عبدالمجيد حسينیراد، دانشيار دانشكده هنرهای تجسمی دانشگاه تهران و عضو هيئت داوران در بخش علمی جشنواره تجسمی فجر، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) در مورد ارزيابی روند فعاليتهای دفتر امور هنرهای تجسمی در دولت دهم و در نقد برخی عملكردها اظهار كرد: طی چند سال گذشته تغيير در مديريتها موجب شده انسجام لازم در برنامهريزی و پيشبرد اهداف هنرهای تجسمی و جامعه هنرهای تجسمی آنچنان كه بايسته است پيش نرود و تا حدودی پيشرفت هنرهای تجسمی را كند كرده است.
وی افزود: با توجه به سير بسيار سريع تحولات هنر به طور كلی، روند آهسته رشد و پيشرفت در اين عرصه قابل توجيه و بجا نيست. بنابراين اگرچه برخی مديران در اين حوزه مفيد و به صورت مطلوب فعاليت كردهاند؛ اما بخش مهمی از تحولات مديريتی در اين چند سال ناشی از كندی و تحولات منشعب از تصميمگيریهای مديريتی بالادستتر است؛ يعنی نظرات رياست جمهوری و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی هم ناخودآگاه عدم ثبات در تصميمگيریها و تغييرات همراه با آن را بوجود آورد و البته تغيير مديريتها در بخشهای پائينتر هم میتواند در اين كند شدن روال تحولات در هنر تجسمی دخالت داشته باشد.
اين مدرس دانشگاه عنوان كرد: مسئله ديگر به ساختار وزارتخانه در مورد هنرهای تجسمی بازمیگردد؛ اگر چه موقعيت دفتر امور هنرهای تجسمی در تحولات هنر كشور تعريف شده اما ماموريت و اهداف خاص اين دفتر به روشنی تعريف نشده است. طبيعتا اين موضوع منجر به اين میشود كه مديران مركز هنرهای تجسمی، هم نتوانند كار خود را بخوبی انجام دهند و هم نتوانند برنامههای روشنی را در ارتباط با فعاليتهای دفتر ارائه دهند.
وی با اشاره به محدوديت بودجه و منابع مالی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان كرد: نكته ديگر مسائل مالی و سرمايهگذاریها و بودجه است كه معاونت هنری ارشاد برای فعاليتهای دو مركز تجسمی يعنی دفتر امور هنرهای تجسمی و موزه هنرهای معاصر در نظر گرفته میشود. برای اينكه فعاليت اين دو مركز از آنچه كه اكنون است گستردهتر و وسيعتر باشد به منابع مالی بيشتری نياز است؛ مسلما بخش مهمی از اين ركود و كم بودن فعاليتها به حمايتهای بودجهای و مالی در اين دو بخش مربوط میشود كه به هيچ وجه متناسب با گستره فعاليتهای اين دو بخش نيست.
حسينیراد با اشاره به نقاط قوت عملكرد معاونت هنری ارشاد در دولت دهم اظهار كرد: از فعاليتهای مثبت اتفاق افتاده در اين چند سال میتوان به تصويب قانون اختصاص يك دهم درصد بودجه برای خريد آثار هنری هنرمندان تجسمی اشاره كرد. همچنين راهاندازی جشنواره تجسمی فجر از اتقافات مثبتی است كه در اواخر دولت نهم آغاز و در دولت نهم پيگيری شد.
وی در ادامه متذكر شد: البته اين از نقاط ضعف اين دوران است كه برای اين دو اتفاق مهم بهدرستی برنامهريزی نشد و اجرای آن مطلوب نبود؛ يعنی اگر چه قانون اختصاص يك دهم درصد بودجه به خريد آثار هنری، تصويب شد و میتوانست تحول بزرگی را در جريان هنر تجسمی ايجاد كند، اما عملا اتفاق قابل توجهی صورت نگرفت؛ زيرا اكسپوهای مهمی برگزار نشد و اين قانون نتوانست در جهت حمايت از هنرمندان بخوبی عمل كند و موفق شود.
اين فعال عرصه پژوهش هنر در ادامه بيان كرد: جشنواره هنرهای تجسمی فجر هم اگرچه عمل بسيار ارزندهای است، اما به دليل همان مشكلات مديريتی و مالی آنچنان نتوانست حركت فراگيری را در سطح هنر كشور داشته باشد و از موقعيت فراهم آمده بهرهبرداری لازم برای پيشبرد اهداف هنرهای تجسمی صورت نگرفت.
حسينیراد در ادامه سخنان خود به تضعيف انجمنهای هنری در اين دورن اشاره كرد و گفت: يكی ديگر از نكاتی كه ممكن است به عنوان نكته منفی در كارنامه اين سالها لحاظ شود، به حال خود گذاشتن سازمانهای مردمنهاد مربوط به هنرمندان مثل انجمنهای هنری است. امكان اين وجود داشت كه با حمايت بيشتر اين نهادهای صنفی و هنری و نيز فراهم آوردن زمينه برای فعاليت بهتر و فراگير آنها، اين نهادها هم در تحولات هنری اين سالها بيشتر سهيم شوند با حمايت از ايجاد تحولات و خلق آثار هنری كه متاسفانه اين مسئله تا حدود زيادی با محدوديتهايی روبرو شد، از اين سازمانها در جهت پيشبرد اهداف هنر كشور بهرهبرداری نشد.
وی با اشاره به ضعف موجود در تعاملات بينالمللی گفت: نكته ديگر مربوط به ارتباطات خارجی ماست كه میتوانست بسيار وسيعتر اجرا شده و به فعاليتهای هنری در خارج از كشور منجر شود. متاسفانه فعاليتهای خارجی ما به طور بسيار وسيع به امانتسپاری برخی از آثار هنری منحصر شده است؛ در حالی كه میتوانستيم فعاليتهای بيشتری را در خارج از كشور برای معرفی هنر و هنرمندان كشومان داشته باشيم و تعامل سازندهتری برای هنر كشور با جهان هنر برقرار كنيم.
حسينیراد اضافه كرد: بخصوص اينكه طی چندين سال گذشته فضاهای مثبتی در ارتباط با فعاليت هنری ايرانيان در جهان بوجود آمده بود و آثار هنرمندان ايرانی و خريدها و ارزشگذاریها در حراجهای بينالمللی با فعاليت مراكز مسئول مثل دفتر هنرهای تجسمی و موزه هنرهای معاصر میتوانست ماحصل تحول و اشتهار بيشتر هنر و هنرمندان ايرانی در جهان شود.
وی در پايان خاطرنشان كرد: اينها برگزيده مطالبی است كه میتوان راجع به فعاليت مراكزی مثل دفتر امور هنرهای تجسمی در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موزه هنرهای معاصر در طول اين چند سال ذكر كرد، فعال نبودن اين دو مركز كمی باعث سردی فعاليتها و بازار هنر در اين چند سال شده است.