قرآن يك سفره گستردهای است كه همه از آن استفاده میكنند، منتها هر كس به وضعی استفاده میكند. آن برای رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عايله بشری از مقام شامخ احديت به كشف تام محمدی (ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند، برساند. اين صحيفه الهيه، كتاب احيای قلوب به حيات ابدی علم و معارف الهيه است. اين كتاب خداست و به شؤون الهيه جل و علا دعوت میكند.
ما بايد مقصود از تنزيل اين كتاب را قطع نظر از جهات برهانی، كه خود به ما مقصد را میفهماند، از خود كتاب خدا اخذ كنيم. صاحب كتاب مقصد خود را بهتر میداند. اكنون به فرمودههای اين مصنف راجع به شؤون قرآن نظر میكنيم، میبينيم خود میفرمايد:
"ذالك الكتاب لاريب فيه هدی" للمتقين". اين كتاب را كتاب هدايت خوانده است. میبينيم در يك سوره كوچك چندين مرتبه میفرمايد: "ولقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مذكر" میبينيم میفرمايد "وانزلنا اليك الذكر تبين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون". میفرمايد: "كتاب انزلناه مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولوالالباب". (سوره ص آيه29)
بدان كه اين كتاب شريف، چنانچه خود بدان تصريح فرموده، كتاب هدايت و راهنمای سلوك انسانيت و مربی نفوس و شفای امراض قلبيه و نوربخش سير الی الله است. بالجمله، خدای تبارك و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان، اين كتاب شريف را از مقام قرب و قدسی خود نازل فرموده و بر حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به اين عالم ظلمانی و سجن طبيعت رسيده و به كسوه الفاظ و صورت حروف درآمده، برای استخلاص مسجونين در اين زندان تاريك دنيا رهايی مغلولين در زنجيرهای آمال و امانی و رساندن آنها از حضيض نقص و ضعف و حيوانيت به اوج كمال و قوت و انسانيت.
مقصد قرآن، چنانچه خود آن صحيفه نورانيه میفرمايد: هدايت به سبل سلامت است و اخراج از همه مراتب ظلمات است به عالم نور و هدايت به طريق مستقيم است. بايد انسان به تفكر در آيات شريفه مراتب سلامت را از مرتبه دانيه آن، كه راجع به قوای ملكيه است تا منتهی النهايه آن كه حقيقت قلب سليم است... بهدست آورد. و سلامت قوای ملكيه و ملكوتيه گم شده قاری قرآن باشد، كه در اين كتاب آسمانی اين گم شده موجود است و بايد با تفكر آنرا استخراج كند. هيچ جا بهتر از قرآن نيست. هيچ مكتبی بالاتر از قرآن نيست. اين قرآن است كه ما را هدايت می كند به مقاصد عاليه كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمیدانيم.
در قرن معاصر قرآن پژوهان و مفسران بسيارى به سراغ فهم قرآن شتافته اند, اما در اين ميان آنان كه با اطلاعات گسترده تر و تجربه هاى بيشترى به ساحت قرآن رو آورده اند موفق تر از ديگران بوده اند.
امام خمينى به عنوان يك فقيه, عارف, فيلسوف, مصلح اجتماعى و رهبر سياسى, هر چند در زمينه علوم قرآنى اثر مستقلى از خويش به يادگار نگذاشته است, اما در ميان نوشته ها و گفته هاى ايشان مسائل و نكاتى درباره قرآن وجود دارد كه دقت, جامع نگرى و ژرف انديشى ايشان را نشان مى دهد.
قرآن شناسان تاكنون قرآن را از زاويههای مختلف نگاه كردهاند. همچنين افكار و انديشههای امام خمينی (ره) به عنوان يك قرآن شناس برجسته و تأثيرگذار بر مسلمانان از جهات گوناگون بررسی و تحقيق شده است.
امام خمينی يكی از مجذوبان و شيفتگان قرآن مجيد است كه ساليان دراز معتكف آستان اين رشحه الهی بوده و در يك كلام آن را به عنوان كتاب انسان سازی و رافع كليه نيازهای فردی و اجتماعی و امور دنيوی و اخروی معرفی نموده است.
در نظر امام خمينی، اخلاص، طهارت، ترتيل و تدبر از مهمترين شرايط فهم قرآن است و غرور علمی، گناه، جمود بر اقوال مفسران و تعصب بررای شخصی از بزرگترين موانع فهم قرآن به شمار می رود. به نظر او فهم كامل قرآن به معصومان عليهم السلام اختصاص دارد و البته ساير مردم به اندازه ظرفيت عقلی خود می توانند قرآن را بفهمند. در ديدگاه او قرآن به ظاهرش محدود نيست و از طريق آن بايد به باطن قرآن رسيد. او شيوه مطلوب تفسير را عنايت به هدف هدايتی قرآن می داند.
مطلوب در خواندن قرآن، فهميدن، عمل نمودن، رشد و تكامل يافتن است و به تعبيرامام راحل (ره) مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در قلب انسان تاثير كند و باطن انسان صورت كلام الهی گردد و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. اين مطلوب بدون رعايت آداب و شرايط ظاهری و باطنی تلاوت قرآن حاصل نميگردد; از اين روبزرگان علم و معرفت از جمله امام خمينی(ره) با الهام از آيات قرآن كريم و بيانات پيشوايان دين، برای بهره مندی هرچه بهتر و بيشتر از اين مائده آسمانی نكاتی را به طالبان فهم قرآن و جويندگان معارف قرآنی يادآور شده اند
از آنجا كه هر صاحب اثری مقصد خود را در اثر خود بهتر از ديگران می داند، خدای تعالی كه صاحب اين اثر يعنی قرآن كريم است، هدف خود را از فرو فرستادن آن بهتراز ديگران آگاه است.
امام معتقد است كه بايد هدف از تنزيل كتاب الهی را- قطع نظر از راه عقل و برهان- از خود قرآن دريافت. با توجه به آيات شريفه هدف از نزول قرآن كريم هدايت و تربيت، شفای امراض قلبی انسان و سير او به سوی خداست.
امام «ره » قرآن را درسنامه سلوك الی الله و يكتا كتاب تهذيب نفوس و بزرگترين وسيله ارتباط خالق و خلق و عروة الوثقی و حبل المتين تمسك به عز ربوبيت می شمارد و آن را كتابی می خواند كه به شئون الهيه دعوت می كند; لذا شيوه مفسربايد به گونه ای باشد كه شئون الهيه را به مردم تعليم دهد.
قرآن كريم در نگاه امام «ره » كتاب معرفت، اخلاق، و دعوت به سعادت و كمال است; از اين رو كتاب تفسير نيز بايد عرفانی، اخلاقی و بيان كننده ديگر جهات دعوت به سعادت باشد.
از نظر امام خمينی(ره) مفسری كه به اين شيوه قرآن را تفسير نكند، مقصود قرآن و منظور اصلی انزال كتب و ارسال رسل را ناديده گرفته و مردم را از استفاده از قرآن محروم و راه هدايت را بروی آنان مسدود كرده است.
او به مفسران قرآن چنين سفارش می كند: «علما و مفسرين، تفاسير فارسی وعربی بنويسند و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورات عرفانی و اخلاقی و بيان كيفيت ربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دارالغرور به دارالسرور و الخلود باشد; بطوری كه در اين كتاب شريف به وديعت گذاشته شده ... . چه خسارتی بالاتر از اين كه سی چهل سال كتاب الهی را قرائت كنيم و به تفاسير رجوع كنيم و از مقاصد آن بازمانيم ».
شايسته است با نزديك شدن به ارتحال ملكوتی امام خمينی(ره) قرآن را از ديدگاه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامی ايران به نظاره بنشينيم.
معصومه عليزاده