امام خمينی (ره) به عنوان يكی از شخصيتهای بزرگ سياسی- مذهبی قرون اخير در سخنان خود همواره جانها را زنده میكرد، امام كه با تربيت در مكتب قرآن و تهذيب نفس رهبری يك ملت را برای رسيدن به قلههای سعادت بر عهده گرفت، با تاسی به اين كلام الهی و تحليل درست و پيشبينی دقيق، اهداف استكبار و ظالمان را در به سقوط كشاندن ارزشها و تباهی ملتها برملا كرد، جایجای سخنان اين پير سفركرده كه در مجموعه چند جلدی به نام صحيفه نور برای هميشه چراغ راه سعادت ملت ايران و همه ملتهای جهان است، از توطئه و نيات پليد دشمن پرده میافكند، امروز برای مقابله با جنگ نرم دشمن كه مقام معظم رهبری بر آن تاكيد دارند، رجوع به انديشههای والای بنيانگذار جمهوری اسلامی يك ضرورت است.
لذا برای آشنايی با گوشهای از افكار امام در مورد ابعاد تهاجم گسترده دشمن عليه مبانی اسلام و انقلاب، گزيدهای از سخنان ايشان در معرض ديد علاقهمندان قرار میگيرد.
«من با جرئت مدعی هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مى باشند. آن حجاز كه در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بهانههایى به جبهه نمى رفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤمنين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. اما امروز مىبينيم كه ملت ايران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قواى مردمى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه ها و مردم پشت جبههها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاریها مىكنند و چه حماسهها مى آفرينند. و مى بينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاى ارزنده مىكنند و مىبينيم كه بازماندگان شهدا و آسيبديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاى حماسهآفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينانبخش با ما و شما روبرو مىشوند و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. در صورتى كه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هستند و نه در محضر امام معصوم صلوات اللّه عليه و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است و اين رمز موفقيت و پيروزى در ابعاد مختلف است و اسلام بايد افتخار كند كه چنين فرزندانى تربيت نموده و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملتى مىباشيم .
«از توطئههای مهمی كه در قرن اخير، خصوصاً در دهههای معاصر، و بويژه پس از پيروزی انقلاب آشكارا به چشم میخورد، تبليغات دامنهدار با ابعاد مختلف برای مأيوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداكار ايران از اسلام است. گاهی ناشيانه و با صراحت به اينكه احكام اسلام كه 1400 سال قبل وضع شده است نمیتواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند، يا آنكه اسلام يك دين ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و درعصر حاضر نمیشود كشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن كناره گيرند، و امثال اين تبليغات ابلهانه و گاهی موذيانه و شيطنتآميز به گونة طرفداری از قداست اسلام كه اسلام و ديگر اديان الهی سر و كار دارند با معنويات و تهذيب نفوس و تحذير از مقامات دنيايی و دعوت به ترك دنيا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعيه كه انسان را به خدای تعالی نزديك و از دنيا دور میكند، و حكومت و سياست و سررشتهداری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است، چه اينها تمام برای تعمير دنيا است و آن مخالف مسلك انبيای عظام است! و معالأسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحانيان ومتدينان بيخبر از اسلام تأثير گذاشته كه حتی دخالت در حكومت و سياست را به مثابة يك گناه و فسق میدانستند و شايد بعضی بدانند! و اين فاجعة بزرگی است كه اسلام مبتلای به آن بود.
گروه اول كه بايد گفت از حكومت و قانون و سياست يا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خود را به بیاطلاعی میزنند. زيرا اجرای قوانين بر معيار قسط و عدل و جلوگيری از ستمگری و حكومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع كجرويها، و آزادی بر معيار عقل و عدل و استقلال و خودكفايی و جلوگيری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزيرات برميزان عدل برای جلوگيری از فساد و تباهی يك جامعه، و سياست و راه بردن جامعه به موازين عقل و عدل و انصاف و صدها از اين قبيل، چيزهايی نيست كه با مرور زمان در طول تاريخ بشر و زندگی اجتماعی كهنه شود. اين دعوی به مثابة آن است كه گفته شود قواعد عقلی و رياضی در قرن حاضر بايد عوض شود و به جای آن قواعد ديگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی بايد جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل بايد جلوگيری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش كهنه شده! و ادعای آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است ـ همان سان كه محمدرضا پهلوی مخلوع میگفت كه اينان میخواهند با چهارپايان در اين عصر سفر كنند ـ يك اتهام ابلهانه بيش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتكارات و صنعتهای پيشرفته كه در پيشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هيچ گاه اسلام و هيچ مذهب توحيدی با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علم وصنعت مورد تأكيد اسلام و قرآن مجيد است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است كه بعضی روشنفكران حرفهای میگويند كه آزادی در تمام منكرات و فحشا حتی همجنسبازی و از اين قبيل، تمام اديان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقليد كوركورانه آن را ترويج میكنند.
و اما طايفة دوم كه نقشة موذيانه دارند و اسلام را از حكومت و سياست جدا میدانند. بايد به اين نادانان گفت كه قرآن كريم و سنت رسول الله ـ صلی الله عليه وآله ـ آنقدر كه در حكومت و سياست احكام دارند در ساير چيزها ندارند؛ بلكه بسيار از احكام عبادی اسلام، عبادی ـ سياسی است كه غفلت از آنها اين مصيبتها را به بارآورده. پيغمبر اسلام (ص) تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهای جهان لكن با انگيزة بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اول اسلامی حكومتهای وسيع داشتهاند و حكومت علیبن ابيطالب ـ عليهالسلام ـ نيز با همان انگيزه، به طور وسيعتر و گستردهتر از واضحات تاريخ است. و پس از آن بتدريج حكومت به اسم اسلام بوده؛ و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامی به پيروی از اسلام و رسول اكرم ـ صلی الله عليه وآله ـ بسيارند.
اينجانب دراين وصيتنامه با اشاره میگذرم، ولی اميد آن دارم كه نويسندگان و جامعهشناسان و تاريخ نويسان، مسلمانان را از اين اشتباه بيرون آورند. و آنچه گفته شده و میشود كه انبيا ـ عليهم السلام ـ به معنويات كار دارند و حكومت و سررشتهداری دنيايی مطرود است و انبيا و اوليا و بزرگان از آن احتراز میكردند و ما نيز بايد چنين كنيم، اشتباه تأسفآوری است كه نتايج آن به تباهی كشيدن ملتهای اسلامی و بازكردن راه برای استعمارگران خونخوار است، زيرا آنچه مردود است حكومتهای شيطانی و ديكتاتوری و ستمگری است كه برای سلطهجويی و انگيزههای منحرف و دنيايی كه از آن تحذير نمودهاند؛ جمع آوری ثروت و مال و قدرتطلبی و طاغوت گرايی است و بالاخره دنيايی است كه انسان را از حق تعالی غافل كند. و اما حكومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگيری از ظلم و جور و اقامة عدالت اجتماعی، همان است كه مثل سليمان بن داوود و پيامبر عظيم الشأن اسلام ـ صلی الله عليه وآله ـ و اوصيای بزرگوارش برای آن كوشش میكردند؛ از بزرگترين واجبات و اقامة آن از والاترين عبادات است، چنانچه سياست سالم كه در اين حكومتها بوده از امور لازمه است. بايد ملت بيدار و هوشيار ايران با ديد اسلامی اين توطئهها را خنثی نمايند. و گويندگان و نويسندگان متعهد به كمك ملت برخيزند و دست شياطين توطئهگر را قطع نمايند.
ازجمله نقشهها كه معالأسف تأثير بزرگی در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادی به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهای استعمار زده از خويش، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است به طوريكه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به يكی از دو قطب را از فرائض غيرقابل اجتناب معرفی نمودند! و قصه اين امر غمانگيز، طولانی و ضربههايی كه از آن خورده و اكنون نيز میخوريم كشنده و كوبنده است و غمانگيزتر اينكه آنان ملتهاى ستمديده زيرسلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهایى مصرفى بار آوردند و به قدرى ما را از پيشرفتهاى خود و قدرتهاى شيطانيشان ترسانيدهاند كه جرئت دست زدن به هيچ ابتكارى نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم و اين پوچى و تهىمغزى مصنوعى موجب شده كه در هيچ امرى به فكر و دانش خود اتكاء نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيم، نويسندگان و گويندگان غرب و شرقزده بىفرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومى ما را سركوب و مايوس نموده و مىنمايند و رسوم و آداب اجنبى را هرچند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترويج كرده و با مداحى و ثناجویى آنها را به خورد ملتها داده و مىدهند، فىالمثل اگر در كتاب يا نوشته يا گفتارى چندواژه فرنگى باشد بدون توجه به محتواى آن با اعجاب پذيرفته و گوينده و نويسنده آن را دانشمند و روشنفكر به حساب مىآورند و از گهواره تا قبر به هرچه بنگريم اگر با واژه غربى و شرقى اسمگذارى شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگى محسوب و اگر واژههاى بومى خودى به كار رود مطرود و كهنه و واپسزده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربى داشته باشند، مفتخر و اگر نام خودى دارند سربه زير و عقبافتادهاند. خيابانها، كوچهها، مغازهها، شركتها، داروخانهها، كتابخانهها، پارچهها و ديگر متاعها هرچند در داخل تهيه شده بايد نام خارجى داشته باشد تا مردم از آن راضى و به آن اقبال كنند. فرنگى ماَّبى از سرتا پا و در تمام نشست و برخاستها و در معاشرتها و تمام شئون زندگى موجب افتخار و سربلندى و تمدن و پيشرفت و در مقابل آداب و رسوم خودى، كهنهپرستى و عقبافتادگى است، در هر مرض و كسالتى ولو جزیى و قابل علاج در داخل بايد به خارج رفت و دكترها و اطباء دانشمند خود را محكوم و مايوس كرد.
رفتن به انگلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخارى پرارزش و رفتن به حج و ساير اماكن متبركه كهنهپرستى و عقبماندگى است، بىاعتنایى به آنچه مربوط به مذهب و معنويات است از نشانههاى روشنفكرى و تمدن و در مقابل تعهد به اين امور نشانه عقبماندگى و كهنهپرستى است، اينجانب نمىگويم ما خود همه چيز داريم، معلوم است ما را در طول تاريخ نهچندان دور خصوصا و در سدههاى اخير از هر پيشرفتى محروم كردهاند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوى خصوصا و مراكز تبليغاتى عليه دستاوردهاى خودى و نيز خود كوچك ديدنها و يا ناچيز ديدنها، ما را از هر فعاليتى براى پيشرفت محروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم كردن بانوان و مردان خصوصا طبقه جوان به اقسام اجناس وارداتى از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازىهاى كودكانه و به مسابقه كشاندن خانوادهها و مصرفى بار آوردن هرچه بيشتر كه خود داستانهاى غمانگيز دارد و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جوانها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراكز فحشاء و عشرتكدهها و دهها از اين مصائب حسابشده براى عقبنگه داشتن كشورهاست .
از توطئههای بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و كراراً تذكر دادهام، به دست گرفتن مراكز تعليم و تربيت خصوصاً دانشگاهها است كه مقدرات كشورها در دست محصولات آنها است.
و اما در دانشگاه نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف كنند و به سوی شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بين اينان انتخاب و برسرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه میخواهند انجام دهند. اينان كشور را به غارتزدگی و غربزدگی بكشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوريت و شكست قادر بر جلوگيری نباشد. و اين بهترين راه است برای عقب نگهداشتن و غارت كردن كشورهای تحت سلطه، زيرا برای ابرقدرتها بیزحمت و بیخرج و در جوامع ملی بی سر و صدا، هرچه هست به جيب آنان میريزد.
پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازی است، برهمه ما لازم است با متصديان كمك كنيم و برای هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم. و اين امر حياتی بايد در مرحلة اول با دست پر توان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور وملت است.
« ... و در مقابل اين انگيزه (مقصد عالى حكومت اسلامى و وحدت كلمه ) كه رمز پيروزى و بقاء آن است، فراموشى هدف و تفرقه و اختلاف است».
« خود خواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله اى كردند براى حكومتهاى ضد قرآنى ... در حقيقت قرآن را كه براى بشريت تا ورود به حوض – كوثر - بزرگترين دستور زندگانى مادّى و معنوى بود و است، از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه يكى از آرمانهاى اين كتاب مقدّس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردند تا كار به جایى رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است».
از جمله نقشه ها كه مع الا سف تأثير بزرگى در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادى به جا مانده بيگانه نمودن كشورهاى استعمارزده از خويش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طورى كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگى به يكى از دو قطب را از فرائض غير قابل اجتناب معرفى نمودند. و قصه اين امر غم انگيز طولانى و ضربه هایى كه از آن خورده و اكنون نيز مى خوريم كشنده و كوبنده است».
مسئلة تبليغ تنها به عهدة وزارت ارشاد نيست بلكه وظيفه همه دانشمندان و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان است. بايد وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانهها نشريات تبليغی داشته باشند و چهرة نورانی اسلام را برای جهانيان روشن نمايند؛ كه اگر اين چهره با آن جمال جميل كه قرآن و سنت در همة ابعاد به آن دعوت كرده از زير نقاب مخالفان اسلام و كجفهميهای دوستان خودنمايی نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصيبت بار و غمانگيز است كه مسلمانان متاعی دارند كه از صدر عالم تا نهايت آن نظير ندارد، نتوانستهاند اين گوهر گرانبها را كه هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند؛ بلكه خود نيز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهی از آن فراریاند!
از امور بسيار با اهميت و سرنوشتساز مسئله مراكز تعليم و تربيت از كودكستانها تا دانشگاهها است كه به واسطة اهميت فوقالعادهاش تكرار نموده و با اشاره میگذرم. بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربة مهلك زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيتِ ديگر با برنامههای اسلامی و ملی در راه منافع كشور به تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان وجوانان جريان داشتند، هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امريكا و شوروی فرو نمیرفت و هرگز قراردادهای خانه خرابكن بر ملت محروم غارتزده تحميل نمیشد و هرگز پای مستشاران خارجی به ايران باز نمیشد و هرگز ذخائر ايران و طلای سياه اين ملت رنجديده در جيب قدرتهای شيطانی ريخته نمیشد و هرگز دودمان پهلوی و وابستههای به آن اموال ملت را نمیتوانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پاركها و ويلاها بر روی اجساد مظلومان بنا كنند و بانكهای خارج را از دسترنج اين مظلومان پر كنند و صرف عياشی و هرزگی خود و بستگان خود نمايند. اگر مجلس و دولت و قوة قضاييه و ساير ارگانها از دانشگاههای اسلامی و ملی سرچشمه میگرفت ملت ما امروز گرفتار مشكلات خانهبرانداز نبود. و اگر شخصيتهای پاكدامن با گرايش اسلامی و ملی به معنای صحيحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام می كند، از دانشگاهها به مراكز قوای سه گانه راه میيافت، امروز ما غير امروز، و ميهن ما غير اين ميهن، و محرومان ما از قيد محروميت رها، و بساط ظلم و ستمشاهی و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكدهها كه هر يك برای تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده كافی بود، در هم پيچيده و اين ارث كشور بر باد ده و انسان برانداز به ملت نرسيده بود. و دانشگاهها اگر اسلامی ـ انسانیـ ملی بود، میتوانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحويل دهد؛ لكن چه غمانگيز و اسفبار است كه دانشگاهها و دبيرستانها به دست كسانی اداره میشد و عزيزان ما به دست كسانی تعليم و تربيت میديدند كه جز اقليت مظلوم محرومی همه از غربزدگان و شرقزدگان با برنامه و نقشة ديكته شده در دانشگاهها كرسی داشتند؛ و ناچار جوانان عزيز و مظلوم ما در دامن اين گرگان وابسته به ابرقدرتها بزرگ شده و به كرسيهای قانونگذاری و حكومت و قضاوت تكيه میكردند، و بر وفق دستور آنان، يعنی رژيم ستمگر پهلوی عمل میكردند.
اكنون بحمدالله تعالی دانشگاه از چنگال جنايتكاران خارج شده. و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همة اعصار، كه نگذارند عناصر فاسد دارای مكتبهای انحرافی يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگيری نمايند تا مشكلی پيش نيايد و اختيار از دست نرود.
و وصيت اينجانب به جوانان عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه درمقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادی خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد.
وصيت من به نويسندگان و گويندگان و روشنفكران و اشكالتراشان و صاحبعقدگان آن است كه به جای آنكه وقت خود را در خلاف مسير جمهوری اسلامی صرف كنيد و هرچه توان داريد در بدبينی و بدخواهی و بدگويی از مجلس و دولت و ساير خدمتگزاران به كار بريد، و با اين عمل كشور خود را به سوی ابرقدرتها سوق دهيد، با خدای خود يك شب خلوت كنيد و اگر به خداوند عقيده نداريد با وجدان خود خلوت كنيد و انگيزة باطنی خود را كه بسيار میشود خود انسانها از آن بيخبرند بررسی كنيد، ببينيد آيا با كدام معيار و با چه انصاف خون اين جوانان قلم قلم شده را در جبههها و در شهرها ناديده میگيريد و با ملتی كه میخواهد از زير بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزيز خود به دست آورده و با فداكاری میخواهد آن را حفظ كند، به جنگ اعصاب برخاستهايد و به اختلافانگيزی و توطئههای خائنانه دامن میزنيد و راه را برای مستكبران و ستمگران باز میكنيد. آيا بهتر نيست كه با فكر و قلم و بيان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمايی برای حفظ ميهن خود نماييد؟ آيا سزاوار نيست كه به اين ملت مظلوم محروم كمك كنيد و با ياری خود حكومت اسلامی را استقرار دهيد؟ آيا اين مجلس و رئيس جمهور و دولت و قوة قضايی را از آنچه در زمان رژيم سابق بود بدتر میدانيد؟ آيا از ياد بردهايد ستمهايی كه آن رژيم لعنتی بر اين ملت مظلوم و بی پناه روا میداشت؟ آيا نمیدانيد كه كشور اسلامی در آن زمان يك پايگاه نظامی برای امريكا بود و با آن عمل يك مستعمره میكردند و از مجلس تا دولت و قوای نظامی در قبضة آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با اين ملت و ذخائر آن چه میكردند؟ آيا اشاعة فحشا در سراسر كشور و مراكز فساد، از عشرتكدهها و قمارخانهها و ميخانهها و مغازههای مشروب فروشی و سينماها و ديگر مراكز كه هر يك برای تباه كردن نسل جوان عاملی بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آيا رسانههای گروهی و مجلات سراسر فساد انگيز و روزنامههای آن رژيم را به دست فراموشی سپردهايد؟ و اكنون كه از آن بازارهای فساد اثری نيست، برای آنكه در چند دادگاه، يا چند جوان كه شايد اكثر از گروههای منحرف نفوذ كرده و برای بدنام نمودن اسلام و جمهوری اسلامی كارهای انحرافی انجام میدهند، و كشتن عده ای كه مفسد فیالارض هستند و قيام بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی میكنند شما را به فرياد در آورده، و با كسانی كه با صراحت، اسلام را محكوم میكنند و بر ضد آن قيام مسلحانه يا قيام با قلم و زبان كه أسفناكتر از قيام مسلحانه است، نمودهاند پيوند میكنيد و دست برادری میدهيد؛ و آنان را كه خداوند مهدورالدم فرموده نور چشم میخوانيد، و در كنار بازيگرانی كه فاجعة چهارده اسفند را بر پا كردند و جوانان بيگناه را با ضرب و شتم كوبيدند نشسته و تماشاگر معركه میشويد، يك عمل اسلامی و اخلاقی است! و عمل دولت و قوة قضاييه كه معاندين و منحرفين و ملحدين را به جزای اعمال خويش میرسانند، شما را به فرياد درآورده و داد مظلوميت میزنيد؟ من برای شما برادران كه از سوابقتان تا حدی مطلع و علاقهمند به بعضی از شما هستم متأسف هستم، نه برای آنان كه اشراری بودند در لباس خيرخواهی و گرگهايی در پوشش چوپان و بازيگرانی بودند كه همه را به باد بازی و مسخره گرفته و در صدد تباه كردن كشور و ملت و خدمتگزاری به يكی از دو قطب چپاولگر بودندـ آنان كه با دست پليد خود جوانان و مردان ارزشمند و علمای مربی جامعه را شهيد نمودند و به كودكان مظلوم مسلمانان رحم نكردند، خود را در جامعه رسوا و در پيشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند كه شيطانِ نفس اماره بر آنان حكومت میكند.
شما ای مستضعفان جهان و ای كشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوی تبليغاتی ابرقدرتها و عُمال سرسپردة آنان نترسيد؛ و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم میكنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گيريد و همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد؛ و به سوی يك دولت اسلامی با جمهوريهای آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن، همة مستكبران جهان را به جای خود خواهيد نشاند و همة مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند. به اميد آن روز كه خداوند تعالی وعده فرموده است».
وصيتنامه امام خمينی(ره)
«. . . فرهنگ مسموم استعمار، تا اعماق قصبات و دهات ممالك اسلامی رخنه كرده و فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت بيگانگان و مستعمرين در می آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فريبنده، جوانان ما را منحرف می كند. » (صحيفه نور، ج 1، ص 156، تاريخ 19/11/1349) .
«نقيصهها را همه با هم بايد رفع بكنيم كه در راس آنها فرهنگ است. فرهنگ اساس ملت است، اساس مليت يك ملت است. اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كردهاند كه فرهنگ ما را استعماری كنند، كوشش كردند كه نگذارند انسان پيدا بشود، آنه از انسان میترسند از آدم میترسند» (صحيفه نور، ج 6، ص 94) .
«و يك باب هم اين فسادهايی است كه پيش آورده اند، اين هم يك مساله ای نيست كه خيال شود از باب اتفاق حاصل شده، تمام اين مراكزی كه برای فحشاء و خوشگذرانی درست كرده اند همين طوری درست نشده است، در مجلاتشان در رسانه های گروهی چه سمعی و چه بصری تبليغات كردند و كلا در خدمت اينها بودند. راديو وتلويزيونشان مشغول بود كه اين جوانها را از بازار از بيابان كه مشغول خدمت بودند، از ادارات به آن مراكز فساد بكشانند، از دانشگاهی يك موجود فاسد بسازند از دانشگاهی يك موجود فاسد درست كنند». (صحيفه نور، ج 11، ص 119، تاريخ 6/10/1358) .
« آنها مىدانند كه بايد بگويند اسلام، آمريكا هم براى اسلام دلش مىسوزد، اما اسلام امريكایى در زمان شاه هم بود، اسلام آمريكایى بود، كسى حق نداشت دخالت در هيچ امرى بكند. اسلام آمريكایى اين بود كه مُلّاها بايد بروند درسشان را بخوانند، چكار دارند به سياست. با صراحت لهجه مىگفتند، از بس تزريق شده بود در اين مغزها باورشان آمده بود كه ما بايد برويم توى مدرسه درس بخوانيم، چكار داريم به اينكه به ملت چه مىگذرد؛ آن امر مردم، امر حكومت با قيصر (شاه) است به ما چه ربطى دارد.» (صحيفه امام، ج17، ص: 534)
« مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند و طعم تلخ فقر را چشيده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزهجو، اسلام پاكطينتان عارف و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله وسلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايهدارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بىدرد، اسلام منافقين، اسلام راحتطلبان، اسلام فرصتطلبان و در يك كلمه، اسلام آمريكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند.»(صحيفه امام، ج21ص9)
«ولى راه مبارزه با اسلام آمريكایى از پيچيدگى خاصى برخوردار است كه تمامى زواياى آن بايد براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ كه متأسفانه هنوز براى بسيارى از ملتهاى اسلامى مرز بين «اسلام آمريكایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بىدرد، كاملًا مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين دو فكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسى بسيار مهمى است..» (صحيفه امام، ج21 ص121)
«مگر مسلمانان نمىبينند كه امروز مراكز وهابيت در جهان به كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شدهاند، كه از يك طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاى كثيف دربارى، اسلام مقدسنماهاى بیشعور حوزههاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايهداران بر مظلومين و پابرهنهها و در يك كلمه «اسلام آمريكایى» را ترويج مىكنند و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، آمريكاى جهانخوار، مىگذارند ..»( صحيفه امام، ج21، ص81)
«دانشگاههای آن دوران سياه هيچ برنامه و تحرك سازندهای برای تسهيل راههای رشد و بالندگی جامعه نداشتند و كشور را به سوی وابستگی مطلق به غرب حركت میدادند. هم نظام آموزشی و هم كادرهای مديريت و هم اساتيد دانشگاهها همه در خدمت منافع بيگانگان بودند و ايران در باطن و محتوا مستعمره غرب و در ظاهر و با شعارهای فريبنده و اغواگرانه «به سوی تمدن بزرگ» حركت میكرد!»
« مستكبرين منحصر نيستند به سلاطين منحصر نيستند به روسای جمهور منحصر نيستند به دولتهای ستمگر . مستكبرين يك معنای اعمی دارد. يك مصداقش همان اجانب هستند كه تمام ملتها را ضعيف میشمرند و مورد تجاوز و تعدی قرار میدهند. يك مورد هم همين دولتهای جائر سلاطين ستمگر كه ملتهای خودشان را ضعيف میشمرند و به آنها تعدی میكنند دست تعدی به ملتها دراز میكنند. چنانچه در اين پنجاه و چند سال شما مبتلا بوديد و ما هم مبتلا بوديم و همه ملت مبتلا بودند. ملت را ضعيف میشمردند و ملت را از روی استكبار نظر میكردند و به ملت تعدی میكردند و تجاوز میكردند»
صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی جلد 7 ص 488 و 489
«اينك كه به توفيق و تأييد خداوند، جمهورى اسلامى با دست تواناى ملت متعهد پايه ريزى شده و آنچه در اين حكومت اسلامى مطرح است اسلام و احكام مترقّى آن است، بر ملت عظيم الشأن ايران است كه در تحقق محتواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، كه انبياء عظام از آدم عليه السلام تا خاتم النبيين صلى اللّه عليه و آله وسلم در راه آن كوشش و فداكارى جان فرسا نموده اند و هيچ مانعى آنان را از اين فريضه بزرگ باز نداشته ...».
«از مشكلاتی كه ما مواجه هستيم، همين استفاده توطئه گرهاست از احساسات جوانهاست. اين توطئه گرها كه ديدند شكست خورده اند و نمی توانند با ملت ما به مبارزه برخيزند، برای اينكه ملت يكپارچه در مقابل آن قدرتهای بزرگ ايستاد و پيش برد، حالا در صدد اين برآمدند كه از اين احساسات پاك جوانهای ما استفاده هايی به نفع خودشان بكنند و جوان های ما غافل از اين هستند. از جمله استفاده هايی كه اينها می خواهند بكنند اين است كه: «اين تحولی كه حاصل شد، اين انقلابی كه شد، اينهم چيزی نشد». اين درسطح كشور با تبليغاتی كه آنها دارند، منتشر می كنند و مقصد آنها اين است جوان های ما را از آن راهی كه رفتند مأيوس كنند». (صحيفه امام، ج10، ص515)
«شما هوشيار باشيد كه بسياری از اين اشخاص كه بين مردم افتادند و تبليغات سوء می كنند و می خواهند كه نهضت ما را به شكست برسانند. شما دوستان، برادران من آگاه و بيدار باشيد و نگذاريد اخلال گران بين شما رخنه كنند؛ اينها عمال اجانب هستند، اينها بنا دارند كه باز مسائل را به سالهای قبل برگردانند، اينها به نظر من می آيد كه عمال آمريكا هستند و می خواهند كه همان مسائل را، همان چپاولگری را، همان سلب آزادی و سلب استقلال را دوباره به ايران برگردانند. اگر شما دوستان و همه اقشار ملت بيدار نباشيد، من خوف دارم كه خدای نخواسته به شكست برگرديم.» (صحيفه امام ج7 ص17-16)
«می خواهند نهضت را از طريق خودش منحرف كنند می خواهند شما را سرگرم كنند به مسائل ديگری غير از مسائل اساسی... اين را من، من باب اتفاق نمی دانم، اهانت به بعضی احكام اسلام و اهانت به من و شكايت متعدد از اموری كه در كشور می گذرد من باب اتفاق نيست، نقشه است توطئه است. نقشه برای اينكه شما را از راه مستقيمی كه داريد، از اين نهضتی كه داريد، منحرف كنند و به امور ديگر غير از اين مهم منصرف كنند. ملت ايران بايد با هوشياری اين توطئه ها را خنثی كنند. دراين روزها اجتماعاتی می شود ازطرق مختلفه می خواهند ايجاد نفاق كنند، ايجاد هياهو كنند. ملت بايد با كمال خونسردی اين توطئه ها را و اين شيطنت ها را خنثی كند. اگر شما سرگرم كارهای ديگر بشويد، اگر راجع به مسائل تفرقه افكن، توجه كنيد. از مسائل اصلی باز می مانيد.» (صحيفه امام، ج9، ص: 67)
«بايد دراين وقتی كه از همه اوقات برای ايران حساس تر است، علمای ايران و ساير اقشار، جوانان محترم، دانشگاهها، دانشجوها، طلاب علوم دينيه، بازاريها، ساير اقشار، دهقان، كارگر توجه داشته باشند به اينكه شياطين در كمينند. و اگر خدای نخواسته غفلت بشود و اين ريشه های پوسيده باز رشد كنند بين جامعه، زحمت ها هدر می رود. الان چيزی نيستند لكن هوشياری نباشد اگر جلوگيری نشود، ممكن است كه رشد كنند.» (صحيفه امام، ج7، ص: 540)
«شما می دانيد كه اين نهضت با قدرت اسلامی و با قوت ايمان پيش برد؛ و گرنه ما در مقابل آنها چيزی نداشتيم و آنها همه چيز داشتند. ما قدرت ايمانی داشتيم شما جوانها با قدرت ايمان اين نهضت را تا اينجا آورديد به پيروزی رسانديد. اين قدرت ايمان را حفظ كنيد. اين نهضت را باقوه اسلام و با توجه به اسلام حفظ كنيد و به پيش ببريد. اگر خدای نخواسته به اينجا كه ما آمديم سستی پيش بيايد، يا تفرقه پيش بيايد، يا مخالفت های قشرها پيش بيايد، خوف آن است كه دشمن ها با هم متحد بشوند و برما غلبه كنند. آن وقت است كه باز اسلام را كنار می زنند و بر ما حكومت می كنند؛ همان حكومت جابرانه. ليكن اگر اين ايمان را حفظ كنيد و اين وحدت را، همه با هم باشيم وهمه به سوی اسلام باشيد، هيچ قدرتی به شما پيروز نخواهد شد. (صحيفه امام، ج 9، ص: 222)
«من هيچ خوفی از جنگ ندارم و شما هم نداريد و ملت ما هم ندارند، لكن آن خوفی كه هست كه من برای شما كه می خواهيد افسر باشيد و درجبهه ها برويد و با كفار جنگ كنيد بايد تذكر بدهم ]اين است[ كه نقشه های حساب شده دركار است برای شكستن اسلام. مقصد اصيل اين است كه اينها چون از اسلام سيلی خورده اند و با قدرت الله اكبر آنها را از ايران بيرون كرده اند و دست چپاولگرها را كوتاه كرده اند. لهذا دشمن اصلی اسلام است، نه ارتش است، نه روحانيت است و نه جمهوری اسلام و نه حكومت اسلامی و نه آنهايی كه در راه اسلام دارند فداكاری می كنند. دشمن اصلی اينها نيستند، دشمن اصلی اسلام منتها با يك نقشه حساب شده دارند پيشروی می كنند» (صحيفه امام، ج 13، ص: 347-345)
«جلب نظر مردم اموری است كه لازم است، پيغمبر اكرم جلب نظر مردم را می كرد. دنبال اين بود كه مردم را جلب كند، دنبال اين بود كه مردم را توجه بدهد به حق. شما هم بايد دنبال همين معنا باشيد، دولت بايد دنبال همين معنا باشد، ارتش بايد همين معنا را داشته باشد، پاسدارها بايد همين طور باشند... اين را بايد، اين پشتوانه را بايد حفظش بكنيد. اگر اين پشتوانه خدای نخواسته، يك وقتی از دست ما برود همه ما از بين خواهيم رفت و اسلام هم دستخوش باز يك مسائل ديگر می شود» (صحيفه امام، ج 17، ص: 252-251)