کد خبر: 4360818
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۶
یادداشت

تنش در رژیم صهیونیستی؛ از اتاق‌های خاخام‌ها تا درگیری‌های خیابانی

تنش در اسرائیل؛ از اتاق‌های خاخام‌ها تا درگیری‌های خیابانی//،یاداشت معروفی

به قلم علی معروفی آرانی، پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت

در جامعه اراضی اشغالی فلسطین، از دهه‌های پایانی قرن بیستم، شکاف میان جریان‌های مذهبی و سکولار به یکی از مهم‌ترین محورهای منازعه سیاسی و اجتماعی تبدیل شد.

تحولات سیاسی و اجتماعی فلسطین اشغالی در دهه‌های اخیر، بازتاب‌دهنده یک بحران بنیادین در تعریف هویت  رژیم صهیونیستی است؛ تقابلی میان دو پارادایم متضاد: «صهیونیسم سکولار و صهیونیسم مذهبی». آنچه در ظاهر به صورت درگیری‌های حزبی میان جریان‌هایی نظیر لیکود و شاس یا شکاف میان احزاب سکولاریستی و تندروهای مذهبی بروز می‌کند، در واقع ریشه در بازتعریف ماهیت دولت دارد. از یک سو، جریانی بر حفظ ساختار مدنی و جدایی دین از سیاست پافشاری می‌کند و از سوی دیگر، صعود جریان‌های مذهبی-ملی‌گرا (از گوش آمونیم تا خانه یهود) با پیوند زدن مفهوم «سرزمین» به «قانون الهی»، در پی تبدیل رژیم اسرائیل به یک دولت مذهبی هستند. این پیوند میان توسعه‌طلبی سرزمینی و بنیادگرایی مذهبی، نه تنها سیاست‌های کلان کشور را بازآرایی کرده، بلکه با کنترل نهادهای حیاتی همچون نظام خانواده و مناسک عمومی توسط خاخام‌ها، شکافی عمیق و گسست‌ناپذیر میان شهروندان ایجاد کرده است.


بیشتر بخوانید 


 در واقع، تنش‌های خیابانی بر سر مسائلی چون رعایت روز شنبه یا پوشش زنان، تنها نشانه‌های سطحی یک جنگ فراتر برای تصاحب معنای اصلی «کشور یهود» است.

رژیم صهیونیستی در چنگال افراط‌گرایی؛ وقتی خاخام‌ها بر زندگی شهروندان حکم می‌رانند

در دهه هشتاد سکولارها به عنوان رقبای جدیدتر دینی در جامعه صهیونیستی پا به میدان سیاست نهادند؛ حزب «شاس» نماینده اصلی یهودیان «میزراخی» و جناح تندرو متمایل به «گوش آمونیم» که از درون حزب «ملی ـ مذهبی» متولد شد. این جناح تندرو به شدت طرفدار توسعه سرزمینی، شهرک‌سازی و اشغال بود.

در سال ۲۰۰۸ میلادی حزب «ملی ـ مذهبی» منحل و به دو حزب «خانه یهود» و «اتحاد ملی» تقسیم شد. در این بین احزاب سکولار و ملی‌گرایی مثل لیکود که بر توسعه اراضی و شهرک‌سازی پافشاری می‌کرد، باعث نزدیکی این حزب به «گوش آمونیم» شد. از این تاریخ به بعد ما شاهد نزدیکی دو جریان مذهبی و ملی‌گرا و نفوذ سیاسی آنان در جامعه صهیونی و شکاف بین شهروندان صهیونیست هستیم.

با توجه به نفوذ جریان صهیونیسم مذهبی در این رژیم برخی از امور اجتماعی توسط آنان اداره می‌شود. به شکلی که یک خاخام ارشد تمام موارد ازدواج، طلاق، تعیین آیین و ... را بر عهده دارد و در صورتی که این احکام برخلاف آیین یهودیت انجام شود از ناحیه دولت معتبر نخواهد بود. 

همین امر منجر به بروز اختلافات و درگیری‌هایی در کف خیابان و صحنه اجتماع میان مذهبیون، سکولارها و شهروندان صهیونیست شده است. البته اکثر این درگیری‌ها از سوی یهودیان مذهبی آغاز می‌شود. به طور مثال یهودیان هاردی دست به آزار و اذیت کسانی می‌زنند که روز شنبه را محترم نمی‌شمارند.

در حال حاضر اکثر رهبران سیاسی رژیم اسرائیل همچون «کدیما»، «کارگر»، « لیکود» و همینطور احزاب کوچک‌تر مثل «ایزرائیل بیتینو»، «بلوک یاهاد-مرتص»، از احزاب سکولار و قائل به جدایی دین از سیاست هستند.

سلطه مذهب بر سیاست؛ چگونه افراط‌گرایی دینی، جامعه صهیونی را دوشقه کرد؟

در موردی دیگر در سال ۲۰۱۳ میلادی، یهودیان مذهبی به انداختن شال زنان در هنگام دعا اعتراض کرده و به سمت آنان سنگ، پلاستیک و اشیاء دیگر پرت می‌کردند. چرا که یهودیان متعصب انداختن شال برای زنان و بلند دعا کردن آنان را بد می‌دانند.

اغلب این درگیری‌ها در بیت‌المقدس، جایی که بیشترین قشر مذهبی در آنجا ساکن است اتفاق می‌افتد. به عنوان نمونه در سال  ۲۰۱۱ میلادی این شهر شاهد درگیری‌های خیابانی و تظاهرات بین مذهبیون و شهروندان صهیونیست بود. چرا که صهیونسیت‌های مذهبی متعصب، خواهان جدایی زنان و مردان در مراکز آموزشی و تفریحی بودند. درگیری‌ها به قدری بالا می‌گیرد که نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر این رژیم مجبور به موضع‌گیری شده و وعده تقسیم شهر به دو بخش مذهبی و سکولار را می‌دهد.

به عنوان بدترین حالت ممکن می‌توان به ترور «اسحاق رابین»، نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی اشاره کرد. قاتل او یک دانشجوی افراطی مذهبی بود که به دلیل فتوای رهبران مذهبی خود مبنی بر خودداری سربازان از تخلیه شهرک‌ها چنین کاری را انجام داد. نمونه دیگر که حتی تلفات جانی از خود به جای نهاده درگیری همجنس‌گرایان و مذهبیون به هنگام راهپیمایی سالیانه همجنس‌گرایان در تل‌آویو و قدس اشغالی است.

رژیم صهیونیستی یکی از رژیم‌هایی است که در آن دین (البته نه آموزه‌های پیامبران الهی بلکه تحریف‌هایی که در طول قرن‌ها در این دین اعمال شده) با حکومت پیوندی عمیق دارد. نه‌تنها دولت این رژیم غاصب بلکه تمام ارکان آن بر اساس یک خوانش تحریفی از دین و تاریخ یهودیت بنا شده است. 

این نکته‌ای حیرت‌آور است که در عصری که تمام رسانه‌های بین‌المللی و بزرگ دنیا به تبلیغ برای سکولاریسم (جدایی دین از حکومت) گردن نهاده‌اند و اکثریت این رسانه‌ها یا در اختیار صهیونیست‌ها است یا تحت نفوذ آنها اما خود رژیم اسرائیل یک حکومت مبتنی بر آموزه‌های دینی و تلمودی دارد.

باید این را بدانیم که قطعاً اگر حکومت با دین پیوند بخورد این پیوند منشأ قدرت و اقتدار خواهد شد. البته منظور ما دینی است که دستخوش تحریف‌ها نشده مانند آنچه در رابطه میان کلیسا و حکومت‌ها در قرون وسطی رخ داد. در آن‌جا کلیسا شاید گاهی به مانعی برای پیشرفت علمی بدل می‌شد اما دقیقا در همان ایام و در سرزمین‌های اسلامی مسجد مرکز علم و علم‌آموزی و پیشرفت بود. 

شکاف عمیق در قلب فلسطین اشغالی؛ جنگ میان مذهب و سکولاریسم در کف خیابان

طبق گزارش‌های رسانه‌ای عبری‌زبان، شهروندان عرب با تبعیض‌های ساختاری روبه‌رو هستند. در همین راستا در ماه جون(خرداد-تیر 2026) سال جاری، نهاد بازرس دولتی در گزارشی اعلام کرد تبعیض جامعه عرب در آموزش یک اشتباه نیست، بلکه یک سیاست است. در همه گروه‌های سنی و در تمام پنج شاخص آموزشی، یک دانش‌آموز عرب در مقایسه با یک دانش‌آموز یهودی حدود ۲۰ درصد بودجه کمتری دریافت می‌کند.

از حیث امنیت در بین اعراب هم گزارش اسرائیل هیوم نشان داد ۷۰ درصد قربانیان قتل‌ها در فلسطین اشغالی، شهروندان عرب هستند درحالی‌که آن‌ها ۲۱ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. دلیل این مسائل بیکاری گسترده، نبود ساختارهای امنیتی مناسب، کمبود مسکن و نبود زیرساخت‌های رفاهی است که می‌تواند منجر به ارتقای فرهنگ و البته امنیت شود. 

لذا می‌توان این عوامل را زیربنای وقوع شورش‌های شهری اعراب علیه یهودیان در ماه مه ۲۰۲۴ و در خلال جنگ سیف‌القدس (نگهبان دیوارها) دانست که در نوع خود منحصربه‌فرد بود و موجب نگرانی جدی مقامات صهیونیست‌ نسبت به تکرار این اتفاق شد. این مسائل موجب شده است، اعراب نسبت به لایحه قضائی ارائه‌شده از سوی رژیم صهیونیستی و اعتراضات دامنه‌دار آن واکنشی نشان ندهند. 

در این رابطه اسرائیل هیوم در گزارشی نوشت: بی‌تفاوتی شهروندان عرب ریشه در روند مستمر بیگانگی و دوری آن‌ها از انتخاب دولت و نهادهای آن دارد. برای مثال آن‌ها در انتخابات کنست مشارکت چندانی نداشتند. گویی فلسطین اشغالی واقعاً کشور آن‌ها نیست و گویی دولت تل‌آویو ـ چه دولت بنت لاپید یا دولت نتانیاهو ـ یک دولت خارجی است؛ بنابراین شرایط مذکور این پتانسیل را دارد که به یک مبارزه مدنی مشروع و عادلانه برای برابری و حقوق علیه دولت تبدیل شود. (1)

در حال حاضر جامعه صهیونی با مشکلاتی مانند کاهش احساس امنیت داخلی، روند صعودی هزینه‌های زندگی و تقابل تشدید شده بین سکولارها و حریدی‌ها روبه‌رو است که این موضوعات بخشی از بدنه ساختار نظامی را نیز درگیر کرد؛ اما به‌رغم اعتراضات پیوسته چندین هزار نفری در خیابان‌ها و تهدید نیروهای ذخیره ارتش به امتناع از خدمت در صورت تصویب لایحه اصلاحات قضائی، شواهد گویای آن است که کابینه تندرو نتانیاهو تمایل ندارد دست از تغییرات قضائی بردارد. 

در حال حاضر نتانیاهو در مسند کابینه‌ای با ۶۴ کرسی و ائتلافی کاملاً یکدست قرار دارد که تاکنون چنین تجربه‌ای نداشته است. در واقع اگر لایحه اصلاحات قضائی و وقوع اعتراضات خیابانی یک نمونه نادر در تاریخ سیاسی اسرائیل محسوب می‌شود، داشتن چنین پشتوانه‌ای در کابینه نیز برای نتانیاهو نیز یک استثنا در دوران فعالیت سیاسی او به شمار می‌رود.

نتیجه

تاریخ معاصر رژیم اشغالگر صهیونیستی را می‌توان روایتگر گذار از سلطه نخبگان سکولار به سوی سلطه جریان‌های مذهبی-ملی‌گرا دانست. این روند که با ظهور و تثبیت نقش احزابی چون «شاس» و بازسازی ساختارهای تندرو در حزب «ملی-مذهبی» شتاب گرفت، فراتر از یک تغییر در آرایش قدرت، به معنای نفوذ عمیق ایدئولوژی مذهبی در بدنه حاکمیت است. همگرایی منافع میان ملی‌گرایان سکولار (مانند لیکود) و جریان‌های مذهبی در حوزه توسعه سرزمینی و شهرک‌سازی، بستری را فراهم آورد که در آن، صهیونیسم مذهبی توانست از حوزه‌ مذهب به حوزه‌ قانون و حاکمیت نفوذ کند. 

امروزه، تقابل میان حقوق شهروندی سکولار و الزامات مذهبی، از نادیده‌گرفتن حقوق زنان تا برخورد با مخالفان مناسک، به یک بحران اجتماعی ـ سیاسی تبدیل شده که ثبات داخلی رژیم را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

منابع:

1- نسیم حسینی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و پژوهشگر موسسه مطالعات جهان معاصر

انتهای پیام
captcha