کد خبر: 1473103
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۱

دمی با مؤلف المیزان در کتاب «علامه طباطبایی و حدیث»

گروه اجتماعی: به گفته مؤلف کتاب «علامه طباطبایی و حدیث» محققان متعددی زوایای مختلف کتاب تفسیر المیزان را بررسی کرده‌اند، اما کاوش این تفسیر ارزشمند با رویکرد روایی اولین پژوهش از این دست است که در این تألیف به رشته تحریر در آمده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان،‌ به گفته مؤلف کتاب «علامه طباطبایی و حدیث» محققان متعددی، زوایای مختلف کتاب تفسیر المیزان را بررسی کرده‌اند، اما بررسی این تفسیر ارزشمند با رویکرد روایی اولین پژوهش از این دست است که در کتاب علامه طباطبایی و حدیث(روش‌شناسی نقد و فهم حدیث از دیدگاه علامه طباطبایی در المیزان) به رشته تحریر در آمده است.

به روایت مؤلف کتاب علامه طباطبایی و حدیث؛‌ علامه سیدمحمدحسین طباطبابی 29 ذی‌الحجه سال 1321 هجری قمری مصادف با 1281 هجری شمی در تبریز متولد شد. از طرف پدر از سادات حسنی و از طرف مادر از سادات حسینی بود؛ به «حسنی حسینی» و «طباطبایی» هر دو شهرت داشت.

علامه از سن 9 سالگی به مدت 6 سال تحصیلات ابتدایی مرسوم را در کنار ادبیات خوشنویسی فرا گرفت،‌ آن‌گاه وارد مدرسه طالبیه تبریز شد و ظرف مدت هشت سال به تحصیل علوم دینی پرداخت. در سال 1344 هجری قمری جهت تکمیل تحصیلات دینی به نجف اشرف رفت و به مدت ده سال در آن حوزه از محضر اساتید به نام در علوم مختلف بهره‌مند شد.

دوران پربار علم‌اندوزی و خودسازی علامه در نجف اشرف پس از ده سال به‌دلیل مشکلات اقتصادی به سرآمد و در تاریخ 1354 هجری قمری به تبریز بازگشت. این دوره ده سال طول کشید که ضمن آن علامه به احیای اراضی و باغاتی پرداخت که طی سال‌ها از رونق افتاده بودند. این روزگار را وی این گونه توصیف می‌کند: «سال 1314 بر اثر اختلال وضع معاش ناگزیز از مهاجرت به زادگاه اصلی خود شدم و ده سال و ... در آن سامان به سر بردم که حقا باید این دوره را در زندگی خود دوره خسارت بشمارم. زیرا در اثر گرفتاری ضروری به معاشرت عمومی برای تأمین معاش از تدوین و تفکر علمی جز مقداری ناچیز بازمانده و پیوسته با یک شکنجه درونی به سر می‌بردم».

در فقه و اصول علامه خود را شاگرد مرحوم آیت‌الله محمدحسین نائینی معرفی کرده که از ایشان اجازه اجتهاد و روایت دارد. در فلسفه خود را شاگرد محقق متبحر سید حسین بادکوبه‌ای می‌داند؛‌ علامه اصول کلی رجال را نزد مرحوم آیت‌الله حجت فراگرفت و از ایشان اجازه روایت داشت.

علامه به دو زبان عربی و فارسی تالیفاتی داشته است و برخی از آن‌ها در زمان حیات او از عربی به فارسی یا احیاناً برعکس و نیز به زبان‌های دیگر ترجمه شدند. علامه کتاب‌های متعددی دارد که میان تمام این کتاب‌ها با وجود تفاوت‌هایشان «تفسیر المیزان» جایگاه منحصر به فردی دارد. این کتاب به‌دلیل تعدد مجلدات، گسترده موضوعاتی که به آن پرداخته، سبکی که در تفسیر برگزیده و نقادی آن از احادیث نه تنها میان تألیفات علامه مانند ندارد بلکه در نوع خود به لحاظ جمع تفسیری، کلامی و حدیثی یگانه است.

مفسر المیزان به رغم سبک غیر‌نقلی‌اش به نقل روایاتی در تفسیر خود توجه دارد. وی در تفسیر خود کوشیده تا مباحث مختلف تفسیری، روایی، فلسفی و ... را در هم نیامیزد. علامه در گزارش روایات شیوه اختصار برمی‌گزیند و به دلایل گوناگون تنها به ذکر نمونه‌هایی از مجموعه احادیث یک موضوع بسنده می‌کند. در بحث روایی علامه از منابع مختلف حدیث شیعه و سنی برای نقل روایات استفاده کرده که آقای اوسی در استقصای خود 200 مورد از این موارد را جمع‌آوری کرده است.

مؤلف کتاب «علامه طباطبایی و حدیث» با استخراج داوری‌های علامه و ساماندهی به نظریات ایشان در نقد و فهم حدیث تداوم حرکتی باشد که این متفکران اندیشه‌ور جهت پیراستن گنجینه گرانقدر حدیث در دوره معاصر آغاز کردند. مؤلف در فصل اول ابتدا روایات فقه‌الحدیثی از پیامبر اکرم(ص) به تفصیل و ائمه(ع) به اجمال گزارش شده و در مرحله بعد معیارهایی را که اندیشه‌وران در علوم مختلف عنوان کرده‌اند پس از ارزیابی و گزینش عنوان شده است. این بخش در عین اینکه دستاورد عالمان را در این حوزه منعکس می‌کند، جایگاه و عمق نظرات علامه را نیز می‌نمایاند.

در فصل دوم زندگی‌نامه علامه طباطبایی به اختصار گفته شده و المیزان و بحث روایی آن به اجمال معرفی شده است. در فصل‌های سوم، چهارم، پنجم،‌ ششم و هفتم، در هر فصل رویکرد علامه به یک دسته از احادیث بررسی شده‌ است. در همه فصول ابتدا بحث نظری درباره این دسته روایات در دو مرحله دیدگاه عالمان و دیدگاه علامه ارائه می‌شود و آنگاه عملاً شیوه برخورد علامه در المیزان با در نظر گرفتن نمونه‌ها بررسی می‌شود. در فصل پایانی کتاب، مجموع معیارهای مورد استناد علامه در نقد روایات تحت عنوان معیارهای مشترک نقد روایات در هشت محور مطرح شده است.

منبع: «کتاب علامه طباطبایی و حدیث» شادی نفیسی

captcha