
رضا بهارونداحمدی، کارشناس مسائل اجتماعی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در رابطه با بحث آموزش گفت: آموزش از عوامل اساسی در پیشرفت جوامع است و در باب اهمیت آموزش همین بس که دین مبین اسلام حد و حصری از نظر زمانی، مکانی، جنسی و عقیدتی برای آن قائل نشده است.
وی با بیان اینکه انتقال علوم بهوسیله آموزش و با ابزار «زبان» صورت میپذیرد، تصریح کرد: زبان، یکی از مؤلفههای فرهنگی و ملی هر کشوری است؛ بنابراین حفظ زبان و جلوگیری از تغییر آن در واقع کمک به حفظ ارزشها و اصالت فرهنگی، علمی و ملی هر کشور و منطقه است.
بهارونداحمدی گفت: در تمام برهههای تاریخی، انسان برای ارتباط با سایر کشورها و استفاده از داشتههای علمی، هنری و فرهنگی آنان، ناگریز به آموزش زبانهای بیگانه بوده است؛ ناگفته پیداست هدف، استفاده از دانستههای مفید و باارزش سایر ملل برای تعالی و ارتقای کشور و ملت خود و کسب نادانستهها بوده نه چیز دیگر.
این کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی اظهار کرد: به گواهی اسناد تاریخی، طی قرنهای متمادی(قبل و بعد از اسلام)، دانشمندان اکثر کشورهای دنیا جهت استفاده از علوم مختلف و روز زمانه خود، نیازمند آشنایی با زبان فارسی و ترجمه کتب دانشمندان بودهاند اما پس از حوادث تلخ تاریخی مانند حمله مغول به ایران که منجر به از بین رفتن بخش عمدهای از سرمایه علمی ایرانیان که حاصل تلاش، تهجد و تلمذ تعداد زیادی از دانشمندان بزرگ اسلامی در سایه مکتبالهی و ولایی بوده، این روند تغییر کرد.
بهارونداحمدی اضافه کرد: پس از آن نیز سیطره شوم استعمار و استثمار مانع رشد و شکوفایی دانشمندان ایرانی در اکثر رشتهها شد و موجب به یغما رفتن منابع علمی کشور شد، با وجود افت فرهنگی غرب بعد از رنسانس، سبب استفاده کشورهای عمدتاً استعمارگر از منابع علمی ما برای پیشرفتهای علمی، صنعتی و تکنولوژیکیشان شد و منابع این علوم را منحصر به خود کرده و تعاریف انحصاری را حتی برای فرمولهای مواد غذایی وضع کردند از اینرو بهصورت نامحسوسی نیاز به آموزش زبان انگلیسی در جوامع مختلف، بهویژه کشورهای جهان سوم ملموس و ملموستر شد تا حدی که امروزه عده زیادی از مجامع علمی دنیا، خود را ناگریز به یادگیری زبان انگلیسی میدانند.
وی بیان کرد: صرف نظر از میزان نیاز به زبان انگلیسی یا هر زبان بیگانه، برخی نکات پنهان و با اهمیت حاشیهای موضوع، باید مورد توجه دوراندیشان و ظریفبینان عرصه فرهنگ و مسئولان مربوطه قرار بگیرد.
بهاروند احمدی گفت: اکثر قریب به اتفاق کتب آموزش زبان انگلیسی توسط کشورهای آمریکا و انگلیس، با صفحات رنگی، کیفیت بالا و با قیمت اندک(با توجه به بعد مسافت و حمل و نقل) همراه با لوح فشرده محتوی فایلهای صوتی، تصویری و نرمافزارهای آموزشی با عنایت به هزینهبر بودن تولید این فایلها در اختیار مؤسسات آموزش زبان قرار داده میشود و کتب آموزشی مذکور برای تمامی مقاطع تحصیلی اعم از کودکان پیش از دبستان، مقطع ابتدایی، راهنمایی و بزرگسالان طراحی شدهاند.
تبلیغ فرهنگ غرب به شکلهای مختلف در کتب آموزش زبان
این کارشناس فرهنگی ادامه داد: با توجه به اختلاف(و یا گاهاً ضدیت) شدید فرهنگی بین کشورهای تولیدکننده این کتابها و کشور ما، به صورتهای مختلفی که بعضاً قابل ذکر هم نیست به معرفی، تبلیغ، دفاع و دعوت به فرهنگ خود میپردازند که بهعنوان نمونه به ذکر هفت مورد زیر بسنده میشود.
بهاروند احمدی افزود: بیان روابطی که در کشور ما غیرشرعی و خلاف عرف بوده، بهعنوان مطالب صرفاً آموزشی و درسی با متون و تصاویر مختلف، همچنین بعضاً بهصورت نامحسوس به تعریف و توجیه این روابط پرداخته میشود.
وی ادامه داد: معرفی افراد مختلف سیاسی، هنری و... و تمجید از آنان بهعنوان افراد بزرگ، موفق و قابل احترام، استفاده از تصاویر نابهنجار و مخالف عرف جامعه ایرانی در کتابها و فیلمهای آموزشی و برانگیختن احساس مخاطبان با افراط در تعریف از امکانات و راحتیها و تفریحات در کشورهای صادرکننده کتابها، از موضوعاتی است که به آنها پرداخته میشود.
بهاروند احمدی اظهار کرد: از دیگر مسائلی که در کتابها و فیلمهای آموزشی زبان انگلیسی به آنها پرداخته شده میتوان به عدم اشاره به مسائل و مشکلات هر چند کوچک و سعی در خوشبخت نشان دادن همه اقوام و ملیتها در کشورهای فوق، تبلیغ در راستای عادیسازی برخی رفتارهای مانند روابط پسر و دختر و داشتن دوست از جنس مخالف، حتی برای متأهلها، تبلیغ برخی مکاتب و ایدههای فکری و سیاسی، تبلیغ برای جذب گردشگر و گردشگری و در نتیجه درآمدزایی و یا احتمالاً ادامه برنامه آموزشی برای جذب افراد با استفاده از تصاویر و مطالب مربوط به جاذبههای مادی و بعضاً جنسی اشاره کرد.
وی تأکید کرد: توجه داشته باشیم که «آموزش در دوران کودکی مانند حکاکی روی سنگ است»، چون این آموزشها در ضمیر پاک کودکان ایرانزمین حک شده و مانند باورهای آنان استوار میشود.
بهاروند احمدی عنوان کرد: امروز آموزش زبان انگلیسی و به کار بردن کلمات انگلیسی کار با ارزشی تلقی میشود و در مقابل، آموزش و صحبت کردن به زبانهای بومی و محلی را کار افراد غیرروشنفکر و عوام میدانند. به گفته بسیاری از بزرگان غرب، بعد از رنسانس، اکثر داشتههای فرهنگی طی پنجاه سال از دست رفته و به «افت فرهنگی» دچار شدند ولی با این اوصاف در این کتابها از شاخصههای فرهنگی به ابتذال کشیده شده غرب، تمجید و از آنها به نیکی یاد میشود.
این کارشناس ارشد منابع طبیعی و محقق در حوزه جنگ نرم اظهار کرد: دانشآموزانی که برای آموزش زبان به زبانسراها مراجعه میکنند، با فراگرفتن آموزهها، داستانها و مطالب بیان شده در آن کتابها تحت تأثیر موضوعات مطرح شده، رفتارها، تصاویر، افراد و در کل فرهنگ برنامهریزی شده قرار میگیرند ولی اطلاعی از دشمنیهای علنی علمی و گفتاری دولتهای آنها ندارند و در بسیاری از موارد برای آنان نیز بیان نمیشود.
بهاروند احمدی ادامه داد: با این وجود، بهواسطه مطالب ذکرشده بیشتر افراد دلبسته شهرها و تجملات آنان میشوند درحالی که نمیدانند آن خوانندهای که عکس او را روی دیوار اتاقشان میزنند و بارها در این گونه کتب از وی و موفقیتهایش یاد شده است همان کسی است که وقتی بعد از اجرای کنسرتش متوجه حضور یک ایرانی میان شرکتکنندهها میشود میگوید: «اگر میدانستم یک ایرانی هم به کنسرت من آمده هرگز اجرا نمیکردم».
اقدامات دشمنان در کتبهای آموزشی، تکهای از پازل جنگ نرم است
وی در پایان اقدامات دشمنان در قالب کتبهای آموزشی زبان انگلیسی را تکهای از پازل بزرگ جنگ نرم دانست و گفت: این نکته قابل توجه است که با توجه به اهمیت آموزش زبان انگلیسی آیا چارهای جز استفاده از کتابهای تألیف شده انگلستان و آمریکا نیست؟ آیا هیچ مدرس زبان، زبانسرا و انتشاراتی توانایی تألیف و تهیه کتابی متناسب با فرهنگ ایران اسلامی را ندارد؟ و یا برای آموزش یک زبان بیگانه به فرزندانمان باید این همه خطر و هجمه فرهنگی و فکری را پذیرا بوده و شاهد دلباختگی برخی فرزندانمان به آداب و رسوم مفلوک و محتضر غرب باشیم؟