
خدای من! دلم بیتاب است برای آشتی با تو، در این روز دست نیاز خود را تا عنایت تو بالا می آورم و دل خوش می کنم به دعایی که به آن وعده استجابت داده ای در عرفات.
امروز، روز عرفه است. روز میهمانان زیارت بیتالله و عرفاتنشینان نیاز و نیایش. روز سوگند به عظمت لایزالی خداوند. روز توسل به مقام ربوبیت حضرت حق.
عرفه روزی است که باید برای تکامل باورها و برای رسیدن به مراتب بالای معرفت، چون حضرت مسلم بنعقیل(ع) شهادت را برگزید یا همچون حضرت امام حسین(ع) آماده سفر شهادت شد. این سو، کوفه است و فرزند عقیل و نامردمانی عهدشکن.
و آن سو دستهای پراجابت حسین(ع) است که آسمان را مجذوب خود کرده و این سو حسین(ع) است که اشکهای بلورینش غوغا در دل عرش افکنده است.
رب من! این منم بنده خطاکار تو، این من هستم که غفلت ورزیدم، این من هستم که عهد شکستم. این من هستم که با چشمانی اشکبار اقرار میکنم به گناهانم، اقرار میکنم به تمام نعمتهایی که از آنها برخوردارم ساختهای. ای خدایی که از گناه بندگانت هیچ زیان به تو نمیرسد و از طاعتشانهم بینیازی! درگذر از گناهانم.
روز عرفه، روز استغفار است و طلب بخشش. روز توسل، روز یادآوری عجز خویش و توانایی خداوند است. روز تسبیح و نجوای «لا اِللّه اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُوَحِّدینَ» است.
عرفه، روز رهایی از تعلقات است برای قربانی کردن نفس و منیت و صحرای عرفات، قربانگاه است. حسین(ع) در عرفه همان بیتالحرام عبودیت به عبودیت و بندگی دست یافت و در برابر معشوقش سجده کرد.
الهی! تو را میخوانم به زبانی که حسین(ع) در روز عرفه و در و دایش با سرزمین عرفات خواند «اَلَّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَاَنّی اَراکَ ...»، و امروز فرصتی است تا خود، این مدعی عنوان خلیفه اللهی را، به پای میز محاکمه بکشانم و زمزمه کنم «لا اِللّه اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُوَحِّدینَ».
باید در عرفات دل نفس را در هر لحظه رمى جمرات کرد بر سجادهای که به وسعت هستی گسترده است سجده کرد و گفت؛ بارالها! هر آنچه جز تو در من تجسم شود، محکوم به نابودى است.
باید که از رب، آن مهربان بخشنده خواست غروب عرفه را غروب گناهانمان گرداند تا شاید در طلوح محشر شرمسار ذات اقدس الهی نباشیم. «اَلْحَمْدُللّهِ الّذی لَیْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَ لِالَعطائِهِ مانِعٌ وَ لا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعَ».
سعیده مجتهدی/ شعبه استان مرکزی