی رفته که افراد به جای اینکه از هر علمی بهرهای داشته باشند باید به سمت تخصص گرایی بروند ولی بیشک راه پیشرفت علمی جامعه جز پشتکاری مانند ابن سینا داشتن نیست و چون آن بزرگان باید بود تا بتوان در عرصه علم و دانش نوآوری کرد.