کد خبر: 2548790
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۱

بررسی راهبردهای قرآنی تربيت دينی

انجام فعاليت‎های تربيتی الزاماً بايد از يك پيوستگی و جهت‎گيری معينی برخوردار باشد تا بتواند رسالت عظيم تربيت و ربوبی‎سازی را به‌درستی انجام دهد. ازاين‎رو، يكی از اساسی‌ترين مسئله‎ها شناخت راهبردها و جهت‎گيری‎های دين اسلام در تربيت انسان است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، انجام فعاليت‎های تربيتی الزاماً بايد از يك پيوستگی و جهت‎گيری معينی برخوردار باشد تا بتواند رسالت عظيم تربيت و ربوبی‌سازی را به‌درستی انجام دهد. ازاين‎رو، يكی از اساسی‎ترين مسأله‎ها شناخت راهبردها و جهت‎گيری‎های دين اسلام در تربيت انسان است. بر اين‌اساس، با بررسی قرآن كريم چهار راهبرد تعظيم، تكريم، تبيين، و تبشير و تحذير را به دست آورديم كه تعيين كننده جهت‎گيری فعاليت‎ها و اقدامات تربيتی هستند.
ما در اين يادداشت اين اهداف راهبردی را با عناوين خاص مورد توجه و بررسی قرار داده‌ايم كه عبارت‌اند از: اختبار، اعتبار، التزام، اعتدال. سپس به شرح و تبيين هركدام پرداخته و به اين نتيجه رسيده‌ايم كه سِير تربيت انسان از ديدگاه قرآن، با رعايت ترتيب اين چهار گام صورت خواهد پذيرفت.
انسان در وجود خود، از دو گونه دارايی برخوردار است؛ دارايی‌های مادی و دارايی‌های معنوی. همچنين، آنچه انسان از بيرون با تعليم، آموزش، تفكر، مشاهده و... دريافت می‌كند، می‌تواند با دو نگاه دنبال شود؛ يكی نگاه معنوی و ديگری نگاه مادی. هرگاه دريافت‌های انسان با نگاه مادی دنبال شود، دارايی‌های مادیِ انسان تحريك شده، اين دو از درون و بيرون با تلاقیِ يكديگر سِير تصاعدیِ حركت انسان به‌سمت مادیّت و هوای نفس را به وجود ‌می‌آورد. همچنين، اگر دريافت‌های انسان با نگاه معنوی دنبال شود، بر اثر تلاقی دريافت‌ها و دارايی‌های معنوی، حركت تصاعدیِ انسان به سمت معنويت و خدامحوری شكل خواهد گرفت.
ابتدا، بشر نيازمند دريافت‌های بيرونی است تا دارايی‌های درونی‌اش تحريك شده و به‌حركت درآيد، تا جايی‌كه به درجه‌ای از رشد برسد و خودانگيخته و مستقل شود؛ در اين‌صورت، عنان را به‌دست‌گرفته و از همان زاويه‌ای كه به آن شكل گرفته است ادامه راه را دنبال می‌كند؛ خواه اين گرايش مادی باشد و خواه معنوی، همان سِير را دنبال خواهد كرد.
اگرچه عقل هميشه و در همه‌حال چراغ روشن‌گری است برای اينكه انسان، گرايش مادی به خود نگيرد، ولی در بسياری از مواقع، شدت گرايش مادی در دريافت‌های اوليه و شدت تحريك دارايی‌های مادی از درون، سايه بر عقل افكنده، تا مدت‌ها و يا برای هميشه، انسان را از روشنايیِ عقل محروم خواهد ساخت؛ ازاين‌رو، می‌توان گفت پيش از رسيدن انسان به بلوغ فكری و تشكيل شاكله در وی ـ كه در افرادِ متفاوت، مختلف است ـ جهت‌گيری و نگاه حاكم در دريافت‌ها، عامل مؤثر در تربيت خواهد بود و پس از اين مرحله، عقل مهم‌ترين عامل در اصلاح و تكميل راه است و شواهد بيرونی نيز، همياری عقل را برعهده خواهد داشت. در اصطلاح دينی، به اين همياری، «تذكّر» گفته می‌شود و هر لحظه می‌تواند عقل را بيدار و انحراف انسان را گوشزد كند.
واژه «شاكله» در قرآن كريم اشاره به موضوعی دارد كه می‌توان از آن به هويت و شخصيت تعبير كرد: قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدی سَبِيلاً (اسرا:84 )؛ تو به خلق بگو كه هركس برحَسَب ذات و طبيعت خود، عملی انجام خواهد داد و خدای شما بر آنكه راه هدايت يافته، از همه كس آگاه‌تر است.
علامه ‌طباطبايی(ره) شاكله را به روحی كه در بدن ‌ساری است و در اعضا و جوارح و اعمال انسان تَمثُّل می‌يابد، تشبيه كرده و بيان می‌كند كه در اين آيه كريمه، عمل انسان مُترتِّب بر شاكله شده است؛ به اين معنا كه؛ عمل انسان مناسب و موافق شاكله اوست.
وی در پاسخ به اين پرسش بيان می‌كند كه «نوعی ارتباط بين اعمال، ملكات، اوضاع و احوال انسان، و عوامل خارج از ذات انسان در ظرف حيات و محيط زندگی او وجود دارد؛ مثل آداب، سنن، رسوم و عادات تقليدی؛ اين عواملِ خارج از ذات، انسان را به‌سمت آنچه با آن موافق باشند دعوت می‌كنند و به‌سوی آن می‌كشانند و او را از آنچه با آن مخالف باشند، مُنزجِر ساخته و دور می‌سازند». در اين بيان، علامه تصريح دارد كه شاكله، از دريافت‌های بيرونی اثر گرفته و تشكيل می‌شود.
علامه پس از بحث درباره چيستی و چگونگی شكل‌گيری شاكله، درباره تأثير آن بر انسان می‌فرمايد: «قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاكِلَتِهِ، يعنی اينكه عمل شما از شاكله شما و مطابق با آن صادر می‌شود؛ پس هركس دارای شاكله عادله باشد، هدايتش به حق و حقيقت و عمل صالح آسان است و از دعوت حق نفع خواهد برد و هركس شاكله او ظالمه باشد، واداشتن او به قول حق و عمل صالح سخت است و از شنيدن دعوت حق، غير از خسارت، چيز ديگری نصيبش نمی‌شود».
براين‌اساس، می‌توان گفت: شاكله، جوهره‌ای است كه پس از ورود دريافت‌های بيرونی و تلاقی آن با برخورداری‌هايی درونی در وجود انسان شكل می‌گيرد و تمام تصميم‌گيری‌ها و رفتارهای انسان را از اين پس، مديريت می‌كند؛ به‌گونه‌ای ‌برمبنای يك خطِ مشی مشخص، حركت كند.
دارايی‌های درونی انسان، از وجود او ريشه می‌گيرد و چون وجود انسان، هم جنبه مادی و خاكی دارد و هم جنبه فطری و الهی، ازاين‌رو، انسان دارای هردو ويژگی است. دريافت‌های بيرونی او نيز كه به شكل‌های مختلفی، از جمله ديدن، خواندن، شنيدن، فكر كردن، تحليل كردن و الهام نصيب انسان می‌شوند، از هردو جنبه مادی و معنوی برخوردارند.
به ‌عبارت ‌ديگر، انسان، هم قابليت گرايش به شاكله مادی را دارد و هم قابليت گرايش به شاكله معنوی. اين موضوع به زاويه دريافت‌های انسان كه از بيرون هدايت می‌شود بستگی دارد.
قرآن كريم در آيه «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً»(اسرا: 36) «سمع و بصر» يعنی دو مَجرای عمده دريافت‌های انسان را حسّاس دانسته و انسان را در برابر آنچه می‌بيند و آنچه می‌شنود مسئول می‌داند؛ ولی فقط به اين دو عنصر حياتیِ دريافت‌ها بسنده نكرده و «فؤاد» را نيز در كنار آن‌ها و پس از ذكر اين دو، همچنان حسّاس و مورد سؤال برشمرده است؛ اين امر نشان‌دهنده آن است كه آنچه ديده و شنيده می‌شود بايد با ميزان و معيار عقل سنجيده و تحليل شود تا بينشی كه در ورای آن نصيب انسان می‌شود، گمراه‌كننده نباشد. فؤاد يا همان قلب، حلقه پيوند داده‌ها و دارايی‌هاست؛ به‌تعبيری، نگاهبان دارايی‌های درونی انسان است و پس از دريافت داده‌ها با تحليل و طبقه‌بندی آن، سمت ‌و سوی تلاقی داده و دارايی را مشخص می‌كند و هرگز اجازه نمی‌دهد داده‌ها به‌صورت ضربدر و غيرهمتا، دارايی‌ها را تحريك كنند.
فؤاد را می‌توان با گرايشی خاص تربيت كرد تا به‌گونه‌ای شكل بگيرد كه از ورود داده‌های غيرهمگرا جلوگيری كند و همچون پاسبانی، ورود نااهل را به درون انسان ممنوع سازد و به‌طور كلی، می‌توان فضايی ايجاد كرد تا انسانی كه تحت آموزش و دريافت‌های مختلف قرار دارد، به‌جای كنترل از بيرون، خود از درونِ خويش توسط فؤاد، كنترل‌گر دريافت‌های خويش باشد.
در عصر كنونی كه كنترل داده‌ها از بيرون در همه شرايط محيطی توسط بشر، تقريباً ناممكن است، لازم است برای تربيت انسان‌ها شرايطی را فراهم كرد كه از همان ابتدا، فؤاد به‌گونه ملكه‌ای، پاسبان كندوی دارايی‌های انسان باشد.
از آيه «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ» (ابراهيم/ 37) می‌توان فهميد كه فؤاد در درون خود، كششی دارد كه می‌تواند انسان را به‌سمتی خاص بكشاند؛ و همچنين، می‌تواند به شكل جمعی و به‌گونة افئد‌ة الناس، تجلّی يابد كه دراين‌صورت، ريشه شكل‌گيری فرهنگ توحيدی در جامعه خواهد بود. فؤاد، گرايش ذاتی انسان است كه به مرور زمان شكل می‌گيرد و در مقام كنترل دريافت‌های انسان برمی‌آيد.
همچنين، قرآن در جای ديگر تأكيد دارد كه: « الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»(زمر/ 18) اين آيه نيز به برگزيدن سخن نيكو از ميان همه شنيده‌ها اشاره دارد و نه پذيرش بدون شرطِ هرآنچه به‌گونه صُوت، گوش انسان را نوازش می‌دهد و آنچه به‌گونه تصوير، بر پيش چشم انسان نمايان می‌‌شود.
بدين‌ترتيب، نيروی تشخيص شنيده‌ها، ديده‌ها و دريافت‌ها «فؤاد» است كه درصورت خطا كردن، خود نيز مؤاخذه می‌شود؛ چراكه آن هم مسئول است. « كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً...»(اسرا/ 36).
با توجه به آنچه بيان شد، مرحلة ادراك و شناخت از اهميت ويژه‌ای برخوردار است؛ چراكه ارائه داده‌ها به انسان با سمت‌ و سوی توحيدی و با نگاه جهان‌پديداری الهی، «بينش توحيدی»، و همچنين، عرضه داده‌ها با سمت‌ و سوی غيرالهی و غيرتوحيدی و با نگاه ماده‌گرايی و انسان‌محوری، «بينش مادی» به انسان می‌بخشد.
بنابراين، بستر و شرايط تربيت انسان، زاويه ديد تعليم‌دهنده، و آنچه برای دريافت به انسان عرضه می‌شود، در تعيين بينش و قوّه انتخاب‌گری انسان تأثير دارد؛ اگرچه از درون نيز خِرَد و فطرت، چراغ هدايت را در قلب انسان روشن می‌كنند تا به انتخاب‌گریِ درست نزديك‌تر باشد.
براين‌اساس، انسان در مرحله ادراك و شناخت، با توجه به تمام آنچه آموخته و دريافت كرده است، هندسه فكری به‌دست می‌آورد كه «شاكله» ناميده می‌شود و شاكله، ارزش‌های معنوی و رفتاری را تعريف می‌كند و بدين‌صورت، در سطح انتخاب و اختيار، انسان را به‌سمت رفتارهای خاصی به‌عنوان ارزش، رهنمون می‌سازد.
راهبردهای تربيتی، در تدوين، ارائه و هدف‌دار كردن برنامه‌های تربيتی بسيار مؤثرند. اين راهبردها جهت‌گيری اساسی و اصلی برنامه‌های تربيتی انسان را به‌سمت دريافت‌های معنوی هدايت می‌كند.
در اين پخش، اساسی‌ترين راهبردهای تربيتی را از منظر قرآن بررسی می‌كنيم و بر اين باوريم كه اگر برنامه‌ها و فعاليت‌های تربيتی مبتنی بر اين راهبردها تنظيم و ارايه شود، به تشكيل و تقويت هويت دينی انسان‌ها خواهد انجاميد؛ همان چيزی كه قرآن كريم آن را شاكله ناميده است؛ چراكه اين راهبردها تعيين‌كننده جهت معنویِ حيات بشريت‌اند و دريافت‌های انسان را در جهت معنوی تنظيم می‌كنند.
اين بدان معنا نيست كه از دنيای صنعت و فنّاوری بهره نگيريم؛ بلكه معنايش آن است كه زاويه ديد انسان به هستی بايد الهی باشد تا موجب نهادينه شدن شاكله و هويت انسانی و دينی در وی شود.
در يك بررسی اجمالی می‌توان اين راهبردها را چنين ترسيم كرد. راهبرد تعظيم، راهبرد تكريم، راهبرد تبيين، راهبرد تبشير و تحذير.
*منبع:محمد قطبی
captcha