به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، نشست «مطالعات مقايسهای روحانی در سينمای غرب و ايران» بعد از ظهر روز گذشته، چهارشنبه 11 ارديبهشت در قالب «همايش روحانی در قاب سينما» در دانشكده علوم اجتماعی برگزار شد.
مجيد شاهحسينی، كارشناس سينما در اين نشست در مبحثی تحت عنوان «طبقهبندی مدل نمايش چهره روحانی» در آثار توليدی صدا و سيما در طول سه دهه بعد از انقلاب اسلامی گفت: اگر خواسته باشيم اين ماجرا را كمی ساده و شفاف روشن كنيم، ناگزيريم كه بگوييم بدنه فيلمسازی ما چه در صدا و سيما و چه در عرصه سينما طبقه روحانيت را آنگونه كه بايد نمیشناسد.
وی گفت: يكی از دلايل مهم اين امر آن است كه عوامل توليد تصوير و فيلم در شيوه زندگی خود هيچگونه قرابت و مآنستی با دوستان طلبه و روحانی نداشته است. در نتيجه آنچه را كه تصوير میكند، يك تصوير ذهنی و فرضی است كه با واقعيت آن تفاوت فاحشی دارد.
شاهحسينی ادامه داد: از ديگر دلايل اين امر آن است كه پس از انقلاب اسلامی فيلمسازان به دليل حساسيت جايگاه سياسی و اجتماعی طبقه روحانيت، دور و با فاصله و با احتياط به ترسيم چهره اين طبقه از اجتماع پرداختهاند، با اين توجيه كه نمیتوانستند بیپروا به طرح شخصيتی آنها اقدام كنند.
وی ادامه داد: نتيجه اين عدم قرابت و احتياط در پرداخن به چهره روحانی به شكل كلی در عالم تصوير، باقی ماندن اين چهره در حد تيپ بود كه حتی به مرتبه كاراكتر نيز صعود نكرد، چه برسد به پرسوناژ كه از نظر پيچيدگی در سطح عالی شخصيت پردازی در سينما و عرصه درامنويسی مطرح میشود.
اين كارشناس و محقق سينما با اشاره به اينكه تيپ ضعيفترين شكل نمايش چهره هر شخصی است، گفت: تيپسازی از چهره روحانی با وجود گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی و نشان دادن روحانی در قالب فردی كلی و مثبت موجب شد كه در شرايط كنونی كمبود و خلأيی در اين زمينه احساس كرده و به دنبال چهره روحانی تراز بگرديم.
وی گفت: البته در اين شرايط اگر به دنبال مقصر بگرديم، راه به جايی نخواهيم برد، چرا كه يك بخش اين عدم توفيق در تصويرسازی از روحانی متوجه خود اين قشر میشود كه در مدل نقش اجتماعی خود مدل تواضع را اختيار كرده و برخی از آنها كه اهل سلوك و فضايل انسانی هستند، كنج عزلت اختيار كرده و گروهی ديگر هم در عرصه اجتماع با كاركردهای ديگری همچون تخصص علمی و اجتماعی مطرح شدهاند.
شاهحسينی تصريح كرد: در طرح چهره روحانی در پرده سينما با دو آفت افراط و تفريط نيز مواجه هستيم و در شكل تفريطی آن، روحانيت را خيلی دور و دستنيافتنی نشان میدهيم كه همه خوبیهای او در يك فضای خلأ باقی میماند و در شكل افراطی آن نيز شاهد هستيم كه دوستان روحانی كه به عالم سينما روی آوردهاند، در خود اجتهاد شخصی احساس كرده و ممكن است در ساحت هنر كه در خلوت روشنفكری دارند و در جلوت اهل تفحص هستند، كاركردی دو گانه در بازنمايی چهره روحانی در سينما را پيش گيرند در حالیكه سينما و پرداختن به آن در قالب جلوت معنا میيابد و وقتی فيلمی ساخته میشود، بايد از شكل اعتقاد فردی فيلمساز به موضوعی فراتر رفته و شكل عمومی پيدا كند.
رئيس سابق بنياد فارابی در ادامه گفت: براين اساس، آنچه در سينما تصوير میشود، از حدودی فراتر میرود و كمتر نقصی كه ممكن است در ساير رشتههای هنری به آن وقعی گذاشته نشود در سينما ظهور و بروز يافته و خيلی اوقات معنويت در آن سوی شيشه و پرده سينما باقی میماند، اما به هر حال خاصيت دوربين آن است كه قادر نيست بسياری از مفاهيم انتزاعی را مشخص كند.
وی به چهره زنان طلبه كه در سينما اخيراً باب شده است كه به تصوير كشيده شوند، اشاره كرد و گفت: به طور مثال در فيلم «گهوارهای برای مادر» كه در جشنواره سی و يكم فجر به اكران درآمد، با وجود آنكه قصد فيلمساز خير است اما شاهد تبيين الگويی غلط از چهره يك روحانی زن هستيم و با وجود آنكه میخواهد به استقلال فردی و خودكفايی يك طلبه زن صحه بگذارد، اما الگويی را تحت عنوان تجرد آتنايی به بيننده منتقل میكند؛ الگويی كه براساس تفكر يونان باستان به زن به دليل استقلال و اينكه قادر است از همه امور خود به خوبی برآيد، اين امكان را میداد كه همچنان مجرد باقی بماند و اين تفكر جاری و ساری شود كه هيچ همسری ايدهآل او نيست و با اين فرض كه او انسانی است كه از برآورده شدن همه نيازهای مادی خود برمیآيد، مقام و شأن او را آنچنان مذبوحانه تنزل بدهد كه خلاف واقع باشد.
وی در پايان گفت: فيلمسازان بايد به جای پرداختی چنين ناشيانه نسبت به بازنمايی چهره روحانيت در سينما بيش از پيش به اين اشخاص و نوع زندگی آنها نزديك شده و بخشی از واقعيت موجود در زندگی آنها را به تصوير بكشند تا آنها را از حد تيپسازی در سينما خارج كنند.
اين گزارش حاكی است پيش از سخنرانی مجيد شاهحسينی، دو سخنران ديگر به نامهای عبدالله بيچرانلو؛ كارشناس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و محمد آقاسی؛ كارشناس علوم اجتماعی مقالات خود را در زمينههای مختلف مرتبط با بحث نشست ارائه كردند.
ابتدا عبدالله بيچرانلو در سخنان خود به ارائه مبحثی پيرامون «سيمای روحانی در فيلمهای مستند» پرداخت و گفت: منظور از اين تحقيق، بررسی چهره روحانی در فيلم های مستندی غيرفارسی است كه از شبكههای مختلف ماهوارهای و با موضوع روحانيت مكرر پخش شدهاند.
وی ادامه داد: از آنجا كه نوع تصويرپردازی در ايران در اين آثار جدا از تصويرسازی روحانيت نيست، لذا مبحث را از همين موضوع آغاز میكنيم و بايد در ابتدا بگوييم كه در دو سه دهه اخير تحولات رسانهای سرعتی شتابنده به خود گرفته است و سيگنالرسانی به مخاطب تسريع شده است، چنانكه اينگونه فيلمهای به نمايش درآمده در شبكههای ماهوارهای انبوهی از تماشاچيان را با خود همراه میكند.
بيچرانلو تصريح كرد: شبكههای معروفی همچون BBC و CNN در سالهای اخير تصاويری از ايران و روحانيت شيعه را اراده كردهاند كه البته بحث روحانيت شيعه فراتر از ايران است و به روحانيان جنوب لبنان مربوط میشود و وجه بارز همه آنها كليشهای بودن و همراه با خدشه بودن اين تصوير و به دور از واقع بودن آنهاست.
وی گفت: پس از 1990 ميلادی و فروپاشی شوروی و تضعيف ساختار و گفتمان كمونيست، پرداختن به تصوير روحانيت شيعه در اين شبكه های ماهوارهای گسترده شده است كه در كنار مخدوش بودن اين تصوير مسئله مهم ديگری كه وجود دارد آن است كه اين تصاوير توهم تهديد را برای مخاطبان در سراسر جهان به همراه آورده است، به شكلی كه در يك نظرسنجی از سوی مؤسسه گالوپ 31 درصد شهروندان امريكايی ايران و روحانيت شيعه را بزرگترين دشمن خود میدانند.
اين كارشناس علوم ارتباطات با اشاره به اينكه پس از حادثه 11 سپتامبر مسلمانان جايگزين كمونيستها شدند گفت: عقبماندگی، تعصب و خشونت،جنگ طلبی،جنون و تندروی،ترويج تروريسم و سركوب زنان از جمله اتهامات جوامع مسلمان و رهبری روحانی آنهاست و از آنجا كه فيلم مستند بيشتر از فيلمهای سينمايی در اين زمينه در ميان مردم دنيا چرخش نمايشی دارد، لذا اين فيلمها مكرر به طرح اين موضوعات برای جهت دهی به اذهان آنها میپردازند و در اغلب آنها به جای بازنمايی شاهد بازسازی جعلی از جوامع مسلمان و حاكميت روحانيان هستيم.
بيچرانلو تأكيد كرد: از 2001 تا 2011 ميلادی فيلمهای مستندی كه در اغلب آنها ايران به عنوان يك كشور عقب مانده، رازآلود و ترسناك، فاقد آزادی و تروريستپرور و... عنوان شده است توليد و پخش شدهاند كه در همه آنها نيز به نوعی خواستهاند كه القا كنند اين تفكر برخاسته از حاكميت روحانی بر اين كشور است.
وی در پايان به ذكر چند نمونه از اين فيلمهای توليد شده پرداخت و گفت: در همه آنها نوعی خشونت فرهنگی موج میزند و تعمداً اين مسئله وجود دارد كه هرگونه عقبماندگی و ظهور مظاهر ترور، خشونت، جنگطلبی و قساوت منشأيی غير از تفكر واپسگرايانه روحانيت ندارد.
اما سخنران سوم اين نشست محمد آقاسی؛ كارشناس علوم اجتماعی بود كه در مبحثی تحقيقی حاصل تلاش خود و همكارش محمدرضا جوادی يگانه به ارائه مطالبی تحت عنوان «تصوير روحانی؛ سينمای ايران و هاليود» پرداخت و در ابتدا گفت: تصاويری اكنون ما را احاطه كردهاند كه بازنمايی از مفاهيم اجتماعی هستند و شايد از اصالت خود وقايع مهمتر باشند.
وی ادامه داد: امروزه داشتن تصوير برتر به عنوان يك قدرت محسوب میشود كه كاركردهای سياسی دارد و میتواند فشار افكار عمومی را برای تغيير و تحول در جريانی پيش آورد كه نمونه بارز آن تصاويری از شهادت محمد الدوره بود كه حتی امريكا حامی بزرگ رژيم اسرائيل را نيز به واكنش واداشت.
آقاسی گفت: البته تنها تصاوير مستند از چنين كاركردی برخوردار نيستند و فيلمهای تلويزيونی و سينمايی نيز با هدفمندی تصاويری را اراده میكنند كه میتواند واحد مطالعه فرهنگی قرار گرفته و قضاوتهايی را به دنبال داشته باشد و بايد گفت كه فراگيری اين تصاوير از توليد آنها مهمتر است، چنانكه با وجود آنكه باليود حجم توليداتی بيشتر ازهاليوود دارد، اما چون بزرگترين صنعت تكثير در دنيا به دست هاليوود است، لذا تأثير آن در ترويج فرهنگی خاص فراتر از باليود است.
وی با اشاره به اينكه تا پيش از جنگ جهانی اول نزديك به 70 فيلم در مورد داستانهای مذهبی در هاليوود توليد شده است، گفت: ايمان به غيب دستمايه توليد اين فيلمها بوده است و اينكه تصور كنيم اين كمپانی در زمينه سينمای دين تأثيری نداشته، غلط است و همواره سينمای هاليوود و غرب خواسته است از طريق تصاوير دو طبقه روحانی پروتستان و كاتوليك را مقابل يكديگر بگذارد، با اين فرض كه پروتستان روحانی پيشرو دارد، اما كاتوليك دارای روحانيانی عقب مانده است.
وی در ادامه گفت: در مقابل، در ايران هم تصاوير تاريخی از حضور روحانی در سينما و تلويزيون داشتهايم و هم تصاوير فانتزی كه تصاوير فانتزی به ويژه پس از سال 79 جدیتر پرداخت شدهاند كه در اين زمينه بازيگران تلويزيون و سينمای زيادی به ايفای نقشهای ماندگار پرداختهاند.
اين محقق و كارشناس علوم اجتماعی تصريح كرد: با وجود اين مسئله، پنج ويژگی در بازنمايی تصوير روحانی در سينما و تلويزيون موجب شده است كه علیرغم اين تلاشها، شاهد تأثير مثبت آن در ارائه تصويری واقعی و شفاف از روحانی در سينما و تلويزيون ايران نباشيم كه عبارتند از دوری طبقه روحانيت از جامعه، دنياستيزی روحانيان، دوری از سياست و حاكميت، دوری از خرد و عقلانيت و دوری از جريانهای جديد اجتماعی.
وی در ادامه گفت: اين در حالی است كه معيار عرفانی امام (ره) تصويری جهادی از طبقه روحانی در جامعه است و نه جريان انفعالی آنها در قاب تصوير كه اكنون شاهدش هستيم و بايد علاوه بر عزم جدی برای افزايش كميت توليدات در اين زمينه، برای مقابله با هجمه فرهنگی غرب به فكر اصلاح ساختارهای توليد نيز باشيم.