امام عصر(عج) در دوران غيبت صغری به وسيله نواب اربعه، «عثمانبنسعيد عمروی»، «محمدبن عثمانبن سعيد»، «حسين بن روح نوبختی» و «علیبن محمد سَمُری» با شيعيان در ارتباط بودند. امام(عج) در آخرين روزهای حيات نائب چهارمشان طی نامهای از او درخواست كردند كه پس از خودش كسی را به عنوان جانشين معرفی نكند؛ زيرا پس از رحلت او مرحله دوم غيبت يعنی غيبت كبری شروع میشود.
اما مگر میشد با وجود مشكلات و شبهات جديد در هر عصر و زمان مواجه شد و با امام زمان(عج) در ارتباط نبود؟ امام(عج) خطاب به يكی از ياران خود به نام «اسحاقبنيعقوب» میفرمايند «وَ امَّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعوا فيها الی رُواةِ حَديثِنا فَاِنَّهُم حجتَّی عَلَيكُم وَ اَنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيهِم/ و در مورد رويدادهای زمان بايد به راويان حديث ما رجوع كنيد، كه آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنها هستم» (كمال الدين شيخ صدوق ، ج 2 ، باب 45 ، ص 483).
همين حديث خود به قدر لازم، اين مسئله را كفايت میكند كه چه كسانی جانشينان امام زمان(عج) در عصر غيبت هستند؟ احكام و دستورات اسلامی كه فقها با مراجعه به احاديث و قرآن آنها را استخراج میكنند نيازمند يك ضمانت اجرايی محكم و قوی است كه مقدمه آن تأسيس يك حكومت است. اگر فقها حكومتی نداشته باشند چگونه میتوانند احكام اسلام را به درستی تشريع و تفيهم كنند؟ آيا زير سايه طاغوت، احكام اسلام به درستی اجرا میشود؟ ولايت و حكومت فقها ترسيمی از آن حكومتی است كه مد نظر پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) بوده كه منتهی به سبب اختناق و طاغوتهای زمان، اين نوع حكومت به درجه اجرايی نرسيد.
امام خمينی(ره) پس از قرنها توانست با طرح و اجرای مبحث ولايت فقيه به اين موضوع جامه عمل بپوشاندغ اما چنين حكومتی قطعاً علاوهبر مشكلات، دشمنان داخلی و خارجی بسياری دارد چگونه امام عصر(عج) بدون هيچ واسطهای شيعيانش را ياری میكند؟ امام عصر(عج) در نامهای به شيخ مفيد میفرمايند «ما از اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفی نمیماند ... ما در رسيدگی و [به شما] و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نمیكنيم و ياد شما را از خاطر نمیبريم كه اگر جز اين بود، دشورایها و مصيبتها بر شما فرود میآمد و دشمنان شما را ريشه كن میكردند». (الاحتجاج طبرسی، ج 2 ، ص 596 ).
اگر به حوادث 34 ساله انقلاب نگاهی بياندازيم صحت اين حديث، حتماً برايمان اثبات میشود. در دوران انقلاب، تظاهرات روز 22 بهمن 1357 در خيابانها به فرمان امام خمينی(ره)، شكست كودتای نظامی در ايران، شكست حمله نظامی آمريكا در صحرای طبس، شكست عناصر تجزيه طلب و در دوران دفاع مقدس حوادثی مانند شكست حصرآبادان، آزادسازی خرمشهر، موفقيت در عملياتهای مختلف و ... و در سالهای اخير هم میتوان به حوادث سال 1388 اشاره كرد.
نمیدانم چرا در اين چهار سال رسانهها به فرازهای پايانی خطبه مقام معظم رهبری در روز 29 خرداد 1388 كمتر اشاره كردهاند؟ در لحظاتی كه هم دنيای استكبار و هم دوستان انقلاب توجهشان به ايران جلب شده بود، ايشان توجه همه را به امام عصر(عج) جلب كرد و به همه دنيا گفتند كه رهبر و صاحب اصلی ما ايشان هستند.
اگر به حوادث ابتدايی و انتهايی اين سال نگاه بيندازيم میبينيم كه خاتمه آن و خلق حماسه 9 دی، همه و همه از دعای امام عصر(عج) بوده است. به راستی مقام معظم رهبری بيشتر از هركس ديگر به متن نامه امام(عج) به شيخ مفيد معتقد است.
خطاب آخر به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه(ارواحنا فداه) كه اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام میدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبرویى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد.
همه اينها را كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما، صاحب ما تویى، صاحب اين كشور تویى، صاحب اين انقلاب تویى، پشتيبان ما شما هستيد، ما اين راه را ادامه خواهيم داد. با قدرت هم ادامه خواهيم داد، در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.