
همسایهای در نزدیکیات روزهایش را با اشک به شب میرساند، دوست چندین سالهات در فراق عزیزی شبهایش را با تلخی به صبح میرساند، دختر یکی از آشنایانت از روی سنتی غلط و خلاف علاقهاش مجبور است پای سفره عقد بله بگوید و تو هیچکدام از اینها را نمیبینی.
شاید چون زیادی نماز خواندن وقتت را گرفته و فرصتی برای اینکه نگاهی به دور و برت بیندازی نداری. به فرزندت قولی دادهای، قرار است او را عصری به یک تفریح دوستانه و خانوادگی ببری، اما شرکت در یک جلسه مذهبی فرصتی برایت باقی نگذاشته تا به عهدی که با او بستهای عمل کنی، ممکن است حتی بعد از اینکه از تو بپرسد که چرا به قولت عمل نکردهای روی ترش کنی و بگویی مگر ندیدی فلان جلسه بودم.
به عهد و پیمانی که میدهیم وفادار باشیم
تلاش میکنی تا به واجبات دینیات عمل کنی و به همین دلیل در انتخاب همسر هم معیارت ایمان است، به خواستگاری رفتهای و قول و قراری هم گذاشتهای، اما در این میان با خانواده دیگری آشنا میشوی که احساس میکنی دخترشان را بیشتر از کسیکه به خواستگاریاش رفتهای میپسندی، بدون اینکه کوچکترین سخنی بگویی به خواستگاری دختری که تازه با او آشنا شدهای میروی و خانواده اول زمانی میفهمند که آن قول و قرارها به هم خورده که تو رَخت دامادی پوشیدهای.
با یکی از همکلاسیها، دوستان و یا همکارانت نشستهای و او اشکالی بر یکی از عقاید دینی و فکری تو وارد میکند ناخودآگاه از کوره در میروی و فریاد برمیآوری که چقدر همه بیدین شدهاند و چرا کسی جلوی این افکار منحرف را نمیگیرد؟
بهراستی ملاک ایمان و دینداری چیست؟
اما بهراستی ملاک ایمان و دینداری چیست؟ در اینکه نماز یکی از واجبات دین است شکی نیست و در این باورکه روزه راهی برای رسیدن به معبود است نیز نمیتوان خللی وارد کرد اما برای سنجش میزان دینداری مان همین نماز و روزه کافی است؟
مگر ما مؤمن به همان رسولی نیستیم که فرمود هرکس فریاد مسلمانی را که کمک میخواهد بشنود ولی به دادش نرسد مسلمان نیست..مگر همه انبیا الهی نیامدند که راههای کج را صاف کرده و مردم را از خرافات و بدعتهای غلط نجات دهند؟ مگر ما نمیگوییم قرآن کتاب آسمانی و هدایتبخش ما اهل توحید است و در همین قرآن در وصف مؤمنان آمده است «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ؛ آنان که امانتها و عهدهای خود را رعایت مىکنند.سوره مؤمنون/ آیه8.
مگر ما شیعه همان امامی نیستیم «امام جعفر صادق(ع)» که بارها و بارها در کمال آرامش و متانت حتی با کسانیکه به یکتایی خدا ایمان نداشتند به گفتوگو نشست و سؤالاتشان را پاسخ داد بدون اینکه کوچکترین اهانتی به آنان بکند.
مگر ولی نعمت ما حضرت رضا(ع) با یهود، نصرانی و زرتشتی به مناظره و گفتوگو نشست و در نهایت همه به علم او اعتراف کردند. پس چه میشود که به مشکلات اطافیان خود بیتوجهیم، عهدهای خود را میشکنیم، به آزادی ابراز عقاید دیگران احترام نمیگذاریم ولی نام مسلمان بر خود میگذاریم..حال باید این سؤال را دوباره از خود بپرسیم که آیا دینداری به زیاد روزه گرفتن و زیاد نماز خواندن است؟
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی