
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، تفاوت میان شنیدن و دیدن بسیار زیاد است. هیچگاه نمیتوان لحظاتی که انسان با وجود خودش لمس میکند را با شرایط که انسان همان واقعه را میشنود مقایسه کرد. اما وقتی روزهایی را درک نکردهایم و میخواهیم از آن زمان بدانیم بهترین راه این است که از کسانی سراغ آن ایام را بگیریم که شنیدهها را از نزدیک دیدهاند.
محمد سیروانی، مسئول تخریب تیپ جوادالائمه(ع) یکی از همان کسانی است که روزهای حماسه و خون را از نزدیک لمس کرده است.
وی که متولد سال 1343 است، درباره آن روزها گفت: برای اولین بار سال 60 داوطلبانه به جبهه رفتم و ابتدا در جبهه جنوب خط پدافندی منطقه بٌستان ـ چزابه خدمت کردم، اما بعد به عضویت سپاه پاسداران درآمدم.
نتیجه 2941 روز حضورم در جبهه شرکت در 12 عملیات است
وی افزود: در طول مدتی که در جبهه بودم بر جسب وظیفهای که بر عهدهام بود(حضور در گردان تخریب) هرجا احساس نیاز بود چه در جنوب، چه در غرب و چه در جنوب عزم حضور پیدا میکردم و نتیجه 2941 روز حضورم در جبهه شرکت در 12 عملیات است.
این جانباز دفاع مقدس بیان کرد: عملیات فتحالمبین در فکه، رمضان در منطقه کوشک، والفجر مقدماتی در فکه، والفجر 1 در دشت عباس، والفجر 3 در منطقه مهران و عملیات بدر در جنوب جزایر مجنون از جمله عملیاتهایی بود که در آن شرکت کردم.
سیروانی افزود: البته بعد از جنگ نیز تا سال 69 به علت آماده بودن در برابر تحرکات دشمن و تثبیت خطوط مرزی در مناطق مرزی ایران و عراق باقی ماندم.
وی بیان کرد: آنچه در جنگ هشت ساله ما نمود داشت روحیه انسانی رزمندگان ایرانی و خباثت دشمن بود، ما در سال 66 حدود 12 هزار نفر از کردهای عراقی را که از حملات شیمایی عراق فرار کرده بودند را پناه دادیم و سه ـ چهار ماه از آنان پذیرایی کردیم در حالی که از دشمن چیزی جز خباثت دیده نمیشد.
این رزمنده ایام دفاع مقدس اظهار کرد: ما دستور داشتیم که تا آنجا که ممکن است به هیچوجه به خود مردم عراق آسیبی وارد نشود که نشان از روحیه انسانی بود که رزمندگان ما داشتند در حالی که دشمن بعثی به مردم عادی رحم نمیکرد و از هیچ جنایتی در حق مردم مناطق اشغال شده فروگذار نمیکرد.
مظلومیت دزفول در هشت سال دفاع مقدس
سیروانی ادامه داد: از خباثتهای دشمن همین کافی است که بدانیم که شهر دزفول که شهر کوچکی است حدود 140 بار موشک باران شد و اگر سری به مزار شهدای دزفول بزنیم میبینیم که در جنگ از یک فامیل کاهی بیست نفر با هم شهید شدهاند.
وی عنوان کرد: در طول جنگ با افراد بزرگی چون شهید قائانی، شهید طاهری و شهید برونسی آشنا شدم که افتخار داشتم در سه عملیات میمک، والفجر 3 و بدر از حضور در محضر شهید برونسی که فرمانده تیپ جواد الائمه بودند، استفاده کنم.
این جانباز دفاع مقدس درباره روحیات شهید برونسی گفت: ایشان بسیار اهل ذکر بود و مداوم ذکر یا فاطمه و یا زهرا بر لب داشت، خاطرم هست در عملیات والفجر 3 به عنوان مسئول تخریب تیپ جوادالائمه(ع) همراه با چند نفر دیگر خود را به شهید برونسی معرفی کردم.
سیروانی ادامه داد: شهید برونسی شخصاً معرفینامه را از من گرفت و پرسید که آیا غذا خوردهایم یا نه و سپس شخصاً خود ایشان علیرغم اینکه فرمانده تیپ بودند سفر را برایمان پهن کردند و فانوسی وسط سفره گذاشتند و همراه ما چند لقمهای خوردند.
وی افزود: در همین عملیات با شهید برونسی به قله کله قندی آمدند و در تمام مدت ذکر میگفتند و نام حضرت فاطمه(س) را بر زبان جاری میساختند.
به نقش جهاد سازندگی و آموزش و پرورش در جنگ کمتر پرداخته شده است
این رزمنده دفاع مقدس گفت: دشمن ما دشمن ضعیفی نبود بلکه با توجه به حمایتهای سایر کشورها از وی و امکاناتی که در اختیار او میگذاشتند تبدیل به یکی از مقتدرترین ارتشهای خاورمیانه شده بود در حالی که ما حقیقتاً به تنهایی مبارزه میکردیم.
سیروانی درباره فعالیت رسانهها در زمیته تبیین تاریخ دفاع مقدس گفت: رسانهها در زمینه تاریخ دفاع مقدس کار زیادی انجام دادهاند اما متأسفانه کار کاربردی و کارشناسی صورت نگرفته و کمتر به لایههای پنهان جنگ پرداخت شده است.
وی بیان کرد: بهعنوان مثال به نقش جهاد سازندگی و آموزش و پرورش در جنگ کمتر پرداخته شده است و از طرفی کردستان و کسانی چون شهید محمود کاوه که در آنجه حماسه آفرینیها کردند مظلوم ماندهاند بهگونهای که ما در جبهه غرب و کردستان حتی یک یادمان از شهید کاوه نداریم در حالی که این شهید بزرگوار حقیقتاً قهرمان کردستان بود.
این رزمنده دفاع مقدس افزود: برخی از آثار سینمایی مانند اخراجیهای 1 و 2 تا حدی توانست به لایههای کمتر پرداخته شده جنگ بپردازد چرا که ما در جبهه کسانی را داشتیم که به لحاظ رعایت مسائل دینی مقید نبودند اما پس از حضور در جبهه و درک فضای معنوی آنجا در کنار افرادی چون شهید برونسی اصلاح میکردند و خیلیهایشان به مقام شهادت نیز رسیدند.
سیروانی عنوان کرد: به نظرم مظلومترین قشر در میان فعالان در زمان دفاع مقدس جانبازان شیمایی و جانبازان اعصاب و روان هستند چرا که سختیهای فراوانی را متحمل میشوند و کسانی که نسبت به برخی از امتیازاتی که به ایثارگران داده میشود سخنهایی بر زبان میآورند باید یک لحظه بیندیشند که آیا چیزی جای سلامتی انسان و یا عزیزی که از دست داده میگیرد.
خانواده رزمندان در دوران دفاع مقدس بسیار نقش مهمی ایفا کردند
وی عنوان کرد: خانواده رزمندان نیز در دوران دفاع مقدس بسیار نقش مهمی ایفا کردند. خودم در سالهای دفاع مقدس ازدواج کردم و علیرغم اینکه معلوم نبود تا کی زنده باشم و آیا به سلامت برگردم یا نه همسرم زندگی مشترک با من را پذیرفت و سال آخر همراه من به اهواز آمد.
این رزمند دفاع مقدس یادآور شد: هر وقت دلتنگ آن روزها میشوم این شعر را با خودم زمزمه میکنم که خوشا روزی که گرم جنگ بودیم/ میان رنگها بیرنگ بودیم/ دل هرکس شهادت را طلب داشت/ حدیث عشق و مستی را به لب داشت.