کد خبر: 2554789
تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۶

نشست «شرح و تفسير خطبه يازدهم نهج‌البلاغه» در قم برگزار شد

نشست «شرح و تفسير خطبه يازدهم نهج‌البلاغه» با حضور كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در جمع اعضای طرح ياوران نماز در اين استان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين محمود لطفيان‌سرگزی، كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در جمع اعضای طرح ياوران نماز در هيئت متوسلان به قمر‌بنی‌هاشم محله چهل اختران خيابان آذر قم، اظهار كرد: خطبه يازدهم نهج‌البلاغه، خطاب به «محمدبن‌حنفيه» است. نام او خصوصاً در ايام عاشورا كه فراوان ذكر وصيت به او به ميان می‌آيد.
وی ادامه داد: امام حسين(ع) وصيتش را به او كرد كه تعبير منشور جاويد نهضت حسينی، برای اين وصيت‌نامه، تعبير درستی است. محمدبن حنفيه، برادر امام حسن و امام حسين(ع) محسوب می‌شود و بسيار ارادتمند اين دو برادر بوده است.
حجت‌الاسلام لطفيان عنوان كرد: «محمدبن‌حنفيه» فرزند امام علی(ع) است؛ اما مادرش حنفيه است(حنفيه، اسم نيست بلكه لقب است و اسمش «خوله» بود. دختر يكی از مردان با شخصيت كه در يكی از جنگ‌ها به اسارت درآمد و اميرالمؤمنين حضرت علی(ع) او را خريد و آزادش كرد و به همسری خود درآورد و می‌توان گفت كه قطعاً بعد از شهادت حضرت صديقه طاهره(س) بوده زيرا تا حضرت زهرا(س) زنده بودند؛ مولا علی(ع) همسر ديگری انتخاب نكردند).
وی افزود: فتح دل‌ها بيشتر از فتح خاك، مهم است و پيامبر اسلام(ص) تا قبيله‌ای به اسلام روی می‌آورد، معلمی را نزد آنها می‌فرستاد تا به آنها تعليم دهد. مولا علی(ع) در اين قسمت، هفت جمله به فرزندش «محمدبن‌حنفيه» دارد كه يكی از آنها عمومی است و باقی مربوط به تاكتيك‌های جنگی است.
مدير كانون نويسندگان نماز در بيان جملاتی كه عموماً استفاده می‌شود، گفت: «تزول الجبال ولاتزول؛ اگر كوه‌ها متزلزل شدند تو تكان نخور» (اگر كوه‌ها هم از جا كنده شدند، تو كنده نشو- ابن ميثم/ ج1/ص287)، كه اين اختصاص به جبهه ندارد بلكه مربوط به همه مقاطع زندگی است و يك از ويژگی‌های مؤمن است. در «بحار» آمده است كه مؤمن در دين‌اش از كوه‌های محكم هم محكم‌تر است. البته كوه‌ها را هم گاهی می‌تراشند كه اگر امروز بود و مولا آنگاه امكان داشت می‌فرمودند می‌بُرند جبل را همانند يك غالب پنير و به همين راحتی يك كوه می‌تراشند و جای آن ساختمان بنا می‌كنند ولی اگر مؤمن را قطعه قطعه هم كردند، دست از دينش بر نمی‌دارد و مؤمن كسی است كه دينش در همه حال دفاع می‌كند.
حجت‌الاسلام لطفيان ادامه داد: و اما جمله سوم اينكه «جمجمه‌ات را پيش خداوند عاريت بگذار (عاريت يعنی چيزی كه انسان پيش كسی می‌گذارد و پس از مدتی از او پس می‌گيرد) اين جمله به چه معنا است؟ اگر كه شما جمجمه‌ات را از دست دادی، در واقع چيزی از دست نداده‌ای بلكه آن را به خدا عاريت دادی و اين عاريت گيرنده كه خداوند است در زمان خودش سالم تحويل می‌دهد و چيزی را از دست نداده‌ای.
وی بيان كرد: در جای ديگر آمده است «تد فی الأرض قد مك؛ قدمت را محكم بگذار و نگه‌دار و عقب‌نشينی نكن». البته عقب‌نشينی تاكتيكی، اشكال ندارد اما فرار از دشمن، نشان دهنده ضعف است و بسيار وحشتناك زيرا باعث ترس، وحشت و فرار ديگران هم می‌شود).
وی يادآور شد: در مورد ياران سيدالشهداء(ع) ويژگی وجود دارد كه در سپاه دشنان نبود. هيچ‌كدام از ياران حضرت اباعبدالله(ع) از پشت خنجر نخوردند و همگی از جلو مجروح شدند و خنجر خوردند و اين بدين معنا است كه عقب‌نشينی در قاموس اينها نبوده و شجاعانی بودند كه مردانه جلو می‌رفتند و كسانی بودند كه مرگ را ترسانده‌اند.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم در توضيح جمله «ارم ببصرك أقصی القوم»، گفت: اين جمله به آن معنی است كه نبايد در جنگ و نبرد تنها اطراف خودت را نگاه كنی بلكه نقطه‌های دورتر از خودت را هم نظاره كن كه از آن ناحيه ضربه نخوری. اين يك جمله نظامی است و می‌توانيم كه اين جمله را القاء خصوصيت كنيم و بگوييم كه اين تنها اختصاص به جبهه نظامی ندارد بلكه در جبهه‌های غيره مانند جبهه فرهنگی نيز بايد آن را رعايت كرد و به گونه‌ای باشد كه چشم‌اندازهای دورتر را هم در نظر گرفت به خصوص در شرايط كنونی كه به نظر می‌رسد، يك جبهه نظامی نيست و جبهه‌ای كه امروزه در برابر اسلام اقداماتی انجام می‌دهد جبهه‌ای فرهنگی است و جبهه فرهنگی است كه بسيار حساس است.
وی عنوان كرد: در اين جمله «و غُضّ بصرك،غضّ بصر»، به معنای غمض بصر نيست زيرا غمض بصر به معنای بستن كامل چشم است در حاليكه غضّ بصر، شكستن نگاه است كه در قرآن كريم آمده ست «قل للمؤمنين يقضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن»، نكته بسيار جالبی كه در اين آيه وجود دارد اين است كه قرآن كريم هم چشم‌چرانی مردها را منكر می‌داند و هم چشم‌چرانی زن‌ها را، در صورتيكه در عرف و سخنان ما تنها مردان را نهی می‌كنيم وليكن هر دو مورد منظور هستند هم نگاه آلوده مرد به زن نامحرم و هم نگاه آلوده زن به مرد نامحرم. در روايتی است كه خداوند متعال شديداً غضب كرده و يا غضب می‌كند بر زن شوهرداری كه خيره شود بر مرد نامحرم.
حجت‌الاسلام لطفيان ادامه داد: پس غضّ، به معنای شكستن نگاه است و حال بدين معنا است كه به چهره دشمن خيره مشو و دليل آن، اين است كه اگر به چهره دشمن نگريستی چه بسا كه عِدّه و عُدّه (كثرت لشكر دشمن) تو را بگيرد و مرعوب شويد؛ لذا برای جلوگيری از اين مرعوبيت می‌فرمايد «و غضّ بصرك».
وی افزود: حضرت در كلام 124 می‌فرمايد «غضّوا الابصار فانّه أربط للجأش و أسكن للقلوب؛ نگاهتان را بشكنيد. ( به عِدّه و عُدّه دشمن خيره نشويد) كه اين سبب قوّت قلب و سبب آرامش قلب می‌شود». و در جای ديگر می‌فرمايد «وأعلم أنّ النّصر من عندالله سبحانه؛ باور داشته باش كه نصرت واقعی فقط از ناحيه خداوند متعال است».
لطفيان ادامه داد: در اينجا مطلب جالب اين است كه بايد توجه داشت كه اين نصرت، هم در زمان جنگ و هم در غيرزمان جنگ وجود دارد و همين نصرت خداوند در قرآن نيز ذكر شده است. اين آيات علی اقسام و قسم اول آيات با همين مضمون كه نصرت واقعی از ناحيه خداوند است، آمده است (آل عمران /126) «و من نصر الامن عندالله عندالله العزيز الحكيم؛ كه نصرت واقعی از اوست».
اين كارشناس علوم قرآنی بيان كرد: دليل آن در همين سوره آل‌عمران آمده «ينصركم الله فلا غالب لكم و ان يخذولكم فمن ذالذی ينصركم من بعده؛ اگر مشمول نصرت خداوند قرار گرفتيد هيچ‌كس نمی‌تواند بر شما غلبه كند و اگر خدا كمكتان نكرد (خذلان در مقابل نصرت است) و تنهايتان گذاشت هيچ‌كس نخواهد توانست كه شما را كمك كند». اين گروه از آيات كه بيان شد و همچنين گروه ديگر آيات نصرت خداوند، آياتی است كه نصرت خداوند متعال را مشروط می‌كند بر آنكه اگر شما خدا را كمك كرديد خدا هم ناصر شما خواهد شد.
وی عنوان كرد: خداوند در سوره محمد(ص) می‌فرمايد «يا ايها الذين آمنوا ان تنصرالله ينصركم» و همچنين در سوره حج آمده است «ولين ينصر الله من ينصره ان الله قوی عزيز». در سوره توبه می‌فرمايد «واعلموا انكم غير معجزالله؛ مطمئن باشيد كه شما نمی توانيد خدا را ناتوان كنيد». پس در واقع تأييد حجت خدا از مصاديق بارز نصرت الهی است، تأييد پيغمبر خدا در حقيقت، تأييد خدا است و همچنين تأييد اميرالمؤمنين حضرت علی‌بن‌ابيطالب(ع) همان تأييد پيامبر خداوند متعال است. «اللهم و ال من والا و عاد من عادا و نصرمن نصره و اخذل من خذل» زيرا اينها عبد محبوب خداوند هستند و حب و دوست داشتن محبوب خدا، حب خداوند است و آنچنان كه آنها علی را تنها گذاشتند در واقع تنها گذاشتن خداست و باز هم تأكيد می‌كنيم كه پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) هر دو عبد صالح خداوند هستند و تأييد آنها، تأييد خداوند است زيرا خداوند متعال آنها را بزرگ داشتند.
حجت‌الاسلام لطفيان ادامه داد: و اما مصداق دوم نصرت خداوند در سوره حج آمده كه می‌فرمايد «افمن الذين يقاتلون بانهم ظلموا فان الله علی نصرهم لغدير و لو لا دفع الله خاص بعضهم ببعض لحدمت صوامع وبيع و مساجد يذكر فی حب الله كثيرا؛ اگر دفاع جانانه مؤمنان نبود، هر جايی كه نشانی از خدا داشت از بين می‌رفت». اگر متدیّنين نباشند كه از حريم دين دفاع كنند، آنوقت كسانی كه با خداوند مخالفت دارند نمی‌گذارند از نشان‌های خدايی چيزی باقی بماند.
وی افزود: خداوند در سوره صافات می‌فرمايند «ولقد سبقت كتمنا لعابدن المرسلين انهم لهم المنصرون و ان جندنا لهم الغالبون؛ كه اين قانون ما است كه ما، بندگان مرسلمان و پيامبرانمان را كمك می‌كنيم و جند و لشكريان ما غالب هستند» يعنی ترديد نكنيد در اينكه افراد خدايی مورد حمايت او قرار می‌گيرند.
لطفيان بيان كرد: سيدالشهدا(ع) در مقابل پيشنهاد «عبدالله بن عمر» كه به حضرت گفت به كوفه نرو كه می‌ترسم كشته شوی، حضرت در جواب فرمودند «بنی اسرائيل در يك بين الطلوعين (اذان صبح تا طلوع آفتاب) 70 هزار پيامبر خدا را كشتند و اول صبح هم آمدند دكّان‌هايشان را باز كردند و مشغول خريد و فروش شدند گويا كه اصلاً نه قتل و نه كاری انجام داده‌اند» و در يك نقلی هم آمده است كه 40 پيامبر را به قتل رساندند. برای نمونه سر حضرت يحيی(ع) را بريدند و آن را به عنوان هديه برای يك زن فاسقی بردند كه اين اولين سری است كه برای يك فاسقه به عنوان هديه برده شد.
اين محقق و پژوهشگر علوم قرآنی عنوان كرد: و نمونه ديگر از انبياء، حضرت زكريا كه برای حفظ جانشان در درخت قطوری مخفی شدند وليكن، دشمنان درخت را از وسط ارّه كردند تا او را بكشند. با توجه به پاسخ امام حسين(ع) پرسش اين است كه اگر نصرت خدا همراه آن بزرگواران بوده پس شهادت چگونه قابل توجيه است و چگونه تفسير می‌شود؟ در واقع اين پرسش ناشی از اين است كه نصرت را تنها يك امر ظاهری و غلبه ظاهری می‌پنداريم در حالی‌كه نصرت در نگاه قرآن فراتر از نصرت مقطعی و ظاهری است. خداوند، در تمامی جنگ‌ها پشتيبان پيامبرانش بود ليكن با اين حال، دندان پيامبر اسلام(ص) را شكستند همچنين در جنگ احد، 70 نفر را نيز به شهادت رساندند؛ اما در جنگ بدر تنها حدود 10 نفر از اصحاب پيامبر(ص) به شهادت رسيدند.
حجت‌الاسلام لطفيان در پايان يادآور شد: به همين ترتيب در جنگ‌های ديگر از اين دست اتفاقات افتاده است. بايد توجه داشت كه در جنگ، اسارت، كشته و مجروح شدن و ... وجود دارد و اينگونه نيست كه نقل و نبات تقسيم كنند، بنابراين نصرت را بايد فراتر از پيروزی‌های مقطعی بگيريم و مهمترين مسئله ماندن و پايداری پيام و راه و مسير حق است و اگر امروز يادی از معنويت در جهان می‌شود به بركت همين انبياء است؛ زيرا در اين دنيای وانفسای مادی، جريان معنويت تنها در حوزه انبياء و اولياء وجود دارد.
captcha