
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از زنجان، مشهد، سالهاست که به وجود مولایی نورانی گشته که عرض ارادت به ساحت مقدس و مطهرش نه تنها نیازمند انبانی از دارایی دنیا نیست، بلکه تنها بسته به سلامی و صلواتی است «اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ؛ خدایا رحمت فرست بر علیبن موسیالرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.»
بیراه نرفتهایم اگر بگوییم که إذن دخول حرم مطهر مولای مهربانی و رأفت، پاسخی جز «آری، پذیرایت هستم!» ندارد. کافی است دلت گره بخورد به برق گنبد طلای بارگاه بیمثالش و دل بکنی از طلای بیارزش دنیا؛ آنوقت به چشم برهم زدنی پای ایوان طلای مولای مهربانی مییابی خودت را و چه نسیم فرحبخشی به مشامت میرسد آنجا!
در کوچه و خیابانهای این شهر، غربت معنا ندارد، وقتی نگاهت به برق گنبد طلایی است که نشان همیشگی کمال است و ابدیت. میهمان مولا که باشی، تمام کوچه پسکوچههای این شهر آغوش برایت باز میکنند تا به مقصد راهنمایت شوند.
مولای ما اینجا، هیچ غربالی برای جدا کردن افراد ندارد. همه از شراب مِهرش سیراب میشوند و هیچ زائری را نمییابی که از این شهر بار سفر ببندد، مگر اینکه پیش از بسته شدن چمدانهایش، نامه حاجتش امضا شده باشد.
دستانی که به هنگام عبور از جوار حرم مطهر و ملکوتی ثامنالحجج(ع) به نشانه احترام بر سینه میرسد و زمزمه زیبای «السّلامُ عَلیک یا عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی» که جاری میشود، آغاز سفر روحانی هر روزه مجاوران حرم مطهر مولای مهربانی است.
مشهد، مأمنی است که به قول علیرضا سپاهیلائین، هر عاقلی را مدهوش و دیوانه مهربانی و رأفت امام هشتم میکند: «دیوانه را بگو طلب عقل تا به چند؟/ من میرسم کنار تو دیوانه میشوم»
16 شهریور امسال، مصادف شده است با یازدهم ذیالقعده و به نام مطهر علیبن موسیالرضا(ع) مزین شده است. دستی بر سر و روی دلهایمان میکشیم و پیشکش قدوم مولای مهربانی و رأفت میکنیم؛ همچون ابیاتی که گرچه به زبان ترکی سروده شدهاند، اما به گوش هر غریبهای نیز نوایی آشناست: «کوچه لره سو سپمیشم/ یار گلنده توز اولماسون»