کد خبر: 2516302
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۳

اثر عبادت، رسيدن به تقوا است

امام‌جمعه نيك‌شهر گفت: هدف از خلقت جهان و انسان، تكامل انسان‏‌هاست يعنى هدف از آفرينش هستى، بهره‏‌گيرى انسان‏ها بوده و تكامل انسان‏‌ها در گرو عبادت و اثر عبادت، رسيدن به تقوا و نهايت تقوا، رستگارى است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام احمد لطفيان سرگزی، امام‌جمعه نيك‌شهر در جلسه تفسير آيات 10 تا 21 سوره بقره كه 19 فروردين‌ماه، با حضور جوانان و خانواده‌هايشان در نيك‌شهر برگزار شد، ضمن تسليت ايام فاطميه گفت: كتاب‏‌هاى قانون، مواد قانون بدون خطاب بيان می‌شود، ولى قرآن كتاب قانونى است كه با روح و عاطفه مردم سروكار دارد، لذا در بيان دستورات خطاب می‌كند، البته خطاب‏‌هاى قرآن مختلف است.
وی اذعان كرد: هدف از خلقت جهان و انسان، تكامل انسان‏‌هاست يعنى هدف از آفرينش هستى، بهره‏‌گيرى انسان‏ها بوده و تكامل انسان‏‌ها در گرو عبادت و اثر عبادت، رسيدن به تقوا و نهايت تقوا، رستگارى است.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند را عبادت كنيم؟، عنوان كرد: در قرآن كريم پاسخ به اين پرسش چنين آمده است 1) خداوند خالق و مربى شماست «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ»، 2) خداوند تأمين‌كننده رزق و روزى و امنيت شماست «لْیَعْبُدُوا رَبّ هَذَا الْبَیْت الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوع وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْف» و 3) معبودى جز او نيست «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی». عبادت انسان، هدف آفرينش انسان است نه هدف آفريننده. خداوند نيازى به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمين كافر شوند او بی‌نياز است «إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ...» چنانچه اگر همه مردم رو به خورشيد خانه بسازند يا پشت به خورشيد، در خورشيد اثرى ندارد.
حجت‌الاسلام لطفيان با بيان اينكه عبادت خداوند بر ما واجب است، چراكه خالق و رازق و مربى ماست با اين وجود باز هم در برابر اين اداى تكليف، پاداش می‌دهد و اين نهايت لطف اوست، گفت: توجه به نعمت‏‌هاى او كه خالق و رازق و مربى ماست، توجه به فقر و نياز خود، توجه به آثار و بركات عبادت، توجه به آثار سوء ترك عبادت، توجه به اينكه همه هستى، مطيع او و در حال تسبيح او هستند، توجه به اينكه عشق و پرستش، در روح ماست و به چه كسى برتر از او عشق بورزيم از جمله مواردی است كه انسان را وادار به عبادت می‌كند.
امام‌جمعه نيك‌شهر خاطرنشان كرد: در يك نگاه براى عبادت سه نوع شرط لازم است الف) شرط صحت نظير طهارت و قبله، ب) شرط قبولى نظير تقوا و ج) شرط كمال نظير اينكه عبادت بايد آگاهانه، خاشعانه، مخفيانه و عاشقانه باشد.
وی اظهار كرد: منافقان، تاب و توان ديدن دلايل نورانى و فروغ آيات الهى را ندارند، آنان در جامعه اسلامى هر چند گاهى چند قدمى پيش می‌روند، ولى در اثر حوادث يا اتفاقاتى از حركت باز می‌ايستند و چراغ فطرت درونى خويش را خاموش كرده و منتظر رسيدن نورى از قدرت‏‌هاى بيرونى مانده‏‌اند.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر بيان كرد: منافق در عقيده و عمل، برخورد و عكس‏‌العمل‏‌هایى را از خود نشان می‌دهد كه در سوره بقره و سوره‏‌هاى منافقون، احزاب، توبه، نساء و محمد آمده است. آنچه می‌توان گفت اين است كه منافقان در باطن ايمان ندارند ولى خود را مصلح و عاقل می‌پندارند، با همفكران خود خلوت می‌كنند، نمازشان با كسالت و انفاقشان با كراهت است، ملاك علاقه‏‌شان كاميابى و ملاك غضبشان محروميت است، نسبت به تعهداتى كه با خداوند دارند بی‌وفا هستند.
حجت‌الاسلام لطفيان با اشاره به آيه 11 سوره بقره «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» و چون به آنان(منافقان) گفته شود در زمين فساد مكنيد می‌گويند ما خود اصلاحگريم، گفت: گرچه منافقان پندپذير و نصيحت‌خواه نيستند، ولى بهتر است با آنها سخن گفت و نهى از منكر كرد «قِيلَ لَهُمْ»، نفاق، عامل فساد است «لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ»، منافق چند چهره بودن خود را مردم‏‌دارى واصلاح‏‌طلبى می‌داند «إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»، منافق با ستايش نابجا از خود، در صدد تحميق مردم و توجيه خلافكاری‌هاى خويش است «إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ».
امام‌جمعه نيك‌شهر افزود: در يك بررسى اجمالى از آيات قرآن در می‌يابيم كه نفاق، آثار و عوارض بدى در روح، روان، رفتار و كردار شخص منافق ايجاد می‌كند كه او را در دنيا و قيامت گرفتار می‌كند. قرآن در وصف منافقان می‌فرمايد آنها دچار فقدان شعور واقعى می‌شوند، انديشه و فهم نمی‌كنند، دچار حيرت و سرگردانى می‌شوند و به‌دليل فقدان اعتقاد قلبى صحيح دچار وحشت، اضطراب و عذابى دردناك می‌شوند.
وی اظهار كرد: خداوند در آيه 12 می‌فرمايند «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ یَشْعُرُونَ» به هوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمی‌فهمند. مسلمانان بايد به ترفند و شعارهاى به ظاهر زيباى منافقان، آگاه شوند «أَلا»، بلندپروازى و خيال‏‌پردازى مغرورانه‏ منافق بايد شكسته شود «اإِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ»، منافقان دائما در حال فساد هستند «الْمُفْسِدُونَ»، زرنگى اگر در مسير حق نباشد بی‌خردى است «لاَّ یَشْعُرُونَ».
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر عنوان كرد: در آيه 13 اين سوره می‌خوانيم «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ» و چون به آنان گفته شود همان‌گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد می‌گويند آيا همان‌گونه كه كم‌خردان ايمان آورده‏‌اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏‌خردانند ولى نمی‌دانند. ارشاد و دعوت اولياى خدا، در منافقان بی‌اثر است «قِيلَ...أَنُؤْمِنُ»، منافقان روحيه امتيازطلبى و خودبرتربينى دارند «أَنُؤْمِنُ»، تحقير مؤمنان از شيوه‏‌هاى منافقان است «كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء»، مسلمانان بايد هوشيار باشند تا فريب ظواهر را نخورند «أَلا»، در فرهنگ قرآن تسليم حق نشدن، سفاهت است «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء»، بايد غرور متكبرانه منافق شكسته و با آن مقابله به مثل شود «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء»، افشاى چهره دروغين منافق براى جامعه اسلامى ضرورى است «هُمُ السُّفَهَاء»، بدتر و دردآورتر از هر دردى، جهل به آن درد است «وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ».
حجت‌الاسلام لطفيان با بيان اينكه واژه شيطان از «شَطَن» آمده؛ و به معناى دور شده از خير است كه به هر كس القاى انحراف كند، اطلاق شده و به انسان‏‌هاى بدكار و دور از حق نيز گفته می‌شود، ادامه داد: در آيه 14 سوره بقره آمده است «وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ» و چون با كسانى كه ايمان آورده‏‌اند برخورد كنند می‌گويند ايمان آورديم و چون با شيطان‌هاى خود خلوت كنند می‌گويند در حقيقت ما با شمائيم ما فقط آنان را ريشخند می‌كنيم. منافق، نان را به نرخ روز می‌خورد. «قَالُواْ آمَنَّا...قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ»، به هر اظهار ايمان، نبايد اعتماد قطعى كرد و بايد مواظب عوامل نفوذى بود «قَالُواْ آمَنَّا»، منافق شهامت صداقت ندارد و از مؤمنان ترس و هراس دارد «خَلَوْاْ»، دوستان منافقان، شيطان‌صفت هستند «شَیَاطِينِهِمْ»، كفار و منافقان با همديگر ارتباط تشكيلاتى دارند و منافقان از آنان خط فكرى می‌گيرند «شَیَاطِينِهِمْ»، اظهار ايمان از سوى منافق موقتى است، ولى كفر او پايدار و ثابت است «آمَنَّا، إِنَّا مَعَكْمْ» منافقان با كافران نه تنها هم‏‌فكر هستند بلكه كمك‏‌كار هم نيز هستند «إِنَّا مَعَكْمْ»، منافقان، مؤمنان را به استهزا می‌گيرند «إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ».
امام‌جمعه نيك‌شهر با اشاره به آيه 15 «اللّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ» خداوند است كه ريشخندشان می‌كند و آنان را در طغيانشان فرو می‌گذارد تا سرگردان شوند، گفت: كلمه «یَعمهون» از «عَمَه» مثل «عَمى» است، لكن «عمى» به معنای كورى ظاهرى و «عمه» به معنای كورى باطنى است. امام رضا(ع) در تفسير اين آيه می‌فرمايند «خداوند اهل مكر، خدعه و استهزا نيست، لكن جزاى مكر و استهزاى آنان را می‌دهد. همچنان كه آنان را در طغيان و سركشى خودشان، رها می‌كند تا سر درگم و غرق شوند و چه سزایى سخت‏‌تر از قساوت قلب و تسلط شيطان و وسوسه‏‌هاى او، ميل به گناه و بی‌رغبتى به عبادت، همراهى و همكارى با افراد نا اهل و سرگرمى به دنيا و غفلت از حق كه منافقان بدان گرفتار می‌آيند»[تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏30].
وی با بيان اينكه منافقان، دوگانه رفتار می‌كنند و لذا با آنها نيز دوگونه برخورد می‌شود، در دنيا احكام مسلمانان را دارند و در آخرت كيفر كفار را می‌بينند، ادامه داد: كيفرهاى الهى، متناسب با گناهان است (در برابر «إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُون»، «اللّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» آمده است)، منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان «اللّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»، استهزا، اگر به عنوان پاسخ باشد مانعى ندارد، نظير تكبر در مقابل متكبر «اللّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»، از مهلت دادن و زياده‌بخشی‌هاى خداوند، نبايد مغرور شد «یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ»، سركشى و طغيان زمينه‏‌اى براى سردرگمی‌هاست «فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ».
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر خاطرنشان كرد: خدواند در آيه 16 همين سوره می‌فرمايند «أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ» همين كسانند كه گمراهى را به بهاى هدايت‏ خريدند در نتيجه داد و ستدشان سودى به بار نياورد و هدايت‏ يافته نبودند. منافقان، صاحب هدايتى نبودند كه آن‌را از دست بدهند، پس شايد مراد آيه اين است كه زمينه‏‌هاى فطرى و عوامل هدايت را از دست دادند، همچنان كه در آيات ديگر می‌خوانيم «شْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ» گروهى ايمان را با كفر معامله كردند و يا «اشْتَرَوُاْ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالآَخِرَةِ» آخرت را با زندگى دنيوى معامله نمودند و يا «وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ» آمرزش و عفو الهى را با قهر و عذاب او معامله كردند يعنى استعداد ايمان و دريافت پاداش و مغفرت را با اعمال خود از بين بردند.
حجت‌الاسلام لطفيان افزود: منافق، سود و زيان خود را نمی‌شناسد و لذا هدايت را با ضلالت معامله می‌كند «اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى»، انسان آزاد و انتخاب‏‌گر است زيرا داد و ستد نياز به اراده و تصميم دارد «اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ...»، دنيا همچون بازار است و مردمان، معامله‏‌گر و مورد معامله، اعمال و انتخاب‏‌هاى ماست «اشْتَرُوُاْ...فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ»، عاقبت مؤمن، هدايت است «عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ» و سرانجام منافق، انحراف است «مَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ»، منافقان به اهداف خود راهى نمی‌يابند «مَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ».
امام‌جمعه نيك‌شهر با اشاره به اينكه به كار بردن مثال، براى تفهيم مطلب به مردم، نقش مؤثّرى دارد، مسائل معقول را محسوس و به اين وسيله راه را نزديك و عمومى كرده و درجه اطمينان را بالا می‌برد، عنوان كرد: در آيه 17 آمده است «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یُبْصِرُونَ» مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنایى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكی‌هایى كه نمی‌بينند رهايشان كرد.
وی با بيان اينكه اين آيه نيز در مقام تشبيه مجموعه‏‌اى از روحيات و حالات منافقان است، ادامه داد: منافق براى رسيدن به نور، از آتش استفاده می‌كند كه خاكستر و دود و سوزش نيز دارد «اسْتَوْقَدَ نَارًا»، نور اسلام عالم‏‌گير است ولى نورى كه منافقان در سايه‏ آن تظاهر به اسلام می‌كنند، در شعاعى كمتر و روشنایى آن ناپايدار است «أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ»، اسلام نور و كفر تاريكى است «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ»، كسى كه از يك نور بهره‏‌مند نشود در ظلمات متعدد باقى می‌ماند «بِنُورِهِمْ...فِی ظُلُمَاتٍ»، نقشه‏‌ها و توطئه‏‌هاى منافقان به اراده الهى ناتمام می‌ماند «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ»، طرف مقابل منافقان، خداوند است «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ»، عاقبت و آينده‏ منافقان تاريك است «فِی ظُلُمَاتٍ»، منافقان دچار وحشت و اضطراب و در تصميم‏‌گيری‌هاى درازمدت سردرگم هستند «فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یُبْصِرُونَ». گاهى در آغاز، ايمان واقعى است ولى كم‏ كم انسان به انحراف گرايش پيدا كرده و منافق می‌شود.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر گفت: در آيه 18 اين سوره می‌خوانيم «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ» كرند لالند كورند بنابراين به راه نمی‌آيند. نفاق، انسان را از درك حقايق و معارف الهى باز می‌دارد «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ»، كسى كه از عطاياى الهى در راه حق بهره نگيرد همانند كسى است كه فاقد آن نعمت‏‌هاست «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ» منافقان لجاجت و تعصب دارند «فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ».
حجت‌الاسلام لطفيان بيان كرد: همچنين خداوند در آيه 19 می‌فرمايد «أَوْ كَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ» يا چون كسانى كه در معرض رگبارى از آسمان كه در آن تاريكی‌ها و رعد و برقى است قرار گرفته‏‌اند از نهيب آذرخش و بيم مرگ سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند ولى خدا بر كافران احاطه دارد. خداوند، منافق را به اشخاص در باران مانده‏‌اى تشبيه كرده كه مشكلات باران تند، شب تاريك، غرش گوش‌خراش رعد، نور خيره‌كننده‏ برق و هراس و خوف مرگ او را فرا گرفته است، اما او نه براى حفظ خود از باران پناهگاهى دارد و نه براى تاريكى، نورى و نه گوشى آسوده از رعد و نه روحى آرام از مرگ.
امام‌جمعه نيك‌شهر افزود: منافقان غرق در مشكلات و نگرانی‌ها می‌شوند و در همين دنيا نيز دلهره، اضطراب، رسوایى و ذلت دامن‌گيرشان می‌شود «ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ»، منافقان از مرگ می‌ترسند «حَذَرَ الْمَوْتِ»، منافقان بدانند كه خداوند بر آنها احاطه دارد و هر لحظه اراده فرمايد، اسرار و توطئه‏‌هاى آنها را افشا می‌كند «واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ»، سرانجام نفاق به كفر منتهى می‌شود «واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ» لذا در جاى ديگر قرآن می‌فرمايد «إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِی جَهَنَّمَ جَمِيعًا».
وی ادامه داد: نگاهى به عملكرد و سرنوشت منافقان در جريان انقلاب اسلامى ايران نشانه‏‌اى روشن براى اين آيه است. دلهره، تفرقه، شكست، آوارگى، غربت، بی‌آبرویى، پناهندگى به كفار و طاغوت‏‌ها و جاسوسى، نتيجه‏ اعمالشان بود. آنان با استفاده از شعارها و شخصيت‏‌هاى مذهبى، خيال پيروزى داشتند ولى با خنثى شدن توطئه‏‌ها و آگاه شدن مردم از سوء نيت آنان، خداوند آنان را گرفتار سردرگمى، تفرقه و بی‌خبرى از واقعيت‏‌ها و حقايق كرد.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر اظهار كرد: در آيه 20 آمده است «یَكَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِيرٌ» نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشنى بخشد در آن گام زنند و چون راهشان را تاريك كند بر جاى خود بايستند و اگر خدا می‌خواست‏ شنوایى و بينايی‌شان را برمی‌گرفت كه خدا بر همه چيز تواناست. منافق در مسير حركت، متحير است « أَضَاء ...مَّشَوْاْ، أَظْلَمَ...قَامُواْ»، حركت منافق در پرتو نور ديگران است «أَضَاء لَهُم»، منافق به سبب اعمالى كه مرتكب می‌شود هر لحظه ممكن است گرفتار قهر خداوندى شود «وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ»، سنت الهى، آزادى دادن به همه است وگرنه خداوند می‌توانست منافقان را كر و كور كند «وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ».
حجت‌الاسلام لطفيان با اشاره به آيه 21 اين سوره «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» اى مردم پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه پيش از شما بوده‏‌اند آفريده است پرستش كنيد باشد كه به تقوا گراييد، بيان كرد: دعوت انبيا الهی، عمومى است و همه مردم را در بر می‌گيرد «یَا أَیُّهَا النَّاسُ»، از فلسفه‏‌هاى عبادت، شكرگزارى از ولى نعمت است «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ»، اولين نعمت‏‌ها، نعمت آفرينش و اولين دستور، كُرنش در برابر خالق است «اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ»، مبادا بت‏‌پرستى يا انحراف نياكان، ما را از عبادت خداوند دور كند حتى آنان نيز مخلوق خداوند هستند «وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ»، عبادت، عامل تقواست اگر عبادتى تقوا ايجاد نكند عبادت نيست «اعْبُدُواْ...لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، به عبادت خود مغرور نشويم كه هر عبادتى، تقواساز نيست «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».
captcha