کد خبر: 2549644
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۱

بررسی ديدگاه قرآن نسبت به امانت‌های محوله به دولتمردان نظام اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمين خليل منصوری در نوشته تازه‌ای كه در سايت خود منتشر كرده است به بررسی ديدگاه قرآن نسبت به امانت‌های محوله به دولتمردان نظام اسلامی پرداخته است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين خليل منصوری در نوشته تازه‌ای كه در سايت خود منتشر كرده است به بررسی ديدگاه قرآن نسبت به امانت‌های محوله به دولتمردان نظام اسلامی پرداخته و رعايت اخلاق به عنوان ركن اصلی را مهمترين امانت ذكر كرده است.
اخلاق مهم‌ترين هدف بعثت پيامبران و ارتقای آن در حد محاسن و سپس اتمام مكارم اخلاقی، فلسفه بعثت پيامبر مكرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) است؛ چرا كه انسانيت انسان در تخلق او به اخلاق الهی است كه برآيند طبيعی تعليم و تزكيه عقل و وحی و نيز خدايی شدن انسان است.
اگر بخواهيم كف اخلاق و بنياد آن را تعيين كنيم، همان عدالت است كه به معنای قرار دادن هر چيزی در جای مناسب و اعطای حق هر صاحب حقی است.
صداقت، وفای به عقد و عهد و امانت كف همان عدالت اخلاقی است كه عقل عملی و حكمت عملی بدان حكم می‌كند و به عنوان بايدهای اخلاقی قطری آن را مشخص می‌كند. اگر انسانی امانت‌‌دار نباشد هيچ بهره‌ای از كف انسانيت و اخلاق عقلی نبرده است؛ چه رسد كه خود را مسلمان و مؤمن بداند. نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه‌های وحيانی اسلام درباره مسئوليت‌های دولتمردان در برابر امانت‌های خدا و مردم سخن گفته است.
اخلاق به معنای تخلق به صفات و فضيلت‌های نيك و پسنديده، نشانه انسانيت است؛ چرا كه انسان، حيوانی متأله است و می‌بايست دارنده همه صفات و اسمای حسنای الهی باشد كه خداوند در هر انسانی قرار داده و فطرت و سرشت او را بدان آميخته است. (بقره/ ۳۱)
اما چرا انسان به دور از اين سرشت و فطرت خود حركت می‌كند و به جای اخلاقی بودن از خلق عظيم دور و گرفتار رذالت‌های اخلاقی می‌شود؟ در پاسخ به اين سؤال بايد به دو عامل هواهای نفسانی و وسوسه‌های شيطانی اشاره كرد. اين دو عامل موجب می‌شود كه انسان برخلاف مسير فطرت و سرشت خود حركت كند و سرمايه وجودی خود را از دست دهد و گرفتار خسران شود.
تعاليم وحيانی كه از طريق پيامبران در اختيار بشر قرار گرفته به دنبال آن است تا انسان را نسبت به اين دو مانع ظهور و بروز صفات الهی در انسان آگاه سازد و راه برون‌رفت از چالش‌های برخاسته از آن دو مانع را بيان كند. از اين رو در آيات قرآنی در بيان فلسفه و علت بعثت پيامبران و انزال كتب آسمانی به تعليم حكمت و كتاب و تزكيه اشاره شده است (آل عمران/ ۱۶۴؛ جمعه/ ۱۰) تا انسان دريابد كه چه موانعی در پيش‌روی اوست و چگونه می‌تواند آن را بردارد و خود را در مسير كمالی قرار دهد كه فطرت به طور طبيعی آن را می‌شناسد و بدان گرايش دارد. (شمس/ ۷ تا ۱۰ و آيات ديگر)
عقل و فطرت انسانی به‌طور طبيعی نسبت به حقايق آگاهی دارد و كليات آن را در می‌يابد و می‌تواند مشخص كند كه چگونه می‌توان حركت كرد تا در مسير درست حقايق قرار گرفت و از باطل دوری گزيد. بنابراين عقل در مقام نظر، شناخت خوبی نسبت به حقايق دارد و در مقام عمل نيز می‌تواند آن را به عنوان حق و باطل شناسايی كرده و در قالب ارزشی به دو دسته خوب و بد قرار دهد.
به سخن ديگر، عقل در مقام شناخت، عدالت را درباره هر چيزی می‌شناسد و در مقام عمل نيز بدان در قالب بايدها حكم می‌كند. لذا فطرت انسانی به طور طبيعی خوب و بد را می‌شناسد و با چنين داوری و ارزيابی حكم به بايد و نبايد می‌كند.
البته برخی از امور، پيچيده‌تر از آن است كه عقل به ويژه عقول عادی بشر به سادگی به حقانيت آن پی برد و احكامی را صادر كند، در اينجاست كه وحی به مدد انسان آمده است.
با نگاهی به آموزه‌های قرآنی می‌توان دريافت كه رفتار اخلاقی انسان دارای سه درجه و مرتبه است.
مرتبه اول، مرتبه عدالت كه عقل نيز می‌تواند آن را كشف كند. در اين مرتبه احكامی چون صداقت، امانت، مقابله به مثل و مانند آن از سوی عقل صادر و در قالب بايدهای اخلاقی بيان می‌شود.
مرتبه دوم، مرتبه احسان و محاسن اخلاقی است كه عقل جز در مقام رشد نمی‌تواند آن را درك كند. اينكه انسانی در برابر بدی به جای مقابله به مثل، عفو و گذشت كند و از بدی و خطای ديگران درگذرد، اين گونه نيكوكاری در مراتب رشدی عقل انسان و بلوغ كامل به دست می‌آيد كه برای بسياری از مردم در سن چهل سالگی به دست می‌آيد چنان كه خداوند در قرآن بلوغ كامل عقلی را در اين سن دانسته است.
مرتبه سوم، مكارم اخلاقی است كه عقل انسانی آن را درك نمی‌كند مگر آن كه به تماميت بلوغ كمالی خود رسيده باشد و به نظر می‌رسد كه حتی نوابغ نيز كمتر به اين درجه می‌رسند. در اينجا انسان نه تنها از خطای ديگری می‌گذرد و عفو و گذشت می‌كند، بلكه بدی را به خوبی و نيكی پاداش می‌دهد. اين مرتبه كه در تماميت كمال عقل به دست می‌آيد، تنها اختصاص به شمار اندك از پيامبران دارد كه خداوند آنان را بر پيامبران ديگر فضيلت داده است. در اين ميان تنها كسی كه در اوج قرار دارد پيامبر اكرم(ص) است كه خداوند او را به خلق عظيم ستوده است، چرا كه ايشان در مقام تماميت مكارم اخلاقی است.
جامعه اسلامی می‌بايست در مرتبه سوم قرار گيرد؛ زيرا خداوند پيامبر(ص) را اسوه و سرمشق اين امت قرار داده و از امت خواسته تا چون ايشان شوند.(احزاب/ ۲۱) در اين ميان مسئولان جامعه اسلامی وظيفه‌ای دشوارتر دارند؛ چرا كه اگر توده‌های مردم زندگی خود را به عنوان يك مسلمان در مدار عدالت قرار می‌دهند و به دليل عقلانيت ابتدايی خواهان عدالت حتی در شكل مقابله به مثل هستند يا مؤمنان جامعه اسلامی در مدار احسان گام بر می‌دارند و نسبت به بدی ديگران گذشت می‌كنند، مسئولان كه نخبگان جامعه ايمانی هستند می‌بايست در مدار مكارم اخلاقی حركت كنند و بدی ديگران را به نيكی و خوبی پاسخ دهند. از اين رو اميرمومنان علی(ع) در زندگی خود به گونه‌ای رفتار می‌كرد كه بيانگر مكارم اخلاقی بود و كمتر از حد متوسط مردم از معيشت دنيوی استفاده می‌كرد و به نان جويی قناعت می‌كرد تا فقيرترين افراد جامعه به ايشان تأسی كنند و از وضعيت خود نوميد و سرخورده نشوند.
پس نه تنها از بيت‌المال برای حال خود استفاده نكرد بلكه حتی از درآمدهای خود كه حق طبيعی‌اش بود استفاده نمی‌كرد و آن را ميان بينوايان و فقيران تقسيم می‌كرد. ايشان اين رويه را پيش از خلافت ظاهری نيز داشت و نخلستان‌هايی كه آباد كرده بود وقف فقيران كرد و پس از خلافت ظاهری، خود را در شرايط سخت‌تری قرار داد.
علت اينكه ايشان چنين سير و سلوكی را درپيش گرفت، آن است كه رهبران و مسئولان جامعه اسلامی، سرمشق مردم هستند و می‌بايست به گونه‌ای عمل كنند كه تجلی مكارم اخلاقی باشد از سوی ديگر آنان مسئوليتی در برابر خداوند و خلق دارند و بايد خود را امين خدا و مردم بدانند؛ چرا كه ولايت بر مردم امانتی از سوی خداوند در دست اين افراد است؛ (احزاب، آيه ۷۲) در روايات آمده كه امانت عرضه شده بر آسمان‌ها و زمين، همان مقام امامت و ولايت است.(نورالثقلين، ذيل آيه)
پس همان گونه كه هر شخص امين می‌بايست امانت الهی را خوب نگه دارد و به صاحب امانت بازگرداند، اينان نيز می‌بايست مسئوليت ولايت و امامت و رهبری امت را به خوبی پاس دارند و به خداوند بازگردانند. لذا آنان در برابر امانت‌های الهی مسئول و پاسخگو هستند. خداوند در آيه ۵۸ سوره نساء به مسئله امانت‌داری توجه داده كه مهم‌ترين امانت در هستی همين ولايت و امامتی است كه در اختيار بشر قرار گرفته است. در روايات آمده است كه «الأمانات» در اين آيه همان مقام امامت است. (نورالثقلين، ذيل آيه) پس كسی كه عهده‌دار مسئوليت رهبری امت و ديگر مراتب آن را به عهده می‌گيرد می‌بايست امانت‌دار خوبی باشد و در آن خيانت نكند وگرنه چون منافقان عذاب خواهد شد. (احزاب/ ۷۲ و ۷۳)
در آيات قرآنی اموری چون رسالت الهی (اعراف/ ۶۸؛ شعراء/ ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۳ و ۱۶۲ و ۱۷۸)، قرآن (شعراء/ ۱۹۳؛ تكوير/ ۱۹ و ۲۱)، فرائض و احكام الهی(انفال/ ۲۷) به عنوان امانت‌های الهی معرفی شده است. پس مسئولان و رهبران جامعه اسلامی در قبال اين امور دارای مسئوليت هستند و بايد پاسخگو باشند.
مسئولان نه تنها در برابر خداوند بايد پاسخگو باشند كه با امانت‌های الهی چگونه رفتار كردند، بايد نسبت به مردم نيز پاسخگو باشند، چرا كه خداوند در آياتی از قرآن می‌فرمايد كه مؤمنان در برابر خداوند و يكديگر مسئول هستند و هر يك از مؤمنان نسبت به ديگری ولايت دارد. پس مؤمنان به سبب همين ولايت می‌بايست از مسئولان بپرسند كه با امانت‌های الهی از جمله قرآن، احكام و قوانين اسلامی، بيت‌المال، اصل ولايت و مانند آن چگونه رفتار و برخورد كرده‌اند؟ آيا حق امانت را ادا كرده‌اند يا آنكه در آن خيانت كرده‌اند؟
خداوند در آياتی از جمله آيه ‍۱۶۱ سوره آل‌عمران می‌فرمايد كه حتی پيامبر(ص) درباره امانت‌های الهی مسئول است و نمی‌تواند خيانت كند و از چنين چيزی به حكم عصمت مبرا و پاك است و هرگز خيانت نخواهد كرد؛ اما مؤمنان بايد مواظب باشند كه خيانت نكنند؛ چون دارای چنين عصمتی نيستند. پس اگر خيانت كنند در برابر خدا و پيامبر(ص) و مردم مسئول هستند و بايد پاسخ بگويند و همين خيانت موجب می‌شود كه به عنوان مرتكب گناه كبيره در دنيا و آخرت عذاب الهی را بچشند.
از نظر قرآن اگر بخواهيم شخصی را ارزيابی كنيم می‌بايست به رفتارهايش نگاه كنيم. بی‌گمان مهمترين رفتارهايی كه براساس آن می‌توان شخص را ارزيابی كرد، رفتارهای مبتنی بر اصول اخلاقی از جمله عدالت، صداقت و امانت است. از اين رو خداوند در بيان نشانه‌شناسی و رفتارشناسی شخصيت‌ها به امانت‌داری توجه می‌دهد و آن را ملاكی برای ارزيابی افراد معرفی می‌كند. (آل‌عمران/ ۷۵ و ۷۶)
در آيات قرآنی در بيان اينكه پيامبران شايستگی رهبری جامعه را دارند، به امانت‌‌داری آنان اشاره می‌كند و می‌فرمايد كه اين پيامبران ساليان سال در ميان شما زيسته‌اند و شما آنان را به امانت‌داری می‌شناسيد. پس با توجه به اين سابقه در امانت‌داری بدانيد كه اينان رسولان امين الهی هم هستند و می‌توانند شما را به سرمقصد كمالات برسانند و محاسن و مكارم اخلاقی را به شما آموخته‌ و شما را بدان تربيت و تزكيه كنند. (اعراف/۶۸؛ شعراء/ ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۳ و ۱۶۲ و ۱۷۸ و آيات ديگر)
پس در انتخاب مسئولان لازم است به مسئله سابقه امانت‌داری آنان توجه كرد، چنان كه در انتخاب همسر، كارگر، كارگزار و خزانه‌دار و مانند آن به اين مسئله اهتمام می‌شود و آن را به عنوان مهم‌ترين معيار در انتخاب قرار می‌دهند. (مؤمنون/۱ تا ۸؛ يوسف/ ۵۵؛ قصص/ ۲۶؛ معارج/ ۳۲)
اما چرا برخی از مردم و مسئولان خيانت می‌كنند كه اين مسئله را بايد در شخصيت آنان جست؛ زيرا هر كسی براساس شخصيت و شاكله خود رفتار می‌كند. (اسراء/ ۸۴)
ريشه بسياری از رفتارهای خلاف اخلاق در اموری چون جهل (احزاب/ ۷۲)، روحيه ظلم و بی‌عدالتی(همان)، بی‌تقوايی (آل‌عمران/ ۷۵ و ۷۶)، خودبرتربينی و انحصارطلبی(آل‌عمران/ ۷۵)، دنيا دوستی، مال دوستی و فرزند دوستی (انفال/ ۲۷ و ۲۸) و مانند آن نهفته است.
انسانی كه آخرت را قبول ندارد، به هيچ اصول اخلاقی پايبند نيست و اگر آخرتی را قبول داشته باشد، ولی سست ايمان باشد، هواهای نفسانی و وسوسه‌های شيطانی، او رابه سوی دنياپرستی سوق می‌دهد و همين مسأله موجب می‌شود كه در امانت‌های الهی و امانت‌های مردم خيانت ورزد و بی‌تقوايی پيشه كند.
انسان مؤمن نه‌تنها اين‌گونه نيست و به كف اخلاق يعنی ادای امانت پايبند است بلكه تمام تلاش خود را می‌كند كه به شكل بهتر امانت را نگه داشته و به صاحب آن بازگرداند حتی اگر شرايط بگونه‌ای باشد كه حفظ و نگه داشت امانت سخت باشد و می‌بايست جانش را در راه حفظ امانت بگذارد. امامان و پيشوايان صالح اسلام اين‌گونه بودند و جان خويش را در راه حفظ امانت و پاسداری از آن دادند. شهادت امامان(ع) از اين‌رو اتفاق افتاد كه آنان خواستند امانت الهی يعنی ولايت و قرآن و فرائض اسلامی رابه عنوان امانات الهی نگه‌داری كنند و از همين روست كه به امربه‌معروف و نهی‌ازمنكر اقدام كرده و جان در اين راه گذاشتند. امام حسين(ع) به صراحت از چنين گذشتی سخن به ميان آورده است.
مسئولان نظام اسلامی می‌بايست نه‌تنها در چارچوب اخلاق عقلی و مدار عدالت حركت كنند كه امانت و صداقت پايه‌های آن را شكل می‌دهد، بلكه بايد فراتر در مدار محاسن و مكارم اخلاقی حركت كنند كه در اين صورت مسئوليت آنان در برابر خدا و خلق بيشتر خواهد بود آموزه‌های قرآنی بر اين نكته تأكيد می‌كند كه محتوا و شكل يعنی جمهوری اسلامی می‌بايست بر مكارم اخلاقی استوار باشد.
اسلام به جمهوريت بها می‌دهد؛ از اين‌رو پيامبران از جمله حضرت صالح به مردم می‌گويد كه من در ميان شما سال‌ها مانده‌ام و شما سابقه امانت‌داری مرا می‌دانيد و حتی شما اميد داشتيد كه مسئوليت‌های جامعه را به عهده بگيرم، اكنون كه به همان سابقه، شما را به رسالت خود از سوی خدا دعوت می‌كنم، مرا نمی‌پذيريد و مجنون به جنون سحر شديد می‌دانيد؟
به هرحال، در آيات قرآنی بر اين نكته تأكيد شده كه مسئولان نظام اسلامی لازم است پاسخگوی خدا و خلق باشند و در راه ادای وظيفه و صيانت از امانت‌های خلق و خدا، جان را نيز فدا كنند. بنابراين، پيمان‌شكنی، خيانت در امانت (كه همان مناصب و پست‌ها و مسئوليت‌های محوله است) هرگز سزاوار هيچ انسانی نيست چه رسد كه از مسلمان و مؤمنی چنين عملی سرزند كه گناه و جرم است.
captcha