کد خبر: 2523355
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱

توجه وزارت ارشاد به افزايش كمی فعاليت‎‌های فرهنگی و هنری نسبت به ارتقای كيفی

گروه هنر: اگر بر كارنامه دولت نهم و دهم و وزارت ارشاد مروری داشته باشيم می‌بينيم كه جريان كيفی در عرصه فرهنگ و هنر عرصه مهمی نبوده و اغلب بر كميت‌گرايی، آمار و ارقام و تعدد برگزاری رويدادهای هنری تكيه شده است.

امير عبدالحسينی، مشاور هنری سازمان زيباسازی شهردای تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) اظهار كرد: من در زمان آغاز مديريت دفتر امور تجسمی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط آقای شالويی به كار با وزارت‌خانه دعوت شدم و در آن زمان مسئوليت‌هايی چون دبيری آرت‌اكسپوی تهران، دبيری نمايشگاه سوگ‌نگاره‌ها، دبيری سومين دوره از جشنواره هنرهای تجسمی فجر و ... به من سپرده شد؛ با پايان يافتن دوره مديريت آقای شالويی ديگر برای كار دعوت نشدم. البته من با كليه مديريت‌ها كار كرده‌ام اما در برخی بيشتر در برخی كمتر؛ بيشترين مسئوليت دبيری را در دوران آقای شالويی داشتم.
وی در مورد روند كاركرد دفتر هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشد اسلامی عنوان كرد: با نگاهی به رويدادهای هنری طی سال‌های گذشته سير نزولی اين رويدادها از نظر كيفی را بخوبی مشاهده می‌كنيم و هر رويداد در ادامه فعاليت‌ خود بجای اينكه از نظر كيفی و ساز و كار بهتر برگزار شود، می‌بينيم كه سير نزولی داشته است.
عبدالحسينی ادامه داد:‌برای مثال می‌توان به جشنواره هنرهای تجسمی فجر اشاره كرد كه می‌تواند شاخص‌ترين رويداد در عرصه هنرهای تجسمی كشور باشد. اين جشنواره در دوره اول و دوم به گونه‌ای برگزار شد كه انتظار می‌رفت در روند آن رشد ديده شود. مسئوليت دبيری دوره سوم اين جشنواره بر دوش بنده بود كه آن را با ساز و كار جديدی برگزار كرديم و در تركيب هيئت داوران، تعدد رشته‌ها و كيفيت آثار و شكل و شمايل اجرايی برنامه‌های جديدی تعريف شد.
وی اضافه كرد: در دوره چهارم انتظار داشتيم كه از تجارب قبلی همچنان استفاده شود و مسير رشد ادامه پيدا كند؛ در حالی كه با بررسی جشنواره‌های چهارم و پنجم می‌بينيم كه اين مسير رويه كميت‌گرايی را در پيش می‌گيرد، به طوری كه بخش كيفی آن تنها با دعوت از هنرمندان پوشش داده شده است. با توجه به اينكه بخش بين‌المللی نيز به عنوان جشنواره اضافه شد، انتظار می‌رفت كه در دوره پنجم رويكرد جدی بين‌المللی وجود داشته باشد، هم به لحاظ حضور شركت‌كنندگان و هم از لحاظ حضور داوران بين‌المللی.
اين هنرمند گرافيست به ذكر نمونه‌ای ديگر از فعاليت دولت دهم اشاره و اظهار كرد: در حوزه اقتصاد هنر و اكسپو در سال 83 در دولت هشتم، اكسپو شكل گرفت و بحث اكسپو رواج پيدا كرد و مجموعه داری شكل گرفت، مردم متوجه شدند كه بايد خريد و فروش آثار هنری كنند و دولت‌مردان متوجه شدند كه بايد ساز و كار حمايتی برای خريد آثار هنری و رونق اقتصاد هنر طراحی كنند. كما اينكه بحث بودجه مطرح و مصوبه اختياری آن تصويب شد. پس از آن من دو دوره در سال‌های 87 و 88، آرت اكسپو را يك بار در بخش دولتی و يك بار در بخش خصوصی طراحی كردم كه هدف از آن رونق اقتصاد هنر و ترويج خريد و فروش آثار هنری و راه‌اندازی مصوبات بودجه‌ای بود.
وی در ادامه اظهار كرد: با اينكه اين روند شتاب خوبی برای آغاز داشت اما با بررسی و نظرسنجی اصحاب رسانه در مورد آخرين اكسپوی برگزار شده در اسفندماه 91 می‌بينيم كه عنوان ضعيف‌ترين رويداد هنری سال به آن اطلاق شده است.
عبدالحسينی تصريح كرد: قطعا اينگونه است كه در دولت‌های نهم و دهم كميت‌گرايی و آمار و ارقام مد نظر قرار گرفت. يعنی تعداد جشنواره‌هاف دوسالانه‌ها و نمايشگاه‌های عرصه تجسمی بيشتر شد و به تدريج همه ارگان‌ها، نهادها و جريان‌های وابسته به دولت برگزاری جشنواره‌ها و رويدادهای هنری را آغاز كردند. بخش فرهنگ و هنر بايد تنها يك يا دو متولی داشته باشد كه تنها آنها به عرصه ورود پيدا كنند. اما حاصل اين جشنواره‌ها به نگاه آماری و ارقامی تبديل شد و از بحث كيفيت دور شد.
وی بيان كرد: اگر بر كارنامه دولت نهم و دهم مروری داشته باشيم می‌بينيم كه جريان كيفی در عرصه فرهنگ و هنر عرصه مهمی نبوده است و اغلب بر كميت‌گرايی، آمار و ارقام و تعدد برگزاری رويدادهای هنری تكيه شده است.
دبير سومين جشنواره هنرهای تجسمی فجر متذكر شد:‌اين نكته قابل توجه است كه در آمار و ارقام ارائه شده توسط دولت در عرصه هنر رويكرد موضوعی بوده است، يعنی اغلب برنامه‎ها و رويدادهای هنری براساس موضوعات و مناسبت طی سال بوده است و به رويدادهای تخصصی بسيار ضعيف پرداخته شده است. به طور كلی تمامی رويدادها اعم از ورك‌شاپ‌ها، نمايشگاه‌ها، افتتاحيه‌ها و رونمايی‌ها بر اساس مناسب‌ها شكل گرفته است و به صورت مستقل و تخصصی به آن نگاه نشده است.
وی به ذكر نمونه پرداخت و گفت: می‌توان به گراميداشت هفته هنر انقلاب اشاره كرد كه برای گراميداشت آن تنها به برگزاری مراسم و تجليل از چند استاد پيشكسوت و برگزاری يك ورك‌شاپ در كنار آن بسنده شد. به نظر می‌آيد الان وقت آن است كه هنر انقلاب پاس داشته باشد اما روش‌های مناسب آن استخراج نشده است. اينجا هم می‌بينيم كه تنها آمار و ارقام مناسبتی ارائه می شود.
عبدالحسينی گفت: مثلا در ايام محرم و صفر، نمايشگاه‌هايی از آثاری كه قبلا بارها به نمايش گذاشته شده در قالب سوگواره‌های متفاوت به نمايش گذاشته می‌شود در صورتی كه می‌شود بهتر از اين به اين عرصه ورود پيدا كرد. من فكر می‌كنم ضعف بزرگ اين بخش اهميت بيش از اندازه به آمار و ارقام است.
اين مدرس دانشگاه در حوزه اقتصاد هنر در ادامه اظهار كرد: وقتی يك هنرمند به خلق يك اثر می‌پردازد برای اينكه آن را به دست مخاطب برساند حتما بايد يك مدير بازرگانی، اقتصادی يا هنری داشته باشد، طبيعتا آن مدير واسطه ميان هنرمند و مخاطب خواهد بود. در اين حوزه نگارخانه دارانی موفق خواهند بود كه هم زبان هنر را بدانند و هم با زبان اقتصاد هنر آشنا باشند.
وی در پايان تصريح كرد: تعداد نگارخانه‌ها طی سال‌های اخير بسيار زياد شده و اكنون نزديك به 400 نگارخانه داريم، اما از اين موضوع بی‌خبريم كه كدام يك از آنها موفق‌تر هستند؟ كدام يك هنرمندان را جذب می‌كنند؟ كدام يك بر روی هنرمندان جوان سرمايه‌گذاری می‌كنند؟ كدام يك بر روی هنر هنرمندان پيشكسوت بازاريابی می‌كنند؟ كدام يك به حراج‌های خارجی ورود دارند؟ با ارزيابی نگارخانه‌ها می‌بينيم كه تنها مديران حدود 20 نگارخانه هم با زبان هنر و هم با زبان اقتصاد آن آشنا هستند و مابقی به نمايش آثار می‌پردازند و عملا به شكل جدی به عرصه اقتصاد آن وارد نمی‌شوند.
captcha