به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، كتاب «حزبالله لبنان و بيداری اسلامی» نوشته حميد پاشاپور يوالاری، به بررسی نقش حزبالله لبنان در بيداری اسلامی پرداخته و چگونگی تشكيل اين حزب و مبارزه با رژيم صهيونيستی اسرائيل را تبيين كرده است.
در بخشی از اين اثر آمده است: «حزبالله لبنان كه از ميان استخفاف شيعيان در گذشتههای نه چندان دور از طريق فعاليتهای اجتماعی و بيدارگر امام و شهيد صدر و شهيد مصطفی چمران، برای يافتن هويت و اعتماد به نفس در جامعه لبنان شكل گرفت و در مبارزه با اسرائيل برومند شد، اينك در مرحلهای از پويش تاريخی قرار دارد كه به جنبشی تأثيرگذار در لبنان و منطقه خاورميانه تبديل شده است.
امروزه حزبالله مقوله مقاومت را با علم، خرد، ايمان، صبر، جهاد، بصيرت و آگاهی معنا میكند كه نتيجه آن قدرت عزتمندانه در برابر متجاوزان و الگوی زندگی و همراهی برای امت و ملت است و با حمله ارتش اسرائيل به لبنان در سال 1982، بدون هيچ مقاومتی از سوی گروههای فلسطينی و جنبش امل پايتخت به اشغال درآمد. تنها در مناطق خلده، دانشكده علوم و ضاحيه، گروههايی كه خود را پيروان امام خمينی میناميدند؛ مقاومت كردند.
با مذاكرات يك هيئت پنج نفره از طرف رئيسجمهور لبنان با عنوان «هيئت نجات ملی»، فيليپ حبيب، سياستمدار آمريكايی كه از مسيحيان عربتبار بود و مقرر شد تا آتشبس برقرار شده و مبارزان فلسطينی لبنان را ترك كنند.
حضور نبيه بری، رهبر جنبش امل در مذاكرات موجب نارضايتی شيعيان و جنبش امل شد و برخی اعضای جنبش امل مانند ابوهشام، نائب رئيس امل و سيدابراهيم امين السيد و تعداد ديگری از آن جدا شدند و انقلاب اسلامی را راهنمای خود قرار دادند.
پس از سقوط بيروت، نيروهای شيعه خود را به بعلبك رساندند. اين گروهها شامل گروههای اسلامگرای مستقر در بقاع شامل روحانيون، شخصيتهای نظامی، دانشگاهی و انشعابيون از امل، جنبش امل به رهبری نبيه بری، مجلس اعلای شيعيان به رهبری شيخ محمدمهدی شمسالدين، روحانيون مستقل مانند علامه فضلالله و سياستمداران رسمی شيعه حامی حكومت وقت لبنان بودند.
با وجود همزمانی جنگ ايران و عراق با حمله اسرائيل به لبنان، ابتدا تعدادی از نيروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف مشاركت مستقيم در جنگ به لبنان عزيمت كردند. اما با دستور امام مبنی بر بازگشت به كشور و در عين حال نياز شيعيان لبنان به آموزشهای عقيدتی و نظامی، گروههايی از سپاه پاسدارن به طور پنهانی دورههای آموزش نظامی و عقيدتی برگزار كردند كه همزمان انتقال افكار و ديدگاههای انقلاب اسلامی و امام خمينی نيز صورت گرفت.
با اقدامات سپاه پاسداران و سفير ايران در دمشق، كميته 9 نفرهای از گروههای مستقر در بعلبك تشكيل شد. كه از ميان آنها شورای پنج نفرهای انتخاب شد كه به شورای لبنان نامگذاری شد. كه اين شورا به صورت غيرعلنی فعاليت میكرد. در ماه مه 1984 نام «حزبالله لبنان» توسط شورای لبنان انتخاب شد و دفتر سياسی حزب آغاز به كار كرد. اما همچنان مخفيانه فعاليت میكرد.
با عقبنشينی اسرائيل از شهر صيدا، حزبالله در 16 فوريه 1985، در يك گردهمايی رسمی با صدور يك نامه سرگشاده استراتژی و برنامه ايدئولوژيك خود را برای اولين بار اعلام كرد. اهداف حزبالله در نامه سرگشاده عبارت است از: اخراج نهايی اسرائيل از لبنان، اخراج نهايی آمريكا، فرانسه و همپيمانان آنها از لبنان، محاكمه عادلانه فالانژها برای جرايمی كه با تحريك آمريكا و اسرائيل در حق مسلمانان و مسيحيان مرتكب شدهاند و اعطای حق تعيين سرنوشت به ملت لبنان با آزادی كامل. جنبش حزبالله مبانی اعتقادی و روش عملی خود را از اصول اسلام میگيرد؛ از اين رو ضرورت تحرك سياسی همه طبقات مردم برای به دست گرفتن زمام امور كشور و عدم سلطه بيگانگان را ضروری میداند. همچنين جهاد عليه اشغالگران را واجب شرعی میداند. از اين رو مبارزه با اسرائيل سرلوحه فعاليت حزبالله است.
شورای رهبری مركب از هفت نفر است كه از طريق انتخابات داخلی برگزيده میشوند. در هر كنگره حزب برخی تغييرات در درون تشكيلات و سازماندهی حزب مانند طرح مناصب جديد يا انضمام برخی مناطق به يكديگر مورد تصويب قرار میگيرد. اعضای حزب شورای رهبری را انتخاب میكنند و از درون آن دبيركل جنبش تعيين میشود.
اعضای دفتر سياسی حزب 10 نفر هستند. وظيفه تحليل و بررسی مسائل سياسی، برقراری ارتباط با احزاب و فعاليتهای سياسی در لبنان و ارائه آن به شورای قرار برای تصميمگيری نهايی به عهده اين دفتر است. شورای اجرايی نيز با 15 عضو، وظيفه تنظيم سياستهای كلی حزب را دارد. تهيه و تنظيم اين سياستها را هيئت طرح و برنامه انجام میدهد كه اعضای آن بيست نفر هستند.»
گفتنی است كه كتاب «حزبالله لبنان و بيداری اسلامی»، تأليف حميد پاشاپور يوالاری است كه در 286 صفحه و شمارگان 2000 نسخه به قيمت 76 هزار ريال به بازار نشر عرضه شده است.