
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، جلالالدین محمدبن محمدبن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلالالدین محمد بلخی، در ششم ربیعالاول سال 604 هجری درشهر بلخ دیده به جهان گشود. با لقبهای خداوندگار، مولانا، ملّای روم میان فارسزبانان شهرت یافته است. لقب «مولوی» در قرنهای بعد برای وی بهکار رفته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانستهاند. خانوادهٔ وی از خانوادههای بلخ بود.
مثنوی معنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. مولانا در ابتدای این کتاب به آن عنوان «اصول دین» میدهد. گفته میشود مجموعه عظیم و پربار بیست و شش هزار بیتی مثنوی معنوی درهجده بیت اول که «نی نامه» شهرت یافتهاست، خلاصه میشود. «نی» همان مولاناست که بهعنوان نمونه یک انسان آگاه و آشنا با حقایق عالم معنا، خود را اسیر این جهان مادّی میبیند:
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
مولوی با توشهگیری از قرآن به مفاهیم و آیات قرآنی اقتدا کرده است که با تأمّل بیشتر میتوان به آنها هم پی برد. در این زمینه علی صافی مدرس دانشکده اصول دین دزفول، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآنی(ایکنا) از خوزستان، با اشاره به سیر تاریخی کاربرد مضامین آیات و روایات در شعر فارسی، اظهار کرد: کاربرد مضامین آیات و روایات در شعر و ادب فارسی پیشینه طولانی دارد.
وی گفت: مضامین آیات و روایات از قرن سوم هجری قمری کمکم در شعر فارسی شروع به سرایش کرد و تقریباً بیشتر شعرا و نویسندگانی که به فارسی مینوشتند، به این مهم توجه کردهاند و از آیات و روایات بهره گرفتهاند. اوج این بهرهگیری از آیات و روایات در شعر فارسی به قرنهای ششم، هفتم و هشتم بازمیگردد.
مدرس دانشکده اصول دین دزفول با تأکید بر نقش پررنگ مولوی، اظهار کرد: مولوی جز شعرایی است که بسیار گسترده برای انتقال مفاهیم عرفانی از آیات و روایات استفاده کرده است. مولوی در ابتدا مثنوی تصریح کرده که مثنوی شفای بیماریهای روحی و آشکارکننده رازهای قرآنی است که استنادی بر عظمت حقیقت این مجموعه است.
صافی اظهار کرد: در حدود 4500 مورد مضمون آیات قرآن بهطور مستقیم و غیرمستقیم در اشعار مولوی بهکار رفته است. هر چند این بهکارگیری مضامین بهصورت تلمیح، اقتباس، استعاره و یا در قالب دیگر صور خیال در مثنوی وارد شده است که نمونههایی در این باب بیان میشود.
وی با اشاره به این ابیات از مثنوی مولوی «مصطفی را وعده کرد الطاف حق، گر بمیری تو نمیرد این سبق، من کتاب و معجزهت را رافعم، بیش و کمکن را ز قرآن مانعم ، من ترا اندر دو عالم حافظم، طاعنان را از حدیثت رافضم، کس نتاند بیش و کم کردن درو، تو به از من حافظی دیگر مجو» تصریح کرد: این ابیات در نهایت زیبایی، به حفظ قرآن از هر گونه و دستبرد و تحریف اشاره دارند که ظهوری روشن از آیه: «إِنَّا نحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظونَ؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما بهطور قطع آن را پاسدارى مىکنیم» (حجر/9) است. در این آیه خداوند وعده حفظ قرآن را هر نظر داده است که بنابر وعده خداوند قرآن از هر گونه تحریف و نابودى دشمنان، محفوظ است؛ این کاربرد در مثنوی به نحو زیبایی نمادی از پیوند مولوی با مفاهیم قرآن و کاربری آنها نزد این شاعر عارف است.
مدرس دانشکده اصول دین دزفول عنوان کرد: در جای دیگر مولوی به بهانهگیریهای کفار و استهزا و تهمت جادوگری آنها نسبت به پیامبر(ص) پرداخته و اقتدای خود را به آیات قرآن این گونه عنوان کرده است:
ای رسول ما تو جادو نیستی، صادقی همخرقه موسیستی، هست قرآن مر تو را همچون عصا، کفرها را در کشد چون اژدها
صافی توضیح داد: در این بیان شعری، مولوی مضمون آیه: «وَ عجَِبُواْ أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنهُْمْ وَ قَالَ الْکَافِرُونَ هَاذَا سَاحِرٌ کَذَّاب؛ در شگفت شدند از اینکه بیم دهندهاى از میان خودشان برخاست. و کافران گفتند: این جادوگرى دروغگوست»(ص/4) را به سرایش گذاشته است.
وی در ادامه به آیات سوره مزمل اشاره کرد و گفت: مولوی با زبان شعری عارفانهاش، تزمل پیامبر(ص) و برگزیده شدنش از سوی خداوند سبحان را سروده و اشارت را به تضمین ذکر خضر نبی جهت داده و پیامبر(ص) را به او مانند کرده است:
خواند مزمل نبی را زین سبب
که برون آ از گلیم ای بوالهرب
سر مکش اندر گلیم و رو مپوش
که جهان جسمیست سرگردان تو هوش
هین مشو پنهان ز ننگ مدعی
که تو داری شمع وحی شعشعی
هین قم اللیل که شمعی ای همام
شمع اندر شب بود اندر قیام
باش کشتیبان درین بحر صفا
که تو نوح ثانیی ای مصطفی
خیز بنگر کاروان رهزده
هر طرف غولیست کشتیبان شده
خضر وقتی غوث هر کشتی توی
همچو روحالله مکن تنها روی
این مدرس دانشکده اصول دین دزفول به کاربری متفاوت دو مفهوم شهادت و هلاکت در شعر مولوی اشاره و تصریح کرد: در مثنوی با نگاهی حماسی «شهادت» حمزه عموی پیامبر(ص)، زبان شعر به تن کرده است. آنگاه که حمزه نگاه حماسی خود را به شهادت بیان میکند و اینکه تعالیم محمدی چگونه واقعیت درباره مرگ را به بهترین معنا جهت میدهد که مرگ وداع و نابودی نیست:
گفت حمزه چونک بودم من جوان
مرگ میدیدم وداع این جهان
سوی مردن کس برغبت کی رود
پیش اژدرها برهنه کی شود
لیک از نور محمد من کنون
نیستم این شهر فانی را زبون
از برون حس لشکرگاه شاه
پر همیبینم ز نور حق سپاه
آنک مردن پیش چشمش تهلکهست
امر لا تلقوا بگیرد او به دست
و آنک مردن پیش او شد فتح باب
سارعوا آید مرورا در خطاب
الحذر ای مرگبینان بارعوا
العجل ای حشربینان سارعوا
علی صافی در پایان بر نقش پررنگ شعر در انتقال مفاهیم قرآنی اشاره کرد و گفت: در این زمینه توجه به سخنان روشنگر معصومین(ع) در مدح شعرایی که شعر را به خدمت دین و همسو با تعالیم قرآنی بکار گرفتهاند، ذهن حقیقتجو را به مقوله مهم و تأثیرگذار کاربری شعر در انتقال مفاهیم قرآنی رهنمون میکند. بنابراین شعر در همه قوالب تأثیرگذارش از جمله صور خیال بهدلیل ارتباطی که مردم با آنها دارند، عنصری بیبدیل در انتقال مؤثر مفاهیم قرآن است.