کد خبر: 2536779
تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۴

فرهنگ دفاع مقدس، پشتوانه معنوی غنی برای جامعه ماست

گروه اجتماعی: يكی از عكاسان دوران هشت سال دفاع مقدس درباره حفظ و ترويج فرهنگ دفاع مقدس اظهار كرد: واجب است اين بخش از تاريخ ما چه در قالب مكتوب،‌ چه تصويری و چه هنری حفظ شود. فرهنگ دفاع مقدس يك پشتوانه معنوی قوی برای جامعه ماست.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، اميرعلی جواديان، عكاس 55 ساله جبهه و جنگ است كه امروز به عنوان كارشناس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و در دانشكده‌های آزاد هنری خدمت می‌كند. هر صدای شات دوربين عكاسی‌اش، می‌بردش به سی و چند سال قبل، سی و شش يا حتی سی و هفت سال قبل. دوست ندارم بگويم جواديان عكاس جبهه و جنگ است، انگار لفظ «عكاس» ‌برای ثبت‌كننده لحظه‌های ناب آن سال‌ها، لفظ بسيار كوچكی است. او هنرمندی است كه توانسته صحنه‌های بی بديل آن ‌سالهای به ظاهر دور، اما ماندگار را در قاب دوربين عكاسی‌اش ماندگار كند.
آنقدر اين صدا برايش خاطره‌انگيز است كه وقتی آلبوم عكس‌های آن سال‌ها را ورق می‌زند، انگار همين الان با ورق زدن آلبوم، صدای دوربينش را دوباره در ذهنش شنيده است. عكسی كه می‌شد قابی شود برای ثبت خاطرات خانوادگی‌اش، حالا شده چهارچوبی برای ثبت به ياد ماندنی‌ترين و ناب‌ترين خاطرات سال‌های غرور مردم اين مرز و بوم.
آلبوم عكس‌هايش را كه ورق می‌زند، به يك‌باره دلش خوش می‌شود. از ديدن يك عكس ناب، با خودش می‌گويد «ناز شصتت، چه صحنه‌ای شد»؛ در عين حال يك‌باره دلش می‌گيرد و می‌گويد «حيف، خاطره اين عكس غم دنيا را روی سرم می‌آورد».
جواديان طی سال‌های جنگ، دانشجوی تازه‌وارد رشته آكادمی زيباشناختی بود، ولی چون كار عكاسی را به شكل حرفه‌ای دنبال می‌كرد و در خبرگزاری ايرنا مشغول به كار بود، در جبهه با عنوان «عكاس خبرگزاری ايرنا» او را می‌شناختند.
وی درباره اولين حضورش در جبهه اظهار كرد: روز دقيقش خاطرم نيست، اما خوب به ياد دارم كه اوايل جنگ و سال 61 بود. آن روزها حضور من در جبهه درست مصادف شده بود با اجرای عمليات بزرگ فتح‌المبين. شايد به خاطر نام اين عمليات است كه آن روزها را هيچ‌وقت فراموش نمی‌كنم.
اين عكاس همچنين درباره عكس‌هايی كه گرفته و صحنه‌هايی كه مشاهده كرده است، گفت: عكاس‌ها در هر زمان به ويژه زمان جنگ، مهمترين كسانی هستند كه بايد تصوير را به هنر تبديل و ماندگار كنند. همه عمليات‌های زمان جنگ، خاطره‌ها و صحنه‌های نابی داشت كه نمی‌شود گفت اين عمليات يا اين صحنه نسبت به ساير عمليات‌ها يا صحنه‌ها جذاب‌تر است. نه، چنين چيزی نداريم، اما خوشبختانه آن روزها موفق شدم صحنه‌هايی از فتح خرمشهر و عمليات بيت‌المقدس ثبت كنم كه نه تنها از نظر خودم، بلكه از نظر بسياری از مردم و كارشناسان، عكس‌های بسيار زيبايی شده است. آنقدر زيبا كه بخشی از اين عكس‌ها طی آن زمان تا مدت‌ها در موزه دفاع مقدس به نمايش درآمده بود. حتی بعضی از آن عكس‌ها در موزه دفاع مقدس به صورت نقاشی شده تهيه شد و در معرض ديد عموم قرار گرفت.
وی در ادامه سخنانش به تفاوت صدای شات با صدای انفجارها اشاره كرد و افزود: طبيعتاً صدای شات دوربين، يك صدای صرفاً فرهنگی است، ولی صدای انفجار، گلوله و تيربار، صداهای خشنی هستند، اما معتقدم هميشه فرهنگ با مقاومت و آرمان‌های يك ملت آميخته بوده و هست.
اين عكاس همچنين درباره ديگر فعاليت‌هايی كه طی دوران حضورش در جبهه انجام داده بود، گفت: لابه‌لای كار عكاسی پيش آمده بود كه اسرای عراقی را هم به پشت خط مقدم منتقل كنم يا حتی اتفاق افتاده بود كه از عراقی‌ها غنيمت بگيرم و بفرستم برای پشت جبهه، اما كمتر پيش می‌آمد جدی و تنها، با هدف دفاع وارد شوم؛ زيرا هدفم پيش از حضور در جبهه، كاملاً مشخص بود.
جواديان عنوان كرد: دفاع مقدس برای ما يك بخش مهم از تاريخ كشورمان، از اعتقدات و باورهای مردم‌مان و تفاوت‌های فرهنگی‌مان در يك زمان كوتاه است. بهتر كه چه عرض كنم، واجب است اين بخش از تاريخ ما چه در قالب مكتوب،‌ چه تصويری و چه هنری حفظ شود. فرهنگ دفاع مقدس يك پشتوانه معنوی قوی برای جامعه ماست.
وی در بخش ديگری از سخنانش اظهار كرد: آن روزها چون امكان تهيه امكانات نورپردازی به شكل و شيوه امروز، نه تنها مرسوم، بلكه امكانپذير هم نبود، به همين دليل صبح‌ها همه زمانی را كه داشتم به عكس‌برداری از عمليات‌ها اختصاص می‌دادم. با تاريك شدن هوا نيز، عكسبرداری از انفجارهای توپ‌خانه‌ها را شروع می‌كردم.
جواديان در ادامه اين مطلب گفت: عكس‌های دفاع مقدس شايد از آن نظر بكر و ناب است كه در يك قاب كوچك روايتگر غيرت‌های بزرگ هستند. صحنه‌هايی كه ما در جنگ تحميلی ديديم، جزء زيباترين و معدودترين جنگ‌های دنياست؛ زيرا ما در جبهه از نوجوان‌های 14 ساله رزمنده داشتيم تا پيرمردهای 80 ساله كه همه با يك هدف و برای دفاع از انقلاب مردم و كشورشان به جبهه‌ها آمده بودند، اما من يكی از زيباترين صحنه‌هايی كه از آن عكس گرفتم، صحنه نماز خواندن بچه‌ها در زمان عمليات بود. آنقدر اين صحنه‌ها ناب و بی‌نظير بود كه من ايمان دارم ملت ما به لطف خداوند متعال، با فرهنگ عاشورايی در جنگ پيروز شد.
وی درباره احساسی كه با ديدن اين عكس‌ها پس از گذشت سال‌ها به او دست می‌دهد، اظهار كرد: بعد از اين همه سال، هنوز وقتی عكس‌های زمان اعزام نيروها به جبهه‌ها، وداع زن‌ها با شوهرانشان، روبوسی مادرها با پسرانشان و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدرها را می‌بينيم، انگار يك لحظه برمی‌گردم به همان فضای عاطفی خاص آن روزها. در اين لحظه‌هاست كه ديگر اختيار اشك و چشمم در دست خودم نيست...
جواديان ادامه داد: خاطرم هست كه سه روز به فتح خرمشهر مانده بود كه بچه‌ها حسابی خسته شده بودند، اما به لطف خدا كم‌كم جلو رفتيم و عراقی‌ها را غافلگير كرديم و خرمشهر را باز پس گرفتيم كه بعد از فتح خرمشهر غرور ملی به پا شد، ولی متأسفانه بعضی از ما قدر اين پيروزی‌ها را نمی‌دانيم. آن زمان‌ها ما جناح‌بندی‌های سياسی و خاصی به شكل امروز نداشتيم، اما الان همه ما درگير اين جناح‌بازی‌ها شده‌ايم. با مشكلات اقتصادی درگير هستيم و متاسفانه از نظر من به جای يك دست بودن، تكه‌تكه شده‌ايم.
وی همچنين از دوست و همكارش كاظم اخوان صحبت به ميان آورد و گفت: كاظم اخوان كه از عكاس‌های خوب دوران دفاع مقدس بود، سال 61 در لبنان همراه با حاج احمد متوسليان و چند ديپلمات ايرانی ربوده شد و متاسفانه تا الان خبری از ايشان در دست نيست. وی نيز در سال‌های آغازين جنگ، به عكاسی می‌پرداخت و به گونه‌ای با هم همكار بوديم. در طول دوران حضورم در جبهه، از منطقه‌های غرب و جنوب عكس گرفتم، ولی چون بيشتر درگيری‌ها، حمله‌ها و عمليات‌ها در جنوب كشور برنامه‌ريزی و اجرا می‌شد، من هم بيشتر اوقات، در مناطق جنوب بودم. شايد به همين دليل است كه بيشتر عكس‌هايم هم مربوط به همين مناطق است.
captcha