به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی حج، «ساجده علویفر» در نشريه دانشجويی «سپيدار» بسيج دانشجويی دانشگاه تهران نوشته است: داستان حجاب داستانی بسيار با پيشينه و پرفراز و نشيب است. از دهها زاويه میتوان به اين قضيه پرداخت و سئوالات مختلفی طرح كرد. اينكه ريشه و فلسفه حجاب چيست؟ از چه زمانی و به چه شكلی در ميان بشر رواج داشته و آنچه جهان مدرن آن را زير سئوال برده چيست و تبعات و نتايج اين بیحجابی چه بوده است؟
اما نگاهی كه قرآن به اين مسأله دارد كموبيش مورد غفلت قرار گرفته است و حداكثر استفادهای كه از قرآن درباره مسأله حجاب شده است، بيان حدود شرعی و توصيههای اخلاقی است. در حالیكه قرآن مساله حجاب را به شكلی نظاممند و در بستری از مسائل سياسی، اجتماعی و خانوادگی طرح میكند؛ آن را نه محدود به پوشش زنان میكند و نه به نگاه مردان. در واقع مسألهای كه قرآن به طور كلی به آن میپردازد، «عفاف» است.
دليل انتخاب اين زاويه برای بحث كردن راجع به حجاب (كه همان زاويه نگاه قرآن است) اين است كه هر چقدر زن و مرد به فلسفه حجاب و عفاف آگاه باشند و هر چقدر هم كه آن را ضروری بيابند، تا زمانیكه ريشههای فردی و اجتماعی بیعفافی از بين نرفته باشد، افراد موفق به رعايت كامل آن نمیشوند. امروزه میبينيم حتی ميان افرادی كه خود را پايبند به مذهب میدانند و برخی احكام آن را رعايت میكنند، عفاف (در پوشش، گفتار، رفتار، افكار و...) به درستی رعايت نمیشود؛ چرا كه زمينههای آن در جامعه به درستی ايجاد نشده است.
البته منظور اين نيست كه قرآن هدف و فلسفه عفاف و حجاب را بيان نكرده است. قرآن اين هدف را به عالیترين شكل بيان میكند. آنجا كه پس از آوردن آياتی راجع به حفظ نگاه حرام، حدود پوشش زنان، را میآورد. (سورهی نور آيهی 35) و پس از توصيف نور الهی میفرمايد: «خداوند هركه را بخواهد به نور خود هدايت میكند» يعنی با اينكه «خدا نور آسمانها و زمين است» اما هركسی متوجه اين نور نيست و نمیتواند به واسطه آن هدايت شود. كوری چشم دل باعث نديدن اين نور باطنی است ولی مشيت خداوند نسبت به بينايی يا كوری چشم دل با لحاظ اعمال و اختيار انسان است. اگر به حكمت قرار گرفتن اين آيه شريفه در ميان آيات قبل و بعد (با محوريت عفاف) توجه كنيم، میبينيم كه خداوند با بيان اين حدود و احكام، در واقع ويژگیهای شخصی را كه دلش آمادگی ديدن نور الهی و هدايت به وسيله آن را دارد، بيان كرده است.
كوتاه آنكه آيه نور به زيباترين شكل، هدف خداوند برای وضع احكام و قوانين مربوط به حجاب و عفاف را بيان كرده است و آن ديدن نور الهی و هدايت به وسيله آن است. همچنان كه هنگامی كه به مردان دستور حفظ نگاه را میدهد میفرمايد: «اين روش كه به شما ياد داديم برای شما پاكيزهتر است» و هنگامی كه به زنان دستور استفاده از پوشش مناسب میدهد میفرمايد: «باشد كه پرهيزكار شويد» بنابراين هدف از وضع اين احكام پاكی وجود و رستگاری انسان است.
اما خداوند به اين بسنده نكرده و ريشههای معضلات و موانع اجتماعی، سياسی و خانوادگی را نيز شناسايی كرده و برای برطرف كردن آنها راهكار ارائه داده است. هرچند مجال پرداختن به تمام ابعاد اين بحث از نگاه قرآن در اين نوشتار وجود ندارد اما به ذكر برخی از اين نكات مهم میپردازيم:
مثلا يكی از عوامل رواج فرهنگ بیعفتی در جامعه را به تأخير انداختن ازدواج از زمان مناسب خود به دليل مشكلات مالی و غيره میداند. بنابراين در آيه 32 سوره نور دستور به ازدواج میدهد و میفرمايد: «اگر حتی فقير هستيد، خداوند از فضلش شما را غنی میسازد.» يعنی روزی به دست خداست و كسی كه تمايل به ازدواج دارد نبايد به دليل ترس از مشكلات مالی آن را به تأخير بيفكند. خداوند وعده كرده است كه به واسطه ازدواج روزی خانواده را با فضل خود برساند.
يكی ديگر از عواملی كه قرآن آن را بررسی میكند چيزی است كه نام آن را «فاصله طبقاتی ـ فرهنگی» میگذارند. يعنی افرادی كه از موازين اخلاقی و اسلامی تخطی میكنند، رفته رفته از جامعه مومنان طرد میشوند و اين دورافتادگی زمينه را برای اينكه اين قشر خطاكار بيشتر در وادی گناه بغلتند، آماده میكند و حتی ممكن است اين فاصله طبقاتی ـ فرهنگی (به دليل امتناع مومنين از برقراری رابطه و حتی كمك مالی به خطاكاران) تبديل به فاصله طبقاتی ـ اقتصادی شود و دوباره مشكل فقر و به دنبال آن عدم امكان ازدواج، سبب گسترش بیعفتی در جامعه شود (آيات 21 و 22 نور). بنابراين خداوند به مومنان تذكر میدهد كه «اگر فضل و رحمت خداوند نبود ، هيچ يك از شما پاكيزه نمیشد اما خداوند هركه را بخواهد پاكيزه میكند.»
ويژگی نگاه قرآن اين است كه به مسئله همه جانبه و كلنگر میپردازد و يك ساختار كامل فردی، خانوادگی و اجتماعی طرحريزی میكند. از طرفی فلسفه و هدف عفاف را بيان میكند و قوانين مربوط به آن در رابطه با زنان و مردان و حتی كودكان را وضع میكند، از سوی ديگر موانع اجتماعی و راهكار برطرف كردن آنها را هم بيان میكند (آيات 21 تا 33 نور)، از زاويه ديگر لزوم عمل به اين احكام را تبيين میكند (آيات 47 به بعد نور)، با نگاهی ديگر سعی در از بين بردن زمينه تمايل به مفاسد اخلاقی در درون خانوادهها را دارد (58 و 59 نور) و باز از جهتی ديگر لزوم برخوردهای قانونی در موارد لازم را تذكر میدهد (آيات اول نور) و ... و چه بسا عمل كردن به يك بخش و رها كردن بخش ديگر نتيجه معكوس دهد.
* اين نوشته با نظر به سوره مباركه نور و با توجه به تفسير الميزان نگاشته شده است.