نفاق و منافق يكی از وقيحترين كلمات در فرهنگ لغت اذهان عمومی است كه اصولاً همه از آن تبرّی میجويند. حتی ذهن و خيال مردم به اين سمت و سو نمیرود كه شايد خودشان دارای فاكتورها و علائم نفاق باشند. اما جالب آنجاست كه اين صفت را به راحتی در ديگران جستجو كرده و گاهی اوقات آن را در ديگران كشف و ضبط میكنند و حاصل اين اكتشاف را در معرض استفاده سوء ديگران قرار میدهند.
در فرهنگ دينی ما، اما اينگونه نيست كه صفات زشت را منحصر در غيرمؤمنان بداند و مؤمنان را در حاشيه امن قرار داده و به هيچ وجه به ساحت مؤمنان و رفتارهای بعضاً مسئلهساز آنان نپردازد.
قرآن و روايات ما معتقدند كه اگر سخنی از صفات و رفتارهای زشت و نكوهيده به ميان میآيد و عدهای را منسوب به آن موارد معرفی میكنند، به اين معنی نيست كه ديگران و غير معصومان ديگر به آن مصائب و زشتیها آلوده نمیشوند. اصطلاحاً اين قاعده و اين نوع صفات را تَعیُنی مینامند.
رسول رحمت، پدر امت، حضرت محمّد(ص) در تعريف منافق میفرمايند: «مَنْ خالَفَتْ سَريرَتُهُ عَلانِیَتَهُ فَهُوَ مُنافِقٌ كائِناً مَنْ كانَ...» كسی كه باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هركه خواهد باشد.(بحار-ج69-ص207)
نمونه ای از بارزترين و شايعترين نفاقهای موجود اين است كه مردم از هر كسی كه در جمعشان حاضر شود شعار حمايت سر دهند اما در عمل نهايی اينگونه نباشند يا اينكه میدانند كه به فلانی رأی نخواهند داد، به مراسم شام و منزل آن فلانی بروند.
كسانی كه میگويند و معتقدند كه همه را بايد دور خودمان حفظ كنيم تا از ما راضی باشند نيز جزو اين گروهند.
اينكه كسی خود را به ظاهر تابع قانون بداند ولی در اصل، از رد صلاحيت برخیها توسط شورای نگهبان عزای عمومی بگيرد.
اينكه كسی در مركز، در ستاد يك كانديدا باشد و در شهر خود، خودش را جزء ستاد ديگر معرفی كند! جواب حرفها و رفتارهای ناحق ديگری را نمیدهد به اين بهانه كه نمیخواهد او را ناراحت كند. كسی كه انتقاد سازنده نمیكند اما بعداً كه مشكلات بسياری بوجود آمد، بگويد میخواستم بگويم.
از نفاقها اين است كه يكديگر را همان گونه كه دوست داريم، نه آنگونه كه هستيم، معرفی كنيم. هيچ نقطه منفی از خود و كانديدای خود نگرفتن از نشانههای نفاق است در صورتی كه اگر مردم نقاط ضعف احتمالی كسی را بدانند به همان اندازه از او توقع دارند.
در پايان بيتی از سعدی شيرازی آورده میشود، نيك باشی و بدت گويد خَلق، به كه بد باشی و نيكت دانند.
*منبع: محمد رضا حدادپور جهرمی، معاون پژوهشی مدارس علميه جهرم، نويسنده و پژوهشگر دينی و مدرس حوزه