قانون زندگی اين است هر كنشی يك واكنش دارد؛ از نظر فيزيكی بر هر جسمی انرژی وارد كنی دو حالت دارد يا باعث تغيير در آن میشود، يا انرژی كه به آن وارد كردی در آن ذخيره میشود تا به يك نحو و روش بالاخره تخليه شود.
رفتارهای ما هم همين گونه هستند. تصور اوليه اين است كه رفتارهای ما و حوادثی كه برای ما رخ میدهند، ارتباطی با هم ندارند و ما كارهايی انجام میدهيم و با پديدههايی نيز مواجه میشويم، اما يكی از معجزات قرآن اين است كه مطرح میكند حوادث رخ داده برای ما با رفتارهای ما ارتباط تنگاتنگ دارد.
البته از منظر قرآن «فكر» هم نوعی عمل است. يعنی همان نيت. همين است كه گفته میشود عمل مسلمان بسته به نيت اوست. به اعتقاد قرآن بزرگترين عمل، فكر انسان است و مهمترين رفتار درونی، اساساً تفكرات انسان را شامل میشود. (قدرت ذهن، ذهنبرتر، تأثيرگذاری ذهنی و ...)
نكته جالب در اين ميان عملكرد برخی از فرق، نحلهها، جريانهای نوانديشی، عرفانهای نوظهور و ... است. آنها با ادعای نوآوری به سراغ تأثير مثبت رفتهاند و مدام اين واژه را تكرار میكنند: تفكرات مثبت، مثبتنگری، مثبتانديشی، جذب انرژیهای مثبت و ... . اما اسلام مظلوم صدها سال قبل گفته است، فكر مثبت باعث اتفاق مثبت و فكر منفی باعث اتفاق منفی میشود. همان اسلامی كه گفته اگر شب هنگام گناه كردن كسی را ديدی صبح هنگام آن را نقل نكن، شايد نيمه شب توبه كرده باشد.
يعنی به طور خلاصه حق نداری فكر بدی در خصوص عمل مسلمان داشته باشی. آرزوی بدی، دعای بدی، رويای بدی، انديشه بدی، خدعه و نيرنگی، طرح و برنامه بدی. يعنی در اسلام بدی نداريم. پس اشتباه نكن؛ خودت جلوی فكر بد و عمل بدت را بگير والا اثرشان به خودت بازمیگردد و جلوی تو را میگيرد.
البته شايد برخی تصور كنند كه رفتارها (كه فكر مهمترين آن است) موجب حوادث میشوند و بين رفتارهای ما و حوادث رخ داده برای ما ارتباط علت و معلولی وجود دارد، اما قرآن با صراحت اعلام میكند كه رابطه حوادث و عمل رابطه عينيت است. يعنی عين هر خطايی به خودت باز میگردد. اين قانون است و شكی در آن نيست.
واقعيت اين است كه حادثه عين عمل و خود عمل ماست و ما هر عملی انجام دهيم تبديل به حادثه در اين دنيا و دنيای آخرت میشود؛ افكار لحظهای ما نيز حتی به حادثه تبديل میشوند. پس اسلامی فكر كنيم، اسلامی عمل كنيم تا اتفاقات آسمانی برای ما رخ دهد.