به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) حجتالاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه، در سيزدهمين نشست از سلسله نشستهای سبك زندگی ايمانی، در تحليل سبكشناسانه از آيات ابتدايی سوره بقره، به معرفی بيماریهای قلبی كه در لايههای عميق وجود انسان ريشه میكند پرداخت و قرآن را پزشك، نسخه و درمانگر اين نوع از بيماریها عنوان كرد.
وی با قرائت آيه 10 سوره بقره كه میفرمايد: «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ؛ در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مىگفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت» پرداخت و در ادامه تحليل اين آيه در خصوص تحليل «فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا» گفت: وقتی قلبی بيمار است و اين بيماری را خود شخص برای خودش انتخاب كرده است خداوند اجازه میدهد بيماریهای درونی و آلام قلبی فرد افزايش پيدا كند. يعنی خداوند بيماری آنها را افزايش میدهد كه چند نكته در اين خصوص قابل ذكر است1) ازدياد مرض جزائی است نه ابتدايی يعنی خداوند از ابتدا عملی منفی به انسانها وارد نمیكند، پس كار منفی نتيجه عمل خود افراد است. 2) روح اين بخش از آيه اين است كه هر كس با دست خودش بيماریها درونی را درون خودش ايجاد میكند و اين آلام را در قلب خودش میآفريند. خداوند از مرض قلب، عداوت، كينه و نفرت خوشش نمیآيد و وقتی خداوند از وجود ناپاك خوشش نيامد، او را به حال خودش رها میكند.
فعالی ادامه داد: وقتی چنين شخصی به حال خودش رها شد، روز به روز و لحظه به لحظه با دست خودش بر عداوتها، حسادتها، امراض درونی و نفرتهايش افزوده میشود. يعنی افرادی كه مرض قلبی دارند اگر بيماری خود را درمان نكنند به مرور زمان بدتر میشوند. در اصل هر كس حسود است، حسادت را خودش انتخاب كرده است و اگر در صدد درمان اين بيماریهای روحی برنخيزد خداوند وی را به حال خود رها میكند و به مرور اين بيماری تشديد میشود. اين ازدياد نتيجه اختيار و انتخاب خود افراد است. (پرودگارا مرا به حال خودم رها نكن، وامگذار)
وی در ادامه به تشريح فراز پايانی آيه 10 سوره بقره كه میفرمايد: «وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ» پرداخت و گفت: «اليم» يعنی شديد و مستقيم و منافقان به سبب كذبشان دارای عذاب دردناك و شديدی هستند. از اين آيه به دست میآيد كه هر كس اهل كذب باشد در دنيا و آخرت دچار عذاب خواهد شد و اين يك سنت الهی است كه كذب در دنيا و آخرت درد و رنج دهشتناك را نتيجه میدهد.
فعالی حق را يكی از اسماء الهی عنوان كرد و گفت: خالق عالم خداست و خداوند اسمائی دارد كه يكی از اسماء الهی «حق» است (حق همان حقيقت است). خداوند با تمام اسمائش عالم را خلق كرده است و معنی اين مطلب اين است كه بنياد عالم بر اساس حقيقت است و حقيقت دو لايه دارد. لايه ظاهری در دنيا و لايه عميق در آخرت. لايه ظاهری حق در دنيا گاه با باطل آميخته میشود اما لايه عميق حق در آخرت ناب است و آميخته با باطل نيست. لذا بنياد دنيا و آخرت بر اساس حقيقت است.
وی با تصديق اين حقيقت كه دنيا گاهی آميخته با خرافات و باطلها است تصريح كرد: اما باطل در عمق وجود دنيا و در ساختمان هستی راه ندارد و ساختمان و ساختار اصلی بر اساس حقيقت است و اگر در اين جهان باطلی رخ دهد چون ساختمان اصلی بر اساس حقيقت است باطل را نشان میدهد و هضم نمیكند. درست همچنان كه اگر شما چوب را در دريا بيندازيد دريا چوب را هضم نمیكند، دنيا نيز باطل را هضم نمیكند بلكه پس میزند و يكی از انواع مهم باطلها كذب است.
حجتالاسلام فعالی به يك سنت ديگر الهی اشاره و اذعان كرد: هر كس در اين عالم دروغ بگويد دروغش آشكار میشود و اين سنت قطعی عالم است. محال است شخصی در اين جهان دروغ بگويد، عمدی يا سهوی، بزرگ يا كوچك و دروغش آشكار نشود چرا كه ساختار هستی به نحوی است كه دروغ، باطل و موهومات را بر نمیتابد و تحمل نمیكند.
وی به حديثی قدسی در اين خصوص اشاره و عنوان كرد: اگر خداوند بخواهد به يك شخص دروغگو كمك كند، كاری میكند كه دروغش آشكار شود و وقتی دروغش مفتضح شد آبرويش میريزد و دچار عذاب میشود اين مسئله باعث میشود در اين جهان مجازات شود و مجازاتش برای آخرت نماند. يعنی يكی از مهمترين كمكهای الهی به دروغگو اين است كه دروغش مفتضح میشود و خدا نكند مجازات شخص خطاكاری موكول به آخرت شود.
فعالی در تصويرسازی از مفهوم: «عَذَابٌ أَلِيمٌ» عنوان كرد: وقتی شما دروغی میگوييد و در پی آن، دروغ شما آشكار و شما رسوا میشويد، چه حسی پيدا میكنيد؟ اين همان حسی است كه خداوند آن را «عَذَابٌ أَلِيمٌ» تعبير فرموده، يعنی حس بسيار بد و اين عذاب حسی است كه خداوند به دليل كذبی كه انجام دادهايم به وجود ما هديه میكند.
وی در نتيجهگيری از اين بخش از بحث خود، گفت: پس كذب درد و رنج عميق باطلی را هم در اين جهان و هم در آخرت نتيجه میدهد كه دنيايی بودن و يا آخرتی بودن عذاب بسته به نوع كذب دارد اگر كذب شما ساده باشد در اين جهان تبديل به درد و رنج میشود، اما اگر كذبتان عميق باشد، (مثل كسی كه میداند ولايت حق است و آن را تكذيب میكند، يا فردی كه خدا را تكذيب میكند)، اينگونه كذبهای سنگين قطعاً موكول به آخرت میشود و درد و رنج در آنجا تمام وجود انسان را به طرز وحشتناكی فراخواهد گرفت.
حجتالاسلام فعالی پس از تحليل آيه 10 سوره بقره بر اساس سبك زندگی، به تحليل آيه 11 سوره بقره كه میفرمايد: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛ و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مىگويند ما خود اصلاحگريم». پرداخت و گفت: از ديگر خصيصههای نفاق اين است كه وقتی به منافقان گفته میشود كه فساد، خلاف و ... انجام ندهيد میگويند نه تنها ما فساد نمیكنيم، بلكه مصلحان فقط و فقط ما هستيم و غير از ما در جهان اصلاحطلب ديگری نيست يعنی با تمام وضوع از اين آيه انحصار طلبی در اصلاحطلبی نيز نتيجه گرفته میشود.
وی ادامه داد: خداوند میفرمايد: بدانيد كه مفلس فقط اينها هستند يعنی كسانی كه ادعا میكنند فقط آنها مصلح هستند خداوند میگويد كه مفسدان واقعی اينها هستند و آنها اهل شعور نيستند.
فعالی تشريح كرد: خداوند به اهل نفاق میگويد كه فساد نكنيد و از اين بخش از آيه به دست میآيد كه يكی از شاخصهای نفاق فساد است. چه كسی منافق است؟ كسی كه فساد كند. عكس اين مطلب نيز صادق است هر كس به هر اندازه فساد كند، منافق است و فساد و نفاق لازم و ملزوم يكديگر هستند، پی بين فساد و نفاق رابطه ضروری برقرار است.
ادامه دارد...