مسعود آذربايجانی، عضو هيئت مديره انجمن روانشناسی حوزه علميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به ظرفيتهای غنی بومی و فرهنگی كشورمان در حوزه روانشناسی، گفت: برای بكارگيری اين ظرفيتهای غنی بومی و فرهنگی كشورمان بايد از منابع خودمان در حوزه روانشناسی استفاده كنيم كه يكی از اين منابع، منابع دينی است.
وی گفت: مهمترين عنصر و پارامتر در فرهنگ ما، فرهنگ دينی است و برای به فعليت درآمدن فرهنگ بومی خود و بهرهمندی از ظرفيتهای آن بايد از منابع دينی كه جزء سازههای اصلی فرهنگ هستند استفاده كنيم.
آذربايجانی با اشاره به ضرورت بكارگيری منابع اسلامی و دينی در روانشناسی، گفت: منابع دينی ما قابليت و كارآمدی خود در ديگر ابعاد علمی و رشتههای ديگر را به اثبات رسانده است به طوری كه در قرنهای سوم تا ششم كه تمدن اسلامی به وجود آمد با استفاده از همين منابع دينی كه دانشمندان از آنها بهره میبردند در ابعاد مختلف شهرسازی و پيشرفت تمدن اسلامی شاهد موفقيتهای بسيار بوديم.
وی ادامه داد: همين موفقيتها نشاندهنده ظرفيت عظيم منابع دينی و اسلامی در زمينهها و رشتههای مختلف است كه بايد در زمان فعلی مورد استفاده قرار گيرند و يكی از آنها همين روانشناسی است.
آذربايجانی با اشاره به نكتهای ديگر كه كاربردی كردن روانشناسی اسلامی را ضروری میكند، گفت: از علل عدم موفقيت در درمان بيماریها مخصوصا در مورد بيماریهای روانشناسی و يا موفق نبودن در حل كردن مشكلات اجتماعی كه مربوط به روانشناسی میشود به ناتوانی ما در شناسايی و بكارگيری ابعاد بومی و دينی فرهنگ دينی ما باز میگردد.
وی با اشاره به راهكار داشتن هنجارهای موفق كاربردی در برنامههای درمانی، روانشناسی تربيتی افراد، روانشناسی اجتماعی، بخشهای سازمانی، ادرات و كارخانجات، گفت: هنجارهای موفق در اين بخشها هنجارهايی است كه مرتبط با مفاهيم دينی است و اگر از آن غفلت كنيم نخواهيم توانست تأثيرگذاری، تغيير و مهاری كه بايد بر جنبههای روانی مردم اعمال شود را جامه عمل بپوشانيم.
آذربايجانی تأكيد كرد: غنای منابع دينی، اثبات قابليت و كارآمدی اين منابع در اعصار گذشته و در رشتههای مختلف، عدم موفقيت در درمان بيماریها با استفاده از منابع غربی و بدون بهرهگيری از منابع دينی و اسلامی و داشتن هنجارهای موفق كاربردی در برنامههای درمانی با بهرهمندی از منابع دينی از جمله عواملی است كه كاربردی كردن روانشناسی اسلامی را ضروری میكند.
وی با اشاره به اينكه آموزههای دينی متصل به وحی هستند و خطاپذيری آنها در مقايسه با منابع علمی بسيار كمتر است، افزود: ممكن است در ناحيه برداشتهای ما اندكی خطاپذيری موجود باشد ولی سرچشمه آنها متصل به وحی است و ضمانت بيشتری برای ما ايجاد میكند كه احتمال چنين خطاهايی را كاهش میدهد و اين امر قابليت و تاثيرگذاری بيشتر در تغييرات رفتاری را نويد میدهد.
آذربايجانی با اشاره به جنبههای ناهشيار و هوشيار فرهنگ ما، گفت: مردم ما در يك فرهنگ دينی رشد كردهاند كه ساختهای فكری و ذهنی آنها مبتنی است بر آموزههای دينی كه بيش از هزار سال در آنها موجود بوده و نسل به نسل به آنها منتقل شده است و به دليل آنكه آموزههای دينی ارتباط بيشتری با فرهنگ مردم دارد چنين مفاهيم و آموزههايی برای تأثيرگذاری و تغيير در رفتار افراد میتوانند پيشبرنده باشند.