کد خبر: 2526796
تاریخ انتشار : ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۴
نخستين همايش ـ جشنواره «روحانی در قاب سينما»/

بازنمايی روحانيت در سينما رابطه مستقيمی با برداشت فيلمساز دارد

گروه هنر: بايد ديد قصد توليدكنندگان و كارگردانان سينما از ميان وجوه گوناگون شخصيتی موجود در روحانيت، تصويركردن كدام خصوصيت فردی و اجتماعی آنهاست و لذا مسئله بازنمايی كه پيش می‌آيد يك امر نسبی است و رابطه مستقيمی با برداشت نويسنده و كارگردان سينما از اين قشر دارد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، نشست دانشگاهی «نقد روحانی در سينما و تلويزيون ايران» كه اجرای آن را حجت‌الاسلام و المسلمين علی جعفری به عهده داشت عصر روز گذشته، 10 ارديبهشت‌ماه، با سخنرانی سه تن از اساتيد دانشگاه شامل ناصر فكوهی، شهاب اسفندياری و دكتر مهدی منتظرقائم برگزار شد.
نخستين سخنران اين نشست ناصر فكوهی، مردم‌شناس و عضو هيئت علمی دانشكده علوم اجتماعی بود كه در سخنانی گفت: البته اين همايش علاوه بر سينما به مديوم تلويزيون هم می‌پردازد و من نيز اعتقاد دارم كه هم تلويزيون و هم سينما به عنوان دو رسانه تصويری خصوصياتی شبيه به هم دارند لذا آنچه كه در مورد تلويزيون درباره پرداختن به موضوعات ويژه و بازنمايی چهره طبقه خاصی از جامعه آسيب‌شناسی شود به نوعی می‌توان به سينما نيز تعميم داد.
وی گفت: كار من و همكارانم آسيب‌شناسی است و اين به آن معنا نيست كه بايد راه‌حلی برای درمان بيماری نيز ارائه داد هر چند كه درمان‌های بيماری نيز مشخص و قابل ارائه است اما بايد بگويم كه تشخيص، درمان و علت‌يابی سه مقوله مجزا و مهم درباره تحليل جامعه‌شناسی موضوعات مورد نظر هستند.
اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: متأسفانه يكی از آسيب‌های جدی متوجه تلويزيون خرافه‌گرايی رايج در آن است كه البته از آنجا كه درمان و اصلاح آن نيز از طبقه روحانی انتظار می‌رود لذا اين اشكال متوجه اين قشر از جامعه است كه چرا تأثيرگذاری مفيدی در برطرف كردن آن ندارند.
وی ادامه داد: منظور از خرافه‌گرايی گروهی از گرايش‌هاست كه گفتمان دينی در برابر آن موضع می‌گيرد و اين مبحث جدای از قضيه معجزه كه انجام آن از قدرت انسانی فراتر تعريف می‌شود، است و در گفتمان روحانی همواره معجزه يك پديده و تجلی الهی است و از ديدگاه روحانيت خرافه مترادف با شعبده، امری پوچ و بی‌معناست كه در حوزه اعمال و رفتار شيطانی قرار می‌گيرد كه متأسفانه به دليل نوع عرفی بسياری از مناسك و اعمالی كه جوامع بشری انجام می‌دهند تبديل به مقوله‌ای ارزشی شده است.
فكوهی گفت: به همين دليل است كه در برهه‌ای از زمان برخی از مظاهر خرافه همچون قمه زنی، با وجود آنكه ريشه عرفی ميان مردم پيدا كرده است اما به دليل تبديل شدن به خرافه و يا ايجاد زمينه برای خرافه‌گرايی جلويش گرفته می‌شود و اين كار باز توسط طبقه روحانی صورت می‌گيرد اما آنچه به ويژه در توليد محصولات تصويری و هنری مهم است اينكه آيا مرز بين خرافه و علم ماورا وجود دارد كه به نظر من اينجا باز نقش روحانی در پروسه توليد پررنگ می‌شود.
وی تأكيد كرد: ديده می‌شود كه اسم برخی از دوستان روحانی به عنوان مشاور مذهبی در تيتراژ برخی فيلم‌ها به چشم می‌خورد حال آن كه مسائلی در فيلم‌ها رخ می‌دهد و اجازه تصوير پيدا می‌كنند كه زياد به صلاح نيستند و علت آن هم اين است كه ديدگاه واحدی در زمينه طرح موضوعی دينی در مجموعه‌سازی وجود ندارد و هر روحانی بنا به تأويلات منبعث از فتاوای مرجع مورد تقليد خود مبادرت به اين كار می‌كند كه ممكن است از نظر فلان مرجع ديگر مورد قبول نباشد.
فكوهی گفت: غرب در زمينه مجموعه‌سازی و يا ساخت فيلم اگر از وجود يك روحانی استفاده می‌كند نظر او صائب و منطبق با اجماع ساير علمای دين مربوطه است و مثلاً در مورد مسيحيت رأی او درست آن چيزی است كه ممكن است از زبان پاپ شنيده شود.
فكوهی با اشاره به اينكه توده مردم در ايران استعداد عجيبی در گرايش به خرافه دارند، گفت: اين مسئله در 5 و 6 سال گذشته قدرت بيشتری پيدا كرده است و ناخودآگاه تهيه‌كنندگان با ساخت مجموعه‌های تلويزيونی به اين امر دامن می‌زنند.
وی ادامه داد: به عنوان مثال مجموعه تلويزيونی را در نظر بگيريد كه در آن شخصيت بيماری از ادامه معالجه بنا به نظر پزشكان نااميد می‌شود و با توسل و دعا و راز و نياز بر بيماری خود فائق می‌آيد كه البته اين مسئله يعنی نفس دعا و توسل ارزشمند است اما نبايد از اين مسئله غافل شد كه اين مجموعه تلويزيونی ناخودآگاه عقل را در برابر ايمان قرار می‌دهد.
اين مدرس دانشگاه از ديگر سوء تعبيرات در ساخت مجموعه‌های تلويزيونی را سلب اعتماد مردم از رحمانيت خداوند عنوان كرد و گفت: در مجموعه‌های تلويزيونی شاهد هستيم كه شخصيت منفی در فيلم كه می‌تواند دچار تحول شده به فرض اينكه قابل اصلاح نيست از سوی متدينين و حتی متوليان بقاع متبركه طرد می‌شود در صورتی كه اسلام ملجأ و مأمن همه انسان‌های دردمند است.
وی در پايان گفت: به هر حال وضعيت سريال‌سازی به دليل ترويج خرافه‌گرايی بسيار مغشوش است و كاركرد نقش روحانی در فرايند توليد يك فيلم بايد روشن و شفاف تبيين شود.
سخنران ديگر اين نشست مهدی منتظرقائم از اساتيد دانشكده علوم اجتماعی بود كه در ابتدای سخنان خود بحث روحانی در سينما و تلويزيون را جزئی از مطالعات رسانه‌ای سياست‌محور خواند و گفت: رسانه‌های جمعی و مشخصاً سينما و تلويزيون توليد محتوا می‌كنند؛ توليد محتوايی كه ممكن است به دليل نوع نگاه خاص خود تأثيرات شگرفی در ساختار اجتماع بگذارد.
وی گفت: به هر حال هر پديده اجتماعی با نمادها و نشانه‌های عينی كه در وجود خود دارد با برداشت‌های گوناگون اطرافيان خود روبرو است و روحانيت هم صرف‌نظر از مقام الوهی كه دارد پديده اجتماعی است و جزئی از اصناف جامعه محسوب می‌شود كه ظاهری دارد و باطنی و مؤلفه‌های تصويری بسته به نوع نگاه سازندگان فيلم می‌تواند بخشی از حقيقت اين نهاد را معلوم و مشخص سازد.
منتظر قائم تصريح كرد: وقتی در ابتدای بحثم صحبت از سياست‌محوری در حوزه به تصوير كشيدن چهره روحانی در سينما كردم منظورم اين بود كه بايد ديد قصد توليدكنندگان و كارگردانان سينما از ميان وجوه گوناگون شخصيتی موجود در روحانيت، تصويركردن كدام خصوصيت فردی و اجتماعی آنهاست و لذا مسئله بازنمايی كه پيش می‌آيد يك امر نسبی است و رابطه مستقيمی با برداشت نويسنده و كارگردان سينما از اين قشر دارد.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: نبايد مناقشات اخير رسانه‌ای موجب شود كه به دليل تعجيل و شتابزدگی كه در توليد يك اثر سينمايی و تلويزيونی وجود دارد و قصد از آن مقابله با هجمه‌ای رسانه‌ای به تصوير سطحی و فارغ از هر تئوری مؤثر در زمينه شخصيت روحانی دست پيدا كرد بلكه بازنمايی تصوير يك شخصيت روحانی در سينما و تلويزيون تطابق تصوير با واقعيت است و انحرافات صورت گرفته از سوی توليدكنندگان به دليل ناآگاهی‌ها و نبود پشتوانه مطالعاتی مورد نياز برای پرداختن به شخصيت و منش روحانی در قاب تصوير بايد مورد بررسی و آسيب‌شناسی قرار گيرد.
منتظرقائم گفت: اگر از تصوير توقع تأثير اجتماعی داريم و قصد آن را داريم كه از شرايط موجود به وضع مطلوب برسيم نيز به بيان يك مدل آرمانی از بازنمايی چهره روحانيت در سينما و تلويزيون هستيم، آرمانی كه از يك ايدئولوژی و ارزش نهفته در باطن و نهاد اين قشر از جامعه سرچشمه می‌گيرد.
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: آنچه كه مسلم است اينكه روحانيت ابعاد مختلف شخصيتی دارد و بايد به اين جهت كه مخاطب فيلم عام جامعه هستند آن بخش از شخصيت روحانی در فيلم‌ها تبلور و تجلی يابد كه جنبه كاربردی و منفعتی آنها در مواجهه با اجتماع است و نفعی كه معمولاً به جامعه می‌رسانند بيشتر مورد تأكيد قرار گيرد و اين يكی از مصاديق سياست‌محوری در بازنمايی تصوير روحانی است.
منتظر قائم تأكيد كرد: به هر حال روحانيت از نظر من و بسياری از جامعه‌شناسان رازآلود است و به ويژه پس از انقلاب اين حرمت و قداست دينی كه از ديرباز در نهاد آنها وجود داشته است با دولتمردی آميخته شده و لذا اين مسئله پيچيدگی‌های شخصيتی اين قشر را بيش از پيش ايجاد كرده است.
وی در پايان گفت: به هر حال در مبحث سياست محوری بازنمايی چهره روحانی در سنما چند مسئله وجود دارد كه به شكل تيتروار شامل محدوديت‌های سياسی در توليد محتوا، غلبه نگاه غربی و غرب‌زده مسيحيت، و تغييرات دفعی در ساختار مديريتی و اتخاذ سياست‌های مقطعی فرهنگی است و بايد برای رسيده به وضع مطلوب در آينده شرايط توليد معقول فيلم براساس بازنمايی چهره روحانيون را مورد بررسی قرار دهيم.
سخنران سوم اين نشست شهاب اسفندياری، كارشناس علوم اجتماعی بود كه به شكلی خلاصه موارد مورد بحث خود را در 5 سرفصل تقسيم‌بندی و ارائه كرد و گفت: نخستين سرفصل در بحث پيرامون نقد روحانی در سينما اهميت تصوير است؛ تصويری كه در بازنمايی چهره روحانی به عنوان لايه اول است و ملاحظاتی موجود در آن بدون در نظر گرفتن باطن ديدگاهی سطحی است.
وی ادامه داد: عصر امروز عصر سيطره تصوير است و حتی تصوير اصالت و اهميتی بيش از خود واقعيت پيدا كرده است در نتيجه در چنين دنيايی نحوه بازنمايی يك پديده در قالب تصوير حتی به نسبت واقعيت و حقيقت آن نيز اهميت بيشتری دارد.
اسفندياری تصريح كرد: امروزه مديريت تصوير يا مهندسی آبرو به عنوان دومين سرفصل در مديريت رسانه تبديل به يك تخصص شده است يعنی مديريت آن بخش از بازنمايی يك واقعيت كه بايد به شكلی موجه عرضه شود لذا حشو و زوائد آن زده می‌شود تا تصوير معقول و معتمد از آن چيز واقع به دست آيد چيزی كه در تصوير روحانی در سينمای امروز كمتر به چشم می‌خورد و اهميت تصوير روحانی به عنوان يك طبقه روشنفكر جامعه كه در حوادث اجتماعی مؤثر است كمتر پرداخته شده در حالی كه برخلاف انقلاب فرانسه روحانيت با دولت متحد نبود و همراه با مردم در مقابل سلطنت بودند.
وی با توضيح اهميت تصوير روحانيت به عنوان سومين سرفصل از مباحث مهم در زمينه زبانمايی تصوير روحانی گفت: تصوير روحانيت در شرايط كنونی بسيار مهم است و بايد بگويم همانگونه كه در برهه‌ای از تاريخ روحانی با ورود به سياست حساسيت‌های مثبت و منفی زايد را برانگيخت ورود اين قشر به تصوير نيز با حرف‌ها و حديث‌های متعددی مواجه است اما صرف نظر از همه اين مباحث چيزی كه مورد توجه است اينكه حداقل روحانی با روبرو شدن به تصوير خود به نقاط ضعف‌ها و قوت‌های خود در مناسبات اجتماعی پی خواهد برد.
اين مدرس دانشگاه اهميت نقد تصوير روحانيت در سينما را چهارمين سرفصل مهم در زمينه بازنمايی روحانی در سينما عنوان كرد و گفت: روحانيت تا پيش از انقلاب در حريم مسجد و مدرسه نقش مهمی را در جريان‌سازی اجتماع به ويژه در مقابله با طاغوت به عهده داشته است و پس از انقلاب نيز با سكانداری اجتماع و سياست اين نقش را كامل كرده است اما نبايد از نظر دور داشت كه پس از عهده‌داری وظايف حكومت عملكرد آنها بيشتر در انظار مردم و تيررس خدعه و نيرنگ دشمنان قرار می‌گيرد و لذا بايد به دور از كمترين اشتباهی در واقعيت فعاليت كنند تا تصوير آنها نيز عاری از هر غرض‌ورزی و حاشيه‌ای باشد.
وی در پايان گفت: نكته پنجمی كه می‌توان به عنوان سرفصلی مهم در بازنمايی تصوير روحانی در سينما از آن ياد كرد درسی است كه از قرآن در تصوير كردن روحانی در جامعه می‌توانيم بگيريم كه به طور مثال در فرازهايی از آن چنين ياد می‌شود كه پيروان مسيحی رابطه خوبی با مسلمان به نسبت يهوديان داشتند و آن هم به دليل حضور روحانيانی در ميان آنها بود و يا مثلاً در جای ديگر كه از تكبر و گردنكشی يهوديان ياد می‌كند به عدم حضور روحانيان در قوم يهود اشاره دارد.
captcha