خبرهای مربوط به هتك حرمت مرقد مطهر حجربنعدی صحابه پيامبر(ص) و از ياران حضرت علی(ع) كه به جرم ارادت به مولايش به شهادت رسيد در همه رسانهها منتشر شده است.
عكسهايی كه با افتخار گرفته و در زير آنها نوشته شده بود: «ما تاكنون از دفاع از عايشه هم واهمه داشتيم اما اين روزها به قدری مقتدر شدهايم كه مزارهایشان را هم نابود میكنيم و قبور طواغيت آنان را ويران میكنيم و میبينيد كه هيچ اتفاقی هم برایمان نيفتاده است».
اين مطالب آيه 20 سوره يونس را به ذهن متبادر میكند: «وَیَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّی مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ؛ و مىگويند چرا معجزهاى از جانب پروردگارش بر او نازل نمىشود بگو غيب فقط به خدا اختصاص دارد پس منتظر باشيد كه من هم با شما از منتظرانم».
و انسان را به ياد شبهافكنیهای مداوم وهابيت در مكه و مدينه میاندازد؛ مردی وهابی كه فارسی را راحت و روان صحبت میكرد در كنار بقيع، تلاش میكرد در ايمان مستحكم ايرانيان شبهه ايجاد كند. با قدرت ايستاد و خودكارش را بر زمين انداخت و خطاب به زائران ايرانی گفت شما مشرك هستيد، شما مرده پرستيد اگر راست میگوييد و امامتان توان و اثری دارد به او بگوييد خودكار را حركت دهد.
سكوت؛ البته فقط چند لحظه....
يكی از همين آدمهای معمولی زائر بقيع بلند شد و خودكار را برداشت و دوباره به زمين انداخت و گفت: تو میگويی خدا هست اگر راست میگويی و اثری دارد تو به خدايت بگو خودكار را حركت دهد.
تلنگری بود بر مرد وهابی اما بیتأثير. خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ؛ خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است» (آيه هفتم سوره بقره).
و قرآن چه توصيف زيبايی دارد برای اين گروه كه میفرمايد «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ؛ كرند لالند كورند بنابراين به راه نمىآيند.» (آيه 18 سوره بقره). چه بغضی دارند از ما كه میگويند: «ببين فرزندان خمينی و ايرانیها الآن چه حالی دارند وقتی میبينند كه چه بلايی بر سر قبور روافض(شيعيان) آوردهايم».
اگر فقط كمی مسلمان بودند میدانستند كه اسلام به هيچ وجه به هيچ كسی اجازه نبش قبر و اهانت به مردگان را نداده است. اگر به عايشه هم معتقد بودند میدانستند كه حتی عايشه نيز پس از شنيدن شهادت حجربنعدی نامهای به معاويه نوشت و وی را به خاطر اين كار تقبيح كرد.
چه قدر اين افراد بدبختند؛ مگر بیعشق علی و آلعلی میتوان به عشق الهی رسيد، مگر میشود زندگی كرد، مگر میتوان مسلمان بود. اگر اسلامشان راستين بود میدانستند كه اسلام دين اعتدال است افراط در آن جايی ندارد.
چه عظمتی. تو شيفته علی(ع) باشی و قرنها بعد از شهادت نيز دشمنان علی به جسد مطهر تو بغض بورزند و اين يعنی سعادت. چه سعادتی بالاتر از اينكه هميشه خاری باشی در چشم دشمنان آلعبا.
هنوز نشان ارادت تو به آل محمد(ص) با طراوت و تازه است. اكنون همه شيعيان عالم تو را میشناسند. همه آزادگان دنيا. جسد مطهر تو پرچم حقانيت ماست در برابر انسان نمايانی كه وجود مقدس تو را ديدند اما چشمهايشان باز نشد.
تو قرنها پيش شهيد شدهای و همه شيعيان عالم اكنون برايت شام غريبان میگيرند. خونت هنوز جاریست. و ما به وعده حق ايمان داريم پس صبر میكنيم.«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ؛ پس صبر كن كه وعده خدا راست است». (سوره غافر آيه 77).