کد خبر: 2541842
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۳:۵۱

جاهليت در قرآن يك مقطع تاريخی نيست

كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم گفت: جاهليت در قرآن يك مقطع تاريخی نيست، البته درست است كه جاهليت در اصطلاح يك مقطع تاريخی به حساب می‌آيد و مقطع قبل از بعثت پيامبر اسلام(ص) را می‌نامند و به دوره جاهليت معروف است لكن در فرهنگ قرآن، جاهليت به‌عنوان يك فرهنگ است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام محمود لطفيان سرگزی، كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در اولين نشست شرح و تفسير خطبه 16 نهج‌البلاغه كه در دارالقرآن‌الكريم اداره‌كل تبليغات اسلامی قم با حضور تعدادی از اعضای طرح ياوران نماز برگزارشد، گفت: در خطبه 16 نهج‌البلاغه، ابتدا سخن با اين جمله شروع می‌شود كه حضرت اميرالمؤمنين علی(ع) می‌فرمايند «ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ» ذمه‌ام در گير سخنانی است كه می‌گويم و من صدقش را تضمين می‌كنم، «وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ» و صدق آن را من تضمين می كنم. زعيم در اصل لعنت به كلماتی گفته می‌شود كه احتمال خلاف در آن است و به معنای كفالت هم آمده است، كه زعيم در اين جا به معنای كفيل است.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم بيان كرد: مولا چه هدفی از بيان اين جمله دارد؟! دليل‌اش را می‌توان اين‌گونه بيان كرد كه حاكمان معمولا در آغاز حكومت‌شان وعده‌هايی می‌دهند و قرارها می‌گذارند وليكن بعد از مدتی كه از حكومت‌شان گذشت، وعده‌ها را فراموش می‌كنند، كه مولا در اين سخن می‌فرمايد «من از اين قبيل نيستم و من سخنی را كه می‌گويم پای آن ايستاده‌ام».
وی افزود: حضرت علی(ع) در جايی ديگر می‌فرمايد «ايها الناس انی و الله لا امركم بشی الا باسقكم اليها» مردم به خدا قسم من شما را به چيزی دستور نمی‌دهم مگر آنكه قبل از شما، خودم عمل می‌كنم و شما را از هيچ چيزی نهی نمی‌كنم مگر آنكه قبل از شما خودم آن را ترك كنم. اين جمله گويای آن است كه حكومت‌هايی كه می‌خواهند دارای سبقه علوی باشند، بايد به قراری كه با مردم می‌گذارند پايبند باشند در حالی كه قول دادن و به آن عمل نكردن در شأن يك مسلمان نيست تا چه رسد در شأن يك حاكم مسلمين.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم اظهار كرد: إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ اَلْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ اَلْمَثُلاَتِ حَجَزَتْهُ اَلتَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ اَلشُّبُهَاتِ، «صرحت» از ريشه تصريح است و به معنای كسی است كه عبرت‌ها را واضح و روشن می‌بيند، «مثلات» جمع مثل است و به معنای مقايسه كردن چيزی با چيز ديگر است و به عذاب‌ها و عقوبات كه مثلات گفته می‌شود برای آن است كه وقوع بعضی از آن‌ها هشدار می‌دهد نسبت به مشابه آن‌را كه گرفتارش نشوند، «حجزته» از ريشه حجزات است و حاجز به معنی حائل شدن است، «شبهات» جمع شبهه و به معنی باطل‌های شبيه حق است، «تقحم» به معنای فرويختن و «العبر» جمع عبرت است، كسی كه عبرت‌های حاصل از پيشينيان، پرده از جلوی چشم او بردارد نسبت به عقوبت‌هايی كه امم سركش گذشته داشتند، روح تقوا را در او تقويت می‌كند و سبب می‌شود كه در شبهات نرود.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم بيان كرد: دو نوع ديد و بينش به تاريخ وجود دارد 1) نگاهی كه تاريخ را فقط، حوادثی نسبت به گذشته ببينيم و 2) نگاهی كه از آينده گذشتگان، آينده را ببينيم كه نگاه قرآن از نوع دوم است. به اين صورت كه گذشته و سرنوشت پيشينيان را وسيله عبرت و درسی آيندگان قرار داده است و در چنين آيات از قرآن كريم واژه عبرت به كار رفته است.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم اظهار كرد: عبرت از ريشه عبور است و به اشك چشم نيز عبره می‌گويند «أنا قتيل العبره» زيرا اشك در چشم می‌شود همچنين به عبارت هم، عبارت می‌گويند به خاطر آنكه معنا از اين عبارت عبور می‌كند و به ذهن خواننده می‌آيد. به تعبير خواب هم كه تعبير می‌گويند به خاطر آن است كه رويای صادقه، منتقل‌كننده حقايق است و به اين ترتيب معنای عبرت‌آموزی كه در گذشته تأمل كنند و آينه گذشته، آينده را ببينند را متوجه شديم. مولا می‌فرمايد كه حوادث تاريخ را نگاه كنيد و به چشم عبرت ببينيد تا به روح تقوی برسيد كه متوجه آن می‌شود كه بايد زندگی را در چهارچوب دين تنظيم كند، در واقع آن‌هايی كه از كنار حوادث با بی‌توجهی می‌گذرند و عبرت نمی‌گيرند به آن چه بايد برسند نخواهند رسيد و آن هم تقوا است كه به‌دست نخواهند آورد.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم عنوان كرد: «أَلاَ وَ إِنَّ بَلِیَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اَللَّهُ نَبِیَّهُ» آن آزمون شما دوباره برگشته است همانند آن بلیّه روزی كه پيامبر(ص) مبعوث شد. اين جمله دارای نكات قابل تأملی است 1) پيامبر(ص)، نگران ارتجاع بود، نگران اين بود كه بعد از ارتحال حضرتش، كسانی دوباره به فرهنگ جاهلی برگردند (كافر نمی‌شوند اما آن فرهنگ دوباره باز گردد) همان‌گونه كه قرآن كريم در آيه 144 سوره مباركه آل عمران می‌فرمايد «آيا اگر اين پيغمبر از دنيا برود و يا كشته شود شما عقب‌گرد خواهيد كرد، بدانيد كه عقب‌گردتان به ضرر خودتان است».
حجت‌الاسلام لطفيان افزود: همچنين مهتمم گويد «اين عقب‌گردشان دارای عقوبتی بس عظيم است و دارای عقاب و كيفری بس عظيم». زيرا در زمان جاهلی، افراد دارای علمی نبودند و آگاهی نداشتند تا آنكه نبی اكرم(ص) مبعوث شدند و بعد از آن نيز حضرت علی(ع) توسط حضرت رسول(ص) به جانشينی انتخاب شدند و حال در صورتی كه ارتجاع كنند با علم و آگاهی كامل، برگشت‌شان صورت گرفته است زيرا حجت برايشان تمام شده است و باعث می‌شود كه قبح عقاب بلا بيان، در اين مورد مصداقی نداشته باشد. از آيه استفاده می‌شود كه پيامبر(ص) دارای نگرانی خاصی بودند كه بعد از 25 سال، بعد از ارتحال پيامبر اسلام(ص)، حضرت علی(ع) می‌فرمايد كه آن نگرانی اتفاق افتاده است.
وی عنوان كرد: دومين نكته آنكه، جاهليت در قرآن يك مقطع تاريخی نيست، البته درست است كه جاهليت در اصطلاح يك مقطع تاريخی به حساب می‌آيد و مقطع قبل از بعثت پيامبر اسلام(ص) را می‌نامند و به دوره جاهليت معروف است لكن در فرهنگ قرآن، جاهليت به‌عنوان يك فرهنگ است و لذا در قرآن، جاهليت اولی است كه مؤيد آن است كه جاهليت ثانی و ثالث نيز وجود دارد.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم اظهار كرد: در كل فرهنگ جاهلی دارای چند ويژگی است الف) قانونش غير قانون خدا است يعنی قانونی كه منشأ خدايی ندارد، ب) ارزش‌های جاهلی همان تعصب‌های جاهلی است (ارزشی‌های جاهلی، بها دادن به پول و امثال ذلك است)، ج) تبرّج جاهلی، اين بود كه در آن زمان بدكاره‌ها پرچم می‌زدند ولی امروزه در تلويزيون‌های دنيا و سياست‌های اينترنتی نمايش داده می‌شود و مشتری می‌طلبند و اگر اسم اين عصر را عصر جاهليت قرن عشرين بگذاريم سخنی گزاف نخواهد بود.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم گفت: همان‌گونه كه ذكر شد حضرت علی(ع) در اين خطبه كه اولين خطبه حكومتی او بود، برنامه‌های حكومتی‌اش را اعلام فرمودند كه به آن اشاره می‌شود و در بخش‌های قبلی نيز مشكلات را بيان كردند كه آن چه در عصر پيامبر(ص) بود يعنی ارتجاع كه پيامبر(ص) نگران آن بود تحقق پيدا كرد.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم اذعان كرد: «وَ اَلَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً» قسم به آن خدايی كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، زير و رو خواهيد شد، مسئوليت‌ها و پست‌ها قطعا جا‌به‌جا می‌شوند. «وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً» غربله از ريشه غَربال يا غُربال است و به معنای وسيله‌ای است كه جنس خوب را از بد و جنس مرغوب را از غيرمرغوب جدا می‌كند كه اين را به زبان فارسی، الك می‌گويند. آنچه را خوب است، نگه می‌دارد و آنچه را كه بد است از الك بيرون می‌رود.
استاد معارف دانشگاه علوم پزشكی قم بيان كرد: «وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ اَلْقِدْرِ» شما همچون محتوای ديگ هنگام جوشش، زير و رو خواهيد شد. سوط به معنای وسيله‌ای است كه محتويات ديگ را بالا و پايين می‌كند و به تازيانه هم از آن جهت، سوط می‌گويند چون تارهايش به هم آميخته است. «حَتَّى یَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلاَكُمْ وَ أَعْلاَكُمْ أَسْفَلَكُمْ» تا آن‌هايی كه به ناحق بالا آمدند به جايگاه خودشان برگردند و آن‌هايی كه به ناحق كنار گذاشته شدند در جای شايسته خود قرار بگيرند.
وی ادامه داد: «وَ لَیَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَ لَیُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا» برای اين جمله حضرت، سه معنا آورده‌اند كه عبارتند از 1) پيشتازان به ايمان كه بر اثر بی‌عدالتی كنار گذاشته شدند، اين‌ها (پيشتازان) به حقشان خواهند رسيد و كسانی كه با حق سبقت گرفته در جای خود خواهند ماند كه اين اتفاق در حكومت عثمان افتاد، 2) احتمال دوم آن است كه كسانی كه بعد از رحلت پيامبر(ص) نسبت به من تقصير كردند و به حمايت از من نيامدند، اين‌ها به ميدان خواهند آمد و به حمايت من خواهند آمد و آن‌هايی كه بی‌دليل سبقت گرفته‌اند، بال و پرشان كوتاه خواهد شد و 3) سومين نظر اينكه مولا بخواهد پيش‌بينی از آينده داشته باشد كه فرصت‌طلبان مجدد خواهند آمد. كسانی كه كوتاهی كردند و ايمان نياوردند، فرصت‌طلبانه وارد ميدان می‌شوند و چهره‌هايی مثل علی كه در ايمان، پيشتاز بود با آن‌ها مقابله خواهد كرد آنچنان كه سه جنگ عليه مولا به راه انداختند. به نظر می‌رسد از اين سه احتمال و معنايی كه صورت گرفت، معنای اول بهتر و اصرح باشد و سازگار است.
حجت‌الاسلام لطفيان گفت: «وَ اَللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً» حتی يك كلمه را پوشيده نگه نداشتم، «وَ لاَ كَذَبْتُ كِذْبَةً» و اندك دروغی هم نگفتم، (و می‌توان اين جمله را به صورت ديگر هم خواند «وَ اَللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لاَ كَذَبْتُ كِذْبَةً» يك كلمه از آنچه اتفاق افتاد و می‌افتد از من پوشيده نبود و يك كلمه هم به من دروغ گفته نشد و چزی نبود كه من ندانم) و اين معنا با جمله بعدی سازگار است. «وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا اَلْمَقَامِ وَ هَذَا اَلْیَوْمِ» من به اين جايگاه و اين روز و همه اين‌ها توسط وجود مقدس نبی اعظم(ص)، خبر داده شدم و به من خبر داده شده بود. اين جملات همگی گويای حركت انقلابی اميرالمؤمنين حضرت علی(ع) است و اين چنين فهميده می‌شود كه حكومت دينی اگر بخواهد استقرار پيدا كند، راهی جز اقدام انقلابی ندارد. سخن اين است كه اگر حكومت دينی، به‌صورت انقلابی حركت و عمل نكند، دشمنان با حكومت دينی به‌صورت انقلابی، عمل خواهند كرد.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم ادامه داد: حكومت دينی، استقرارش به اين حركت است كه نااهلان در جايگاه مسئوليت‌های كلان قرار نگيرند و از پست‌های كليدی بايد كنار گذاشته شوند، ليكن اين مفهوم از اين جمله برمی‌آيد كه در انقلاب‌های غير دينی، انقلابی عمل كردن خلاف معنای گذشته است و به اين معنی است كه بايد ريخت و پاش‌هايی داشت، آن هم غير قانونی اما در مكتب ما، انقلابی عمل كردن، قاطعانه به اسلام عمل كردن است و آنچه را كه احكم شرع می‌پسندد انجام دادن است.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم گفت: «أَلاَ وَ إِنَّ اَلْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی اَلنَّارِ» خطايا جمع خطيه و به معنای گناه است. گناه، گاهی عمدی صورت می‌گيرد و گاهی غيرعمدی كه در اين قسمت، مقصود گناهان عمدی است. واژه «خيل» مفردی است كه معنای جمع می‌دهد و مفرد ندارد و واژه «شُمُس» جمع شموس است و شموس هم به معنی چموش است و اينكه در اصلاح گفته می‌شود شمس الرجل امتنع و يا فلان مرد شمس يعنی ممتنع است و امتناع می‌كند و كارش را انجام نمی‌دهد و اسب چموش نيز اسبی است كه نمی‌گذارد كسی بر پشت او سوار شود. «لُجُمُ» جمع لجام و معرب همان لگام است و به معنای افسار است، «خُلِعَتْ» به معنای بركنده شدن است، «تَقَحَّمَتْ» از ريشه قحم و به معنای وارد شدن با رنج و زحمت است، و گناهان مانند مركب‌های بدرفتاری هستند كه سواران خود را عنان رها شده است و در آتش دوزخ می‌اندازند. اين جملات دارای محتوای بلندی است و آن اينكه كسی كه يك گام به‌صورت عمدی به طرف گناه برداشت، گام‌های ديگر را هم در پی‌اش خواهد برداشت و آن گام‌ها هم او را سقوط خواهند داد كه اين وضعيت گناه است.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم افزود: تعبير زيبايی در قرآن آمده است كه جای تأمل دارد «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ» از گام‌های شيطان پيروی نكنيد، به اين معنی كه وقتی يك گام برداشتيد گام‌های ديگر هم در پی آن خواهد آمد و لذا بايد اولين قدم شيطان را در وجود خودمان بشكنيم. حال اين سؤال مطرح است كه اولين قدم شيطان چيست؟ آری نگاه آلوده، اولين گناه و قدم شيطان است.
captcha