حق همنشين آن است كه با او با ملايمت رفتار كنی و با خوشرويی وی را بپذيری و در گفتگو با او منصفانه رفتار كنی و يكباره نظرت را از وی برنگيری.
هرگاه سخن گفتی مقصودت از گفتوگو با وی، فهماندن به او باشد و اگر تو همنشين او شدی، اختيار با توست كه هرگاه خواستی از نزد وی برخيزی. ولی اگر او با تو آغاز هم نشينی كرده باشد، اختيار برخاستن با اوست و از نزد او برنخيز مگر اين كه از او اجازه بخواهی.
اما حق همسايه آن است كه در غياب او نگاهبانش باشی و در حضور گرامیاش بداری. در همه حال يار و مددكار او باشی.
در صدد پیبردن به اسرار او مباش و از بدیهای او جستجو نكن تا بر آن آگاه شوی. بر آن چه دانستی چون قلعهای محكم و پردهای ضخيم باش به گونهای كه اگر نيزهها به جستجوی آن بر آمدند، آن را نيابند چون آن دژ و پرده، پيچيده و پوشيده است.
به سخنی كه به ضرر اوست گوش مده و در سختیها او را رها مكن و در هنگام فرا رسيدن نعمت به او حسادت نورز. از لغزش او در گذر و خطاهايش را ببخش.
در مقابل نادانی وی، از بردباری ياری جو و رفتار دوستانه با وی پيشه كن. زبان دشنام را از وی بگردان و اگر كسی در آشكار با خيرخواهی با وی دغلی كرد، مكر او را باطل كن و با او بزرگوارانه معاشرت كن.