جواد منصوری، نويسنده و پژوهشگر حوزه تاريخ معاصر در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به اهميت تاريخنگاری انقلاب اسلامی گفت: از جمله مباحث بسيار مهم در بخش علوم انسانی كه با ساير علوم ديگر ارتباط تنگاتنگی دارد، تاريخ است كه با وجود تصور ابتدايی كه تاريخ بيشتر به نقل وقايع میپردازد، تاريخ در رابطه با سياست، جامعه، اقتصاد، روانشناسی و حتی با بسياری از تحولات فرهنگی ارتباط دارد و اين است كه در بخش فلسفه تاريخ، تحقيقات ويژهای درباره آثار و پيامدهای هر واقعه، دلايل آن و ارتباط آن با ساير پديدههای ديگر انجام میگيرد.
وی افزود: در تاريخنگاری معاصر به دليل اينكه ما با علم تاريخ آشنايی كمتری داشتهايم و ابعاد تاريخ به موضوعات بسيار محدودی اكتفا میكند، از اين رو بهرهبرداری لازم را از تاريخنگاری نداريم.
منصوری در ادامه اظهار كرد: به عنوان نمونه جمله معروفی كه «گذشته، چراغ راه آينده است»، جمله كوتاه و پرمعنايی است كه نتوانستهايم در عمل آن را پياده كنيم و با استفاده از علم تاريخنگاری بسياری از نقطه ضعفها و نقطه قوتها، علت آنها، نتايج و راه برخورد با آنها را نتوانستهايم پيدا كنيم.
اين پژوهشگر با اشاره به سوره مباركه «يوسف» بيان كرد: اگر ما اين سوره را با دقت از ابتدا تا انتها بخوانيم متوجه میشويم كه ظاهر موضوع، بيان يك داستان است، اما دهها نكته سياسی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناسی دارد و نكات ريز و دقيقی در آن ديده میشود و در آخر جمعبندی بسيار فوقالعادهای دارد كه اميدواريم خبرگزاری ايكنا اين كار را يك بار انجام دهند كه سوره يوسف را با اين مسئله كه فلسفه تاريخ را بيان میكنند، از علم تاريخ برای شناخت ابعاد انسان، ابعاد جامعه، ابعاد سير تحولات جامعه و انسان و تاثير عوامل مختلف بر روی يكديگر را مطالعه كنند.
وی ادامه داد: تصور ما اين است كه اقتصاد جدا از موضوعات روانشناسی، اجتماعی و سياست است كه اميدوارم بتوانم اين اشتباه را با مطالعه دقيق اين سوره به مخاطبان خود منتقل كنم.
منصوری با اشاره به اهميت و تأثير خاطرهنگاری گفت: نكته بسيار مهمی كه در سالهای اخير در تاريخنگاری معاصر رايج شده و بسيار خوب است، خاطرهنگاری است كه اگر با دقت و كارشناسی شده انجام شود، میتواند بخش عمدهای از تاريخ مستند و ارتباط ابعاد مختلف را به مخاطبان خود منتقل كند.
وی با اشاره به تاريخنگاری قيام 15 خرداد و منشورات مكتوب موجود در اين موضوع، بيان كرد: واقعيت اين است كه 15 خرداد يك روز نبوده و در اتقافات هم در آن روز به پايان نرسيده است؛ به عبارت ديگر قيام 15 خرداد ادامه يك دوران و سرآغاز يك دوران جديد بوده يا شايد بهتر است بگوييم كه در آن روز مجموعه تحولات اجتماعی يك زايمان تاريخی را انجام داد و آنچه را كه مجموعاً در خود داشت، بر زمين گذاشت و دوران جديدی را آغاز كرد و به اين دليل 15 خرداد را مبدأ انقلاب مینامند و 15 خرداد آغازكننده دورانی بود كه بايد به انقلاب ختم میشد.
نويسنده كتاب «سالهای بیقرار» با ارزيابی آثار منتشر شده در حوزه تاريخنگاری قيام 15 خرداد، تصريح كرد: نكته مهمی كه ضمن بررسی آثار منتشر شده در حوزه تاريخنگاری قيام 15 خرداد به آن برخورد كردم اين است كه در مورد ويژگیهای اين روز و اينكه چگونه پايان يك دوره و آغاز يك دوره است، نشان داده نشده و اتفاقا اشتباه بزرگی را كه رژيم شاه و كارشناسان خارجی مسلط بر ايران در آن مقطع كه در آمريكا و اروپا بودند، نفهميدند اين بود كه متوجه اتفاقی كه در 15 خرداد روی داد، نشدند.
وی ادامه داد: آنها تصور كردند كه اين اتفاقات شورش بوده و آنها آن را سركوب كردند؛ در حالی كه به اين صورت نبوده و در اين روز اتفاقی افتاد كه اساساً بسياری از تحولات اجتماعی ايران را متحول كرد و آغاز دوران جديدی شد.
منصوری با بيان اينكه در روز 15 خرداد سال 42 يك اتفاق افتاد و آن اين بود كه سه مقوله مردم، امام و اسلام به هم گره خوردند و آغاز يك دوره جديدی شد، بيان كرد: سه بُعد امامت، امت و اسلام در قيام 15 خرداد بارز بود و البته رژيم شاه اصلا نفهميد، اما لايههای مختلف اجتماعی آرام، آرام اين دوران را ساخت و آموزشهای لازم را ديد و كار را به انقلاب رساند و آنچه كه در سال 57 شاهد آن هستيم، محصول اتفاقی است كه در سال 42 آغاز شد و سير تكاملی خود را طی كرد و به انقلاب رسيد.
وی با بيان اينكه آنچه كه ما امروز در آن قرار داريم، محصول همان رخدادی است كه در 22 بهمن اتفاق افتاد، ادامه داد: در واقع اين رويداد تاريخی ادامه ادغام مقوله امامت و امت شد و به قول فلاسفه «علت مبديه هر چيزی علت موجده آن است»؛ يعنی اگر علت به وجود آمدن انقلاب، ادغام سه مقوله امام، اسلام و امت است، مادامی كه اين وضعيت وجود دارد انقلاب هم موجود و به همين دليل است كه دشمنان ما بعد از چند سال از پيروزی انقلاب به اين جمعبندی رسيدند كه در برنامهريزیهای خود در مقابله با انقلاب اسلامی، جدا كردن اين سه از يكديگر را در استراتژیهای خود قرار دهند.
منصوری گفت: جدا كردن مردم از اسلام و جدا كردن مردم از رهبری جزء اهداف استراتژيك نظام سلطه قرار گرفت، مادامی كه اين يكپارچگی وجود دارد، آنها نمیتوانند كاری انجام دهند و برنامههای آنها با شكست مواجه میشود؛ از اين رو بايد نشان دهيم كه روز 15 خرداد، مردم همگی شعار دادند كه «يا مرگ يا خمينی» و چه طور شد كه رژيم شاه اين را مربوط به فرد كرد؛ يعنی تصور آنها اين بود كه مردم بحث امام خمينی را مطرح میكنند و چه طور نفهميد كه مردم با انگيزههای دينی میخواهند مرجع دينی و سياسی خود را حمايت كنند.
منصوری با اشاره به حضور اقشار مختلف در اين قيام تاريخی اظهار كرد: يكی از بحثهايی كه در اين زمينه مطرح میشود اين است كه مقداری در بحثهای تاريخی، معيارهای مادی همانند بحث اقتصادی، درآمد، ثروت و فاصله طبقاتی را دخالت میدهيم و مسائل را حول اين محور تعريف میكنيم.
وی تصريح كرد: 15 خرداد آغاز يك دوره تاريخی بود كه مقولات اقتصادی كمترين نقش و مقولات اعتقادی بيشترين نقش را داشت و مشاهده میشود كه مردم در اين واقعه، در مقابل گلولهها میايستند و شهادت مقوله جديدی میشود كه تا به امروز بسياری از معادلات سلطه را تغيير داده است.