
به قلم بابک ارسیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد، نه تنها یک مواجهه نظامی کلاسیک، بلکه آزمونی عمیق برای سنجش «انسجام ملی»، «هویت جمعی» و «توان مقاومت و تابآوری جامعه ایرانی» بود. در این میان، آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، نقطه عطفی در روند جنگ و نمادی از پیروزی اراده ملی بر ماشین جنگی دشمن شد. خرمشهر، شهری بندری و استراتژیک در دهانه اروندرود، با سقوط خود در آبان ۱۳۵۹، به نماد تلخترین روزهای جنگ تبدیل شد؛ اما همان شهر، با آزادسازیاش در عملیات بیتالمقدس، به نماد امید، خودباوری و برتری اراده بر تجهیزات بدل گشت.
امروز، در شرایطی که ایران با تهدیدات پیچیده و چندلایهای از سوی ایالات متحده روبروست، بازخوانی تجربه سوم خرداد، صرفاً یادآوری یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه میتواند نقش راهنمای عملی برای مدیریت شرایط خطیر کنونی را ایفا کند. دشمن در عصر جدید، تنها به رویارویی نظامی مستقیم بسنده نمیکند، بلکه از ابزارهای جنگ ترکیبی، جنگ روانی، تحریم اقتصادی، عملیات رسانهای و تحریک آشوبهای داخلی استفاده میکند. در چنین بستری، «انسجام ملی»، «سرمایه اجتماعی» و «حضور آگاهانه مردم در صحنه» به مؤلفههای اصلی امنیت ملی تبدیل میشوند.
در این یادداشت، ضمن واکاوی آزادسازی خرمشهر و نشان دادن نقش آن در تقویت هویت ملی، پیوندی روشن میان آن تجربه و ضرورتهای امروز برقرار خواهیم کرد؛ بهویژه در زمینه اهمیت اجتماعات شبانه، حضور پرشور در خیابانها و پرهیز از تفرقهافکنی، خصوصاً در دورههای حساسی مانند دوران آتشبس که معمولاً میتواند مبدأ پیدایش جنگ روانی و تلاش برای فروپاشی انسجام اجتماعی باشد.
۱. خرمشهر در کانون بحران؛ از سقوط تا مقاومت با آغاز تهاجم گسترده عراق به مرزهای غربی و جنوب غربی ایران
خرمشهر به عنوان یکی از مهمترین اهداف استراتژیک دشمن مورد هجوم قرار گرفت. این شهر، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، دسترسی به آبراههای مهم و نقش اقتصادیاش، در محاسبات نظامی و سیاسی عراق جایگاه ویژهای داشت. نیروهای عراقی با پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی قدرتهای بزرگ، در مدت کوتاهی خود را به حاشیه خرمشهر رساندند. در مقابل، مدافعان خرمشهر ـ متشکل از نیروهای ارتش، پاسداران انقلاب اسلامی، ژاندارمری، نیروهای مردمی و داوطلبان بسیجی ـ با امکانات محدود اما ارادهای استوار، مقاومت جانانهای از خود نشان دادند.
مقاومت ۳۴ تا ۴۵ روزه خرمشهر، اگرچه نهایتاً به سقوط شهر در ۴ آبان ۱۳۵۹ انجامید، اما در سطح راهبردی، آثار عمیقی بر روحیه ملی و روند جنگ گذاشت. این مقاومت نشان داد که جامعه ایرانی، حتی در سختترین شرایط، ظرفیت ایستادگی در برابر تهاجم خارجی را دارد و میتواند با اتکا به ایمان، غیرت و همبستگی، از تبدیل شدن شکستهای موضعی به فروپاشی کلی جلوگیری کند. پس از اشغال شهر نیز، هستههای مقاومت محلی و واحدهای چریکی، فعالیتهای ایذایی خود را علیه مواضع دشمن ادامه دادند و مانع از تثبیت کامل حاکمیت عراق بر منطقه شدند.
این دوره، اگرچه ظاهراً دوره شکست و اشغال بود، اما در واقع زمان شکلگیری «اراده بازپسگیری» و تقویت روحیه انتقام مشروع و دفاع مقدس در میان مردم و رزمندگان بود. همین بذر اراده، در سالهای بعد به ثمر نشست و در قالب عملیاتهای بزرگ، بهویژه عملیات بیتالمقدس، خود را نشان داد.
2. عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر؛ اوج تجلی اراده ملی
با گذشت یک سال از آغاز جنگ و عبور ایران از مرحله دفاعی صرف، ضرورت طراحی و اجرای عملیاتی بزرگ برای آزادسازی مناطق اشغالی، خصوصاً خرمشهر، به یک اولویت راهبردی تبدیل شد. عملیات بیتالمقدس، که از اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز شد، نتیجه ماهها برنامهریزی، هماهنگی و آمادهسازی نیروهای ارتش، سپاه و بسیج بود. هدف اصلی این عملیات، آزادسازی خرمشهر و عقب راندن نیروهای عراق از غرب کارون بود.
بیتالمقدس در چند مرحله طراحی و اجرا شد: عبور از رودخانه کارون، تصرف سرپلها، قطع خطوط ارتباطی و تدارکاتی دشمن، محاصره خرمشهر و نهایتاً ورود به شهر و پاکسازی آن. در این میان، دشوارترین بخش عملیات، عبور از کارون و تثبیت مواضع در غرب رودخانه بود. رزمندگان، در تاریکی شب و زیر آتش سنگین دشمن، با امکانات محدود مهندسی رزمی، از رودخانه عبور کردند و مواضع اولیه را به تصرف درآوردند. این اقدام، که از نظر تاکتیکی و عملیاتی بسیار مخاطرهآمیز بود، بدون روحیهای سرشار از ایمان و ایثار، امکانپذیر نمیشد.
آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، نقطه اوج عملیات بیتالمقدس و یکی از مهمترین پیروزیهای نظامی ایران در طول جنگ بود. هزاران نیروی عراقی یا به اسارت درآمدند یا ناگزیر به فرار شدند؛ بخش مهمی از تجهیزات دشمن منهدم یا به غنیمت گرفته شد؛ و مهمتر از همه، روحیه ملی در داخل کشور به شکل کمنظیری تقویت گردید. شعار «خرمشهر را خدا آزاد کرد» نشاندهنده عمق پیوند میان ایمان دینی، تلاش انسانی و تقدیر تاریخی در ذهن و ضمیر جامعه ایرانی بود.
این پیروزی، در سطح نمادین، به معنای ترجمه عملی مفاهیمی مانند «سلحشوری»، «غیرت ملی»، «شهادتطلبی» و «ایثار» به عمل اجتماعی بود. سوم خرداد، به روزی تبدیل شد که در آن، هویت ملی ایرانیان، در پیوند با هویت دینی و انقلابی، به اوج تجلی رسید و برای نسلهای بعدی به الگو بدل شد.
۳. سوم خرداد و هویت ملی؛ از حافظه تاریخی تا سرمایه اجتماعی
سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر، تنها یک واقعه تاریخی نیست که در کتابها ثبت شده باشد؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی و هویت ملی ایرانیان است. حافظه جمعی، مجموعهای از خاطرات، نمادها، روایتها و تجربههای مشترک است که یک ملت را به هم پیوند میدهد و در بزنگاههای تاریخی، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به رفتار جمعی ایفا میکند.
در این میان، میتوان از مفهوم «سرمایه اجتماعی» بهره گرفت. سرمایه اجتماعی در سادهترین تعریف، شبکهای از اعتماد متقابل، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی در یک جامعه است که همکاری و عمل جمعی را تسهیل میکند. تجربه سوم خرداد، نمادی از بالاترین سطح سرمایه اجتماعی در جامعه ایران است: اعتماد میان مردم و نیروهای مسلح، همبستگی میان اقشار مختلف، و همجهتی میان اهداف فردی (دفاع از خانواده، شهر و زندگی) و اهداف جمعی (دفاع از وطن، دین و نظام سیاسی).
این سرمایه اجتماعی، اگر به درستی حفظ، بازتولید و تقویت شود، میتواند در شرایط کنونی نیز نقش سپر دفاعی در برابر تهدیدات خارجی و بحرانهای داخلی را ایفا کند. در مقابل، هرگونه تضعیف این سرمایه، از طریق تفرقهافکنی، بیاعتمادی، دوقطبیسازی افراطی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، زمینه را برای نفوذ و بهرهبرداری دشمن فراهم میسازد.
۴. پیوند تجربه خرمشهر با شرایط کنونی؛ جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران
در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران در معرض مجموعهای از تهدیدات چندلایه از سوی ایالات متحده و برخی همپیمانان آن قرار دارد. این تهدیدات، صرفاً ماهیت نظامی ندارند؛ بلکه در قالب جنگ اقتصادی (تحریمها)، جنگ روانی (فضاسازی رسانهای، شایعهپراکنی، ایجاد هراس)، جنگ اطلاعاتی و سایبری، و نیز تلاش برای ایجاد آشوبهای داخلی و بیثباتسازی اجتماعی مانند آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ بروز مییابند. این نوع رویارویی، در ادبیات راهبردی به عنوان «جنگ ترکیبی» شناخته میشود؛ جنگی که در آن، مرز میان جبهههای نظامی و غیرنظامی، و میان میدان نبرد و خیابان، تا حد زیادی محو میشود.
در چنین وضعیتی، بازخوانی تجربه خرمشهر، از زاویه انسجام ملی و سرمایه اجتماعی، اهمیتی ویژه پیدا میکند. همانگونه که در اوایل دهه ۱۳۶۰، پیوند میان مردم، نیروهای مسلح و رهبری سیاسی کشور، زمینهساز پیروزی بر ارتش مجهز عراق شد، امروز نیز پیروزی در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل، تنها در سایه انسجام ملی و اعتماد متقابل امکانپذیر است. هر میزان که این انسجام سست شود، قابلیت و پتانسیل دشمن برای نفوذ، تحریک درگیریهای داخلی و تبدیل فشار خارجی به بحران داخلی افزایش مییابد.
۵. اهمیت اجتماعات شبانه و حضور پرشور مردمی در خیابانها
یکی از جلوههای مهم انسجام ملی و سرمایه اجتماعی در شرایط بحران، «اجتماعات مردمی» است؛ اجتماعاتی که میتواند در روز یا شب، در میادین، مساجد، حسینیهها، موکبها و سایر فضاهای عمومی شکل گیرد. در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، اجتماعات شبانه ـ از نماز استغاثه، جلسات دعا و مناجات گرفته تا مراسم تیادبود شهدا و گردهماییهای مردمی ـ نقشی اساسی در تقویت روحیه جمعی، انتقال پیامهای مشترک، ایجاد احساس همسرنوشتی و بازتولید امید ایفا کرده است.
در شرایط جنگی یا تهدیدات خارجی، اجتماعات شبانه میتواند چند کارکرد اصلی داشته باشد:
الف - تقویت روحیه و کاهش ترس و اضطراب: شب به طور طبیعی زمانی است که نگرانیها و ترسها در ذهن افراد تشدید میشود. گردهماییهای شبانه، با فضای معنوی، جمعی و صمیمی خود، میتواند ترسهای فردی را به احساس همبستگی جمعی تبدیل کند و به افراد نشان دهد که در این مواجهه تنها نیستند.
ب - انتقال اطلاعات صحیح و مقابله با شایعات: جنگ روانی دشمن، بهویژه در فضای مجازی و رسانههای غیررسمی، عمدتاً بر شایعات، بزرگنمایی شکستها و پنهانکردن موفقیتها تکیه دارد. اجتماعات، بهخصوص اگر با حضور نخبگان، مسئولان محلی، رزمندگان و افراد آگاه برگزار شود، میتواند بستری برای تبیین واقعیات، پاسخ به شبهات و جلوگیری از گسترش شایعات مخرب باشد.
ج - نمایش عینی انسجام و بازدارندگی: حضور پرشور و منسجم مردم در خیابانها و اجتماعات شبانه، برای ناظران داخلی و خارجی، پیامی روشن دارد و آن اینکه جامعه از همگسیخته نشده است. این پیام، در محاسبات راهبردی دشمن، باعث بازنگری در هزینه و فایده ادامه فشارها یا تشدید درگیریها میشود و به نوعی نقش بازدارنده دارد.
د - خنثیسازی تلاشها برای مصادره خیابان: یکی از اهداف جنگ ترکیبی، تبدیل خیابان و فضای عمومی به عرصه مقابله و درگیری است. اگر نیروهای هوادار وحدت و انسجام، منفعل باشند، میدان به دست جریانهایی میافتد که خواهان آشوب، تخریب و درگیریاند. حضور فعال، منظم و آگاهانه مردم در خیابانها، بهویژه در شبها، میتواند این میدان را از دست جریانهای آشوبطلب تهی کرده و به عرصه نمایش اتحاد و آگاهی تبدیل کند.
۶. ضرورت حفظ انسجام ملی و پرهیز از تفرقهافکنی در دوران سکوت موقتی صحنه نبرد
یکی از حساسترین مقاطع در هر جنگی، دوران آتشبس و گذار از درگیری مستقیم به وضعیت موقتِ آرامش است. تجربههای تاریخی نشان داده است که در بسیاری از موارد، آتشبس به معنای پایان دشمنی نیست؛ بلکه فرصتی برای تجدید قوا، بازآرایی نیروها و طراحی روشهای جدید برای فشار بر طرف مقابل است. در این دوره، دشمن غالباً از شیوههای مستقیم نظامی کمتر استفاده میکند و تمرکز خود را بر ابزارهای غیرمستقیم، بهویژه جنگ روانی و تحریک اختلافات داخلی میگذارد.
برخی از این رفتارها میتواند از قرار زیر باشد:
الف - تفرقهافکنی در خطوط سیاسی: تلاش میشود اختلافنظرهای طبیعی سیاسی به شکافهای غیرقابل ترمیم تبدیل شوند؛ هر موضع انتقادی به دشمنی تعبیر شده و هر دفاعی نیز به نفع یک جناح خاص مصادره شود.
ب - ایجاد بدگمانی میان مردم و نهادهای دفاعی و حاکمیتی: با برجستهسازی خطاها، اغراق در کاستیها و نادیده گرفتن موفقیتها، اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مسئول دفاع و امنیت سست میشود.
ج - تحریک گروههای اجتماعی علیه هم: دوقطبیسازیهای قومیتی، مذهبی، نسلی (نسل جدید / نسل قدیم)، طبقاتی و … تقویت میگردد تا انسجام افقی جامعه از بین برود.
در چنین فضایی، اهمیت اجتماعات شبانه مردمی با مؤلفههای هویتی مثل پرچم کشور و حضور آگاهانه در خیابانها دوچندان میشود؛ زیرا این حضور نشان میدهد که جامعه، علیرغم وجود اختلافنظرها، همچنان در اصول کلان مانند دفاع از تمامیت ارضی میهن، استقلال، و مقابله با سلطهطلبی خارجی متحد است. از طرفی این اجتماعات، فرصت گفتوگو و همدلی میان گروههای مختلف اجتماعی را فراهم میکند و از تبدیل اختلافات به دشمنی جلوگیری مینماید. همچنین این حضور، امکان ایجاد و مدیریت بحران و کنترل فضا را از دست جریانهای افراطی و وابسته به دشمن خارج میکند و ابتکار عمل را به دست نیروهای حامی ثبات و امنیت میسپارد.
به بیان دیگر، همانگونه که در دوران آزادسازی خرمشهر و کل دفاع مقدس، «وحدت کلمه» و «یکپارچگی جبهه داخلی» شرط لازم پیروزی در جبهه نظامی بود، در دوران آتشبس فعلی و جنگ ترکیبی نیز، حفظ همین وحدت و پرهیز از تفرقهافکنی، شرط لازم برای حفظ دستاوردها و جلوگیری از تبدیل پیروزیهای نظامی به شکستهای سیاسی و اجتماعی است.
۷. روحیه خودباوری ایرانیان در جنگ؛ از خرمشهر تا امروز
یکی از پیامهای بنیادین سوم خرداد، پیام «ما میتوانیم» بود؛ این باور که ملت ایران قادر است بدون اتکا به قدرتهای خارجی، با تکیه بر امکانات داخلی و نیروی انسانی متعهد و خلاق، بزرگترین موانع را پشت سر بگذارد. این روحیه خودباوری، در آن زمان، خود را در جبهههای جنگ و میدانهای نبرد نشان داد؛ اما امروز باید در سطوح مختلف ظهور و بروز یابد: در عرصه اقتصاد، فرهنگ، علم، فناوری، دیپلماسی و نیز مدیریت بحرانهای داخلی و خارجی.
در مواجهه با جنگ و تهدیدات دشمن آمریکایی - صهیونی، خودباوری به این معناست که جامعه ایرانی یقین داشته باشد: میتواند فشارهای اقتصادی را با اصلاح الگوهای مصرف، تقویت تولید داخلی و همبستگی اجتماعی مدیریت کند؛ میتواند در برابر جنگ روانی، با تقویت سواد رسانهای، اعتماد به منابع معتبر و مشارکت فعال در تبیین واقعیتها بایستد؛ میتواند در برابر تلاش برای ایجاد آشوب و بیثباتی، با حضور آگاهانه، نظممحور و قانونمدار در خیابانها و اجتماعات، نقشههای دشمن را خنثی کند. روحیه خودباوری، هنگامی که با انسجام ملی و سرمایه اجتماعی عمیق همراه شود، تبدیل به مهمترین عامل بازدارنده در برابر هرگونه ماجراجویی خارجی میشود. دشمنی که در محاسبات خود، با ملتی مواجه است که به توان خویش ایمان دارد و آماده ایستادگی است، هزینه هرگونه حمله و مداخله را بسیار بالا ارزیابی میکند.
نتیجهگیری:
سوم خرداد ۱۳۶۱ و آزادسازی خرمشهر، تجلی اوج سلحشوری، مقاومت و هویت ملی ایرانیان در دوران دفاع مقدس بود. این رخداد، نشان داد که وقتی سرمایه اجتماعی جامعه در بالاترین سطح خود قرار گیرد و انسجام ملی در عمل متجلی شود، حتی بزرگترین تهدیدات نظامی نیز قابل مهار و دفع است. پیروزی خرمشهر، تنها پیروزی در یک نبرد نبود؛ بلکه پیروزی یک ملت بر احساس ناتوانی، تردید و دوگانگی بود.
امروز، در مواجهه با تهدیدات ایالات متحده و جنگهای ترکیبی، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازخوانی و بهکارگیری درسهای سوم خرداد هستیم. این درسها را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
الف - انسجام ملی، شرط لازم برای مقاومت موفق در برابر تهدیدات خارجی است.
ب - سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد متقابل، مشارکت ملی، همبستگی و هویت مشترک، مهمترین پشتوانه امنیت ملی است.
ج - اجتماعات مردمی، بهویژه اجتماعات شبانه و حضور پرشور در خیابانها، در شرایط جنگی و دوران آتشبس، نقشی راهبردی در نمایش انسجام، خنثیسازی جنگ روانی و جلوگیری از مصادره فضای عمومی توسط جریانهای آشوبطلب دارد.
د - پرهیز از تفرقهافکنی و دوقطبیسازی افراطی، ضرورتی حیاتی است تا اختلافنظرهای طبیعی، به شکافهای خطرناک و فرصتهای طلایی برای نفوذ دشمن تبدیل نشود.
ه - روحیه خودباوری، استمرار همان روحیهای است که خرمشهر را آزاد کرد و امروز نیز میتواند ایران را از پیچیدهترین تهدیدات به سلامت عبور دهد.
خرمشهر و سوم خرداد، نه تنها بخشی از تاریخ، که بخشی از آینده ما نیز هستند؛ تا زمانی که آن تجربه تاریخی را به سرمایهای زنده در رفتار فردی و جمعی خود تبدیل کنیم. پاسداشت این حماسه، در زمان حاضر، یعنی حفظ انسجام، تقویت سرمایه اجتماعی، حضور آگاهانه در صحنه و ایستادگی در برابر هرگونه تلاش برای تضعیف وحدت ملی؛ این همان مسیری است که میتواند در جنگ امروز، بار دیگر، پیروزی را از آن ملت ایران کند.
درسِ سوم خرداد برای امروز روشن است: پیروزی، حاصل جمع «توانِ سختِ نظامی» و «سرمایه نرمِ اجتماعی» است. برای پیروزی در جنگ با آمریکا، باید با حضور پرشور در صحنههای عمومی و پرهیز از تفرقهافکنی، همان انسجامِ سال ۱۳۶۱ را بازتولید کرد. آینده ایران نه در دستان دشمن، بلکه در پیوند میان مردم و آرمانهای استقلالطلبانه رقم میخورد.
انتهای پیام