کد خبر: 2550183
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۹

بودجه‌ريزی بی‌سابقه در عرصه هنر و تنزل محسوس سطح ذائقه زيبايی‌شناختی مردم

گروه هنر: ميزان بودجه‌ريزی در طول سی سال گذشته به‌ويژه در طول يك دهه گذشته در عرصه كل تاريخ هنری ايران نظير ندارد و در هيچ دوره‌ای به اندازه اين سال‌ها هزينه نشده است و البته در هيچ دوره‌ای هم به اين اندازه سطح ذائقه زيبايی‌شناختی مردم تنزل نيافته است.

مرتضی گودرزی ديباج، مدير مركز هنرهای تجسمی حوزه هنری در بخش اول گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی ايران(ايكنا)، در مورد توجه به هنر متعهد و دينی در سياست‌گذاری‌های فرهنگی كشور به ويژه در سال‌های اخير اظهار كرد: اين موضوع كه مخاطب اثر هنری به يك باره مدير، تصميم‌گيرنده، سياست‌گذار می‌شود، موضوعی است كه متاسفانه كشور را به مسيری برده كه موجب شده ما همواره در حسرت گذشته‌های غنی خود باشيم.
وی در بخش دوم اين گفت‌وگو نيز با اشاره به وضعيت نامطلوب بهره‌گيری از آموزش‌های دانشگاهی در تصميمات عملی و كاربردی اظهار كرد: چراغ پژوهش و آموزش در محورهای ارزشی و اعتقادی و محل مانور ما در نقاط استراتژيك اعتقادی، سياسی و فرهنگی كاملا خاموش است و يك نظر جدی تعيين‌كننده ندارد.
اين هنرمند نقاش در بخش پايانی اين گفت‌وگو عنوان كرد: ما در حوزه عمل، صحيح كار نكرده‌ايم. جالب است كه در برخی حوزه‌ها مثلا حوزه حمايت، بجای اينكه بيائيم چرخه هنر را تقويت كنيم و برای هنر يك بازار و عطش طبيعی در ميان مردم درست كنيم - چنانكه در بسياری از كشورهای پيشرفته كه دين درست و حسابی هم ندارند اين اتفاق افتاده و سال‌هاست كه به همين عنوان عمل می‌كنند - بدون آنكه اين حوزه را بشناسيم و هنرمندان فهيم را دخيل كنيم با همان نگاهی كه در حوزه‌های سياسی- اجتماعی عمل كرده‌ايم، مصوبه‌ای تنظيم می‌كنيم كه پول يارانه‌ای بدهيم و اثر هنری را خريداری كنيم (مصوبه‌ای كه در نيمه‌راه عقيم ماند) اين موضوع دليل بی‌اطلاعی از عالم هنر است.
وی در مورد حوزه ترويج هنر و آثار هنری در جامعه بيان كرد: در اين سال‌ها آثار شبه‌هنری بسيار فراوانی در ميان مردم توزيع شده است، من به جرئت می‌توانم بگويم كه ميزان بودجه‌ريزی در طول سی سال گذشته به‌ويژه در طول يك دهه گذشته در عرصه كل تاريخ هنری ايران نظير ندارد و در هيج دوره‌ای به اندازه اين سال‌ها هزينه نشده است و البته در هيچ دوره‌ای هم به اين اندازه سطح ذائقه زيبايی‌شناختی مردم متنزل نشده است.
گودرزی ديباج ادامه داد: اين پرسش مطرح است كه به چه دليل آثار شبه‌هنری به ميزان فراوان و به اندازه كالاهای عادی از چين و مالزی به داخل بازار كشور تزريق می‌شود و خيلی از مردم به انگاره تزئين و پاسخ دادن به نوعی زيبايی‌شناسی ناقص و توسعه‌نيافته اين آثار را می‌خرند و ميلياردها تومان در سال توسط مردم در غفلت نظام رسمی هزينه می‌شود؟
وی افزود: مشخص است كه مردم ما طالب هنر هستند، اما از آنجا كه سطح ذائقه زيبايی‌شناختی بسياری از آنها توسط سيستم رسمی توسعه نيافته‌ است، مردم پول خود را صرف چيزی می‌كنند كه خيال می‌كنند هنر است. در حالی كه هنر نيست. مجسمه سوسمار و بت و بودا می‌خرند و سيستم رسمی ما يا در خواب است يا خود را به خواب زده است و يا اصلا برايش مهم نيست و نمی‌داند اينها چه تاثيری دارند.
اين مدير هنری گفت: وقتی كه يك وارد كننده در هفته يك تا چندين كانتينر از اين اشياء وارد كشور كرده و آن را توزيع می‌كند و همچنان به كار خود ادامه می‌دهد، پيداست كه اين اجناس فروش دارد. اين آثار تا روستاهای ما هم رفته است، چه كسی پاسخ‌گوست؟
وی تاكيد كرد: وقتی در مورد كاهش سطح ذائقه زيبايی‌شناختی مردم حرف می‌زنيم در اينجا سيستم مستقيما دخالت دارد، چرا كه در ايتاليا، فرانسه و .... كسی اثر هنری ضعيف و شبه‌هنری خريداری نمی‌كند؟ چون همه اثر خوب و بد را از هم تشخيص می‌دهند و سيستم تنها از آثار هنری‌ای همچون فيلم، موسيقی، مجسمه، نقاشی، معماری و... حمايت كرده است كه همه درجه يك بوده‌اند. يعنی مجموعه ساختاری خاصی در آن كشورها شكل گرفته است كه كودكان آن كشورها در آن رشد می‌كنند، زيرا دائما با هنر فاخر روبرو هستند.
اين مدير هنری عنوان كرد: به همين جهت ذائقه بصری، زيبايی‌شناختی شنيداری و ديداری آنها و اساسا فهم آنها در حوزه‌های هنری بالا می‌رود. به همين دليل است كه همچنان آثار شكسپير خريدار دارد، اين در حالی است كه ما حافظ و شاهنامه و خيلی چيزهای ديگر را تنها برای نمايش در قفسه كتابخانه‌مان قرار داده‌ايم. پس آنجا كه صحبت از رشد كلی و نگرش كلی فرهنگی و هنری كشور و جامعه است سيستم رسمی بايد پاسخگو باشد.
وی متذكر شد: قطعاً آثار شبه‌هنری با حمايت سيستم رسمی وارد كشور می‌شود. مجسمه‌های چينی با امضای افراد مسئول وارد می‌شود و آن كسی كه امضا می‌كند كار خود را توجيه می‌كند. اين را بدين خاطر می‌گويم كه آن جناب در مصاحبه خود اعلام كرده است كه ما نمی‌توانيم مجوز ندهيم و ورود مجسمه چينی را منع كنيم. من به شخصه نمی‌دانم پس حضور چنين كسی در چنين جايی برای دادن مجوز چه لزومی دارد؟!
مدير مركز هنرهای تجسمی حوزه هنری بيان كرد: پرسش‌هايی كه جامعه هنری ما می‌تواند از آينده سياسی كشور داشته باشد از اين جنس است. اگر بنا باشد تمدن امروز ما قضاوت شود، بدون ترديد هنر از اولين نقاط محكم، قابل اعتنا و قابل مطالعه‌ای است كه بايد به سراغ آن رفت. كما اينكه وقتی ما تمدن اسلامی را بررسی می‌كنيم در ابتدا به سراغ هنر آن دوران يعنی معماری، خوشنويسی، ادبيات و .... می‌رويم و آن را ارزيابی می‌كنيم. به سراغ هنر می‌رويم زيرا هنر بهترين، شريف‌ترين، حقيقی‌ترين و راسخ‌ترين گزارش را از درون هر جامعه به پرسش‌كننده و نسل‌های ديگر می‌دهد و گزارشگر شريفی است.
وی افزود: وقتی ما هنر را ارزيابی می‌كنيم می‌توانيم در غياب اسناد و مدارك تاريخی نسبت به آن دوره قضاوت دقيق‌تری داشته باشيم. زيرا امكان دخل و تصرف در اسناد وجود دارد و اسناد معمولاً و تقريبا قابل اعتنا نيستند، اما هنر هيچ‌گاه دروغ نمی‌گويد، حتی هنگامی كه تكلف می‌كند در حال گزارش تكلف است و باز هم خوانش آن برای تاريخ شريف است.
گودرزی ديباج مطرح كرد: اينها نكاتی تخصصی است كه متأسفانه ما فكر می‌كنيم با بودجه‌ريزی‌های زياد و باج دادن به دموكراسی و جمعيت زياد می‌توانيم هنر و فرهنگ را به مسير ببريم، در حالی كه اينگونه نيست و ممكن است كسانی كه بتوانند در اين رابطه عمل كنند افراد بسيار اندكی باشند و اگر مدير و سيستمی دارای آن فرهيختگی باشد و به آن بلوغ و فرهيختگی لازم رسيده باشد، می‌ايستد تا فردی كه می‌د‌اند و می‌تواند در عمل وارد شود.
وی اظهار كرد: هنگامی كه مجموعه‌های بزرگ هنری در دوره درخشان تاريخ ما خلق می‌شد سلطان آن دوران خود بدرستی تشخيص می‌داد كه چه كسی می‌تواند، اين قضيه را به شورا نمی‌گذاشت؛ چرا؟ زيرا حتما خود او از درجه‌ای از فرهيختگی برخوردار بوده كه می‌دانسته چه كسی خوب می‌داند.
اين مدرس دانشگاه بيان كرد: با بررسی مديريت‌های هنری در دوران گذشته می‌بينيم كه اين مديريت‌ها به صورت حيرت‌انگيزی پيشرفته بوده‌اند. اينگونه نبوده كه شما به عنوان مدير، مبلغی را در اختيار فيلم‌سازی قرار دهيد و او همه مخارج روزانه و معيشت خود را از آن تأمين كند. اينگونه نبوده كه اگر سفارش تصويرسازی كتابی را به فردی می‌دادند او معيشت خود را در آن ببيند. تامين معيشت همواره از اين قضيه جدا بوده است. مشكل بزرگ و زاويه انحرافی كه ما در مديريت هنری طی اين سال‌ها داشته‌ايم همين مسئله است كه ما معيشت هنرمندان را در كل پروژه‌های تعريف شده و پنهان ببينيم؛ به همين دليل باب كم‌فرشی و اضافه كردن آب به آثار، باب كم‌كاری و سطحی‌نگری، باب استفاده از نيروهای ضعيف باز می‌شود. حتما هنرمند از آثار و اعتبار خود برداشت خواهد داشت تا زندگی خود را تامين كند، در حالی در ادوار گذشته، نيازهای اوليه و معيشتی هنرمند تامين می‌شده است. حيرت‌انگيز اينكه در مواردی مشاهده شده است كه خلق آثار هنری به مزايده گذاشته می‌شود!!
اين پژوهشگر هنر انقلابی مطرح كرد: هنگامی كه هنر در فضای سالم متجلی شود، اگر هنرمندی اعلام كند كه برای ساخت اثرش فلان مبلغ نياز دارد، يا وقتی مجسمه‌سازی 100 ميليون برای ساخت اثرش نياز دارد كارفرما می‌داند كه اين پروژه واقعا به اين ميزان بودجه نياز دارد. مديريت هنری در اين كشور آنچنان دارای مشكلات و نيازهای متفاوت است كه متاسفانه ما قرن‌ها به عقب برگشته‌ايم. در اين مدت نيز عده‌ای برای اينكه جلوی انتقاد كسانی مثل ما را بگيرند مداركی را نيز برای خود فراهم كرده‌اند و به عالم مديريت هنر و فرهنگ پا گذاشته‌اند كه به همين ترتيب زاويه انحراف ديگری رخ داده است.
وی تصريح كرد: طی سال ميليون‌ها تومان صرف خريد آثار شبه‌هنری می‌شود، اين در حالی است كه بخش اعظم هنرمندان ما گرفتار معيشت و نيازمند هستند. جامعه هنری ما آنقدر شريفند كه صورت خود را با سيلی سرخ نگه می‌دارند. اين در حالی است كه اندازه جامعه هنری ما نسبت به قشرها و صنوف ديگر، جامعه كوچكی است و از سوی ديگر پتانسيل بيشتری برای گرداندن اقتصاد و فعاليت‌های حرفه‌ای دارد. به دليل سياست‌های غلطی كه ما اعمال كرديم و همچنان ادامه می‌دهيم بازار درآمدزايی برای اين قشر شكل نگرفته است و ناامنی، زندگی قاطبه هنرمندان را تهديد می‌كند و فكر جدی برای آنها نشده است.
گودرزی ديباج در پايان در مورد مطالبات جامعه هنری از دولت آينده اظهار كرد: انتظار ما اين است كه كار هنر را به كاردان آن، البته از طريق صحيح، بسپارند و به جامعه هنری اعتماد كنند. هنرمندان ما اثبات كرده‌ا‌‌‌‌ند كه اگر شريف‌تر از همه افراد جامعه نباشند، لااقل جزء گروه شريفان و نجبای جامعه ما هستند و به دليل لطافت طبع و رأفت درونی در آنان، اگر نگوئيم بيشتر، ولی همپای ديگر طبقات مخلص و پای كار ايران و انقلاب همواره آماده خدمت بوده‌اند و ما كمتر هنرمند خائن و مزاحم داريم.
وی در پايان خاطرنشان كرد: هنرمندان ما لشكر فرهنگی كوچك، اما بسيار موثر و وفاداری برای كشور خودشان هستند و من معتقدم اگر سيستم سياسی كشور به آنان اعتماد كند و به صورت صحيح آبشخورهای جريان هنری و فرهنگی را بشناسد، به موفقيت نزديك خواهد شد. هنرمندان نه فقط در حد تشريفات و شوراهای مشورتی بلكه در نقاطی كه تصميم‌گيری‌های كلان كشور در حوزه فرهنگ صورت می‌گيرد مورد توجه و مشورت قرار گيرند تا مسير هدايت كشور در عرصه مسائل فرهنگی بهتر شود.
captcha