
این روزها آسمان شهرم رنگ و بوی ولایی گرفته، انگار که این حس و حال از جنس خوبی است؛ خوبی اهل بیت(ع) که در جان و دلمان ریشه دوانده است. اهل بیت(ع) به شخص محدود نمیشود از بزرگمرد مردانگی و غیرت؛ مولای متقیان آغاز می شود و تا آخرین ذریه پاکش ادامه دارد.
اما ارادات به امام حسین(ع) در خوزستان و کوچه پس کوچههایش حکایت غریبی دارد، نه به قلم میآید و نه حتی به زبان توصیف. باید لمس شود هر آنچه هست، باید بود و دید هر آنچه که این روزها در استان خوزستان جریان دارد.
چند روزی است که به میمنت بزرگداشت عید غدیر، خوزستان غرق شادی و سرور بود و دروازه تشیع به ایران اسلامی حق مطلب را ادا کرد و مردمان ولایتمدار خوزستان تجدید بیعتی دوباره داشتند با امام علی(ع).

هنور عطر و بوی ولایت در شهرمان رایحهای خوش از خود به جا گذاشته بود که خوزستان پذیرای پیرغلامان حسینی شد، پیرغلامانی که ظهر سهشنبه وارد فرودگان بینالمللی اهواز شدند، مراسم استقبال در بلوار ساحلی اهواز، میان ارادات مردم خوزستان برگزار شد.
از دور که میآیی نام کتابخانه مرکزی خوزستان را میبینی، میفهمی که نزدیک شدهای، به محلی که همه اهوازیها به نام یادمان بینالحرمین میشناسند، نماد اجلاسیه در پیش چشمانت خودنمایی میکند، هرچه نزدیکتر میشوی نام حسین(ع) تجلی بیشتری مییابد.
مردانی به احترام عزای سیدالشهدا(ع) یکپارچه سیاهپوش با ردایی منقش به «السلام علیک یا اباعبداللهالحسین» به تو خوش آمد میگویند.

بر صندلیها مینشینی، با چرخش نگاه، زنان و مردانی از جنس عشق به اباعبدالله(ع) را میبینی که آمده بودند تا در مراسم استقبال از پیرغلامان حسینی حضور داشته باشند، هرکس به لهجه و زبانی، عشقش را به زبان میراند.
آسمانی آبی با ابرهایی پراکنده و نوای «حسین آرام جانم» همه سهم ظاهری آن فضا بود، پیرمردانی که افتخار غلامی حسین(ع) را بر دوش دارند سوار بر ویلچر، تکیه زده بر عصا، سمعک در گوش، لکههای پیری بر دست و صورت و چشمانی پر از اشک نشان دادند که خون حسین هیچگاه خشک نخواهد شد.

مدعوین یک به یک آمدند و در این میان پرچم یا حسین به همراه خوانش باز این چه شورش است که در خلق عالم است جلوهای دیگر یافت.
به غروب نزدیک میشویم نورافکنها روشن میشوند، کاظم آذرپیرا آیاتی از کلام قدسی را قرائت کرد و احمدرضا درخشان اذان را گفت، همگان به نماز ایستادند تا به تأکید مولایشان لبیک گویند. حضور مردم در مراسم، بخاطرمان آورد که حفاظت از دین سن و سال نمیشناسد چه صد ساله باشی و چه شش ماهه باید از دین به دفاع برخیزی و بایستی تا هویت داشته باشی.

سرها پایین بود که قطرات معطر گلاب را بر دستهامان حس کردیم، شمیم اسپند از سویی دیگر فضا را معنویت بخشیده بود.
دوربینهای عکسبرداری و فیلمبرداری آماده بودند تا چهره عاشقان حسینی را به تصویر بکشند. تصویری از تسبیحهایی به دست، ذکری بر لب، کسی چه میداند شاید از خدا خواهان حضور ارباب بر بالینشان در هنگام مرگ باشند، شاید خواهان حضور اربابشان بر دری از درهای بهشت هستند تا بدون او وارد نشوند و شاید از همه اولیتر خواهان روسفیدی در پیشگاه حسین بن علی(ع) هستند.

اینجا مردانی با لباسهای محلی در اینجا حاضرند تا به همه ثابت کنند عشق ثارالله به قاره و نژاد نیست این عشق معرفت میخواهد و چشمی روشنبین.
سیما محسنی/ شعبه خوزستان