به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام محمود لطفيان سرگزی، كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در جلسه تفسير قرآن كه با حضور جمعی از اعضای طرح ياوران نماز در قم برگزار شد، با اشاره به آيه «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»، خداوند بر دلها و بر گوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پردهاى است و براى آنان عذابى بزرگ است، گفت: مُهر بدبختى كه خداوند بر دل كفار میزند، كيفر لجاجتهاى آنان است. چنان كه میخوانيم «یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» خدا بر دل افراد متكبر و ستمپيشه، مهر میزند.
وی افزود: همچنين در آيه 23 سوره جاثيه آمده است «خداوند بر دل كسانى كه با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى میروند مهر میزند». بنابراين مهر الهى نتيجه انتخاب بد خود انسان است، نه آنكه يك عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم با بيان اينكه مراد از قلب در قرآن، روح و مركز ادراكات است، اظهار كرد: قرآن كريم سه نوع قلب را معرفى میكند كه عبارتند از 1) قلب سليم، 2) قلب منيب و 3) قلب مريض.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم با اشاره به ويژگیهاى قلب سليم گفت: قلب سليم، قلبی است كه الف) جز خدا در آن نيست، ب) پيرو راهنماى حق، توبهكننده از گناه و تسليم حق باشد، ج) از حب دنيا، سالم باشد، د) با ياد خدا، آرام گيرد و ه) در برابر خداوند، خاشع است. البته قلب مؤمن، هم با ياد خداوند آرام میگيرد و هم از قهر او میترسد. «إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» همانند كودكى كه هم به والدين آرام میگيرد و هم از آنان حساب میبرد.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم ادامه داد: قلب مريض قلبی است كه الف) از خدا غافل است و لايق رهبرى نيست «لاتطع من اغفلنا قلبه»، ب) دنبال فتنه و دستاويز میگردد «فَأَمَّا الَّذِينَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ»، ج) قساوت دارد «جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً»، د) زنگار گرفته است «بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ» و ه) دلى كه مُهر خورده است «طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِكُفْرِهِمْ».
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم عنوان كرد: قلب منيب، آن است كه بعد از توجه به انحراف و خلاف، توبه و انابه كرده و به سوى خدا باز گردد. ويژگى بارز آن تغيير حالات در رفتار و گفتار انسان است. خداوند در آيات قرآن، 9 ويژگى براى قلب كفار بيان كرده است، الف) انكار حقايق «قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ»، ب) تعصّب «فى قلوبهم الحَمیّة»، ج) انحراف و گمراهى «صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم»، د) قساوت و سنگدلى «فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم»، ه) موت «لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى»، و) آلودگى و زنگار «بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم»، ز) مرض «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ»، ح) ضيق «یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا» و ط) طبع «طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْهَا بِكُفْرِهِمْ».
حجتالاسلام لطفيان بيان كرد: گرچه مراد از نفاق در آيات، كفر در دل و اظهار ايمان است، ولى در روايات نفاق، داراى معناى گستردهاى است كه هر كس زبان و عملش هماهنگ نباشد، سهمى از نفاق دارد. در حديثی میخوانيم «اگر به امانت خيانت كرديم و در گفتار دروغ گفتيم و به وعدههاى خود عمل نكرديم، منافق هستيم گرچه اهل نماز و روزه باشيم». نفاق، نوعى دروغ عملى و اعتقادى است و رياكارى نيز نوعى نفاق است.
وی با اشاره به آيه «یُخَدِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ» منافقان به پندار خود با خداوند و مؤمنان نيرنگ میكنند در حالى كه جز خودشان را فريب نمیدهند، اما نمیفهمند!، اذعان كرد: شعور از ريشه «شَعر» به معناى مو است. كسى كه داراى فهم دقيق و موشكافانه باشد، اهل درك و شعور است. بنابراين منافق گمان میكند كه ديگران را فريب میدهد، زيرا درك درست ندارد.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم با بيان اينكه برخورد اسلام با منافق، همانند برخورد منافق با اسلام است، عنوان كرد: منافق در ظاهر اسلام میآورد، اسلام نيز او را در ظاهر مسلمان میشمارد. او در دل ايمان ندارد و كافر است، خداوند نيز در قيامت او را با كافران محشور میكند.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم گفت: نفاق، يك مرض روحى؛ و منافق بيمار است. همانطور كه بيمار، نه سالم است و نه مرده، منافق هم نه مؤمن است و نه كافر «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ»، نفاق، مرضى است كه رشد سرطانى دارد «زَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا»، دروغگویى، از روشهاى متداول منافقان است «كَانُوا یَكْذِبُونَ».