هفت روز از اقدام تروريستی در منطقه الجيزه مصر كه به شهادت پنج نفر از محبان خاندان وحی(ع) از جمله شيخ شحاته، مستبصر برجسته منجر شد میگذرد؛ اين حادثه در عين آنكه بسيار دلخراش و نفرتانگيز بود، فوقالعاده عبرتآموز بود و البته پرسشهای فراوانی نيز در مورد خود بهجای گذاشت.
اول آنكه وحشیگری صورتگرفته در اين تهاجم دستهجمعی بههيچ عنوان در تاريخ خشونتهای سه سال اخير مصر در جريان بيداری اسلامی چه پيش و چه پس از سقوط مبارك، سابقه نداشته است و حتی در مقطع زمانی ميان استعفای مبارك و استقرار مرسی كه قدرت در دست شورای نظامی بود و اعتراضات مسالمتآميز به درگيریهای خيابانی تبديل شد چندين قربانی داد، هيچگاه چنين حدی از خشونت نه ميان انقلابيون و ارتش و نه ميان موافقان و مخالفان مرسی روی نداد.
اين واقعه تأسفبار هرچند ممكن است بهعنوان يكی از پيامدهای وضعيت آشفته مصر در نتيجه درگيریها و هماوردیهای ميان موافقان و مخالفان هيئت حاكمه مصر تلقی شود اما در حقيقت بايد در بطن اقدامات تروريستی گروههای وهابی بر ضد مكتب اصيل اهل بيت(ع) مورد بررسی قرار گيرد؛ اقداماتی كه نمونههای فراوان آن را سالهاست بهويژه پس از جنگ دوم خليج فارس و سقوط صدام در عراق شاهد هستيم اگرچه با شيوهای متفاوت.
از آنجا كه تحليلگران تأكيد كردهاند در صورت تداوم روند شيعهستيزی و تفرقهافكنی ميان مذاهب اسلامی، حمله وحشيانه شب نيمه شعبان به روستای الجيزه، آخرين مورد از اقدامات تروريستی عليه پيروان خاندان عصمت و طهارت(ع) در مصر نخواهد بود، دقت در نحوه سازماندهی جمعيت مهاجم، احتمالاتی را مطرح میكند كه ذهن را در تبيين جامعتر واقعه ياری میدهد و مهمتر از اينكه از تكرار آن تا حد ممكن جلوگيری میكند.
اگر در عراق، حملات تروريستی عليه مسلمانان در مناطق شيعهنشين با روشهای انتحاری و بدون به جا گذاشتن كوچكترين ردی از عامل جنايت و عوامل پشت پرده آن صورت میگيرد، اما در مصر، جنايت عليه پيروان يكی از مذاهب رسمی اسلامی با تحريك جمعيت فريبخورده و گسيل آنها به محل برگزاری مراسم گراميداشت ولادت حضرت مهدی(عج) صورت گرفته است.
بهعكس حملات تروريستی رايج عليه شيعيان در عراق كه دفعتاً و در لحظه بهصورت انتحاری از سوی چهرههای ناشناخته رخ میدهد مهاجمان به روستای الجيزه بدون هيچ نقابی بر چهره و در مدتزمان بهمراتب طويلتری مبادرت به كشتار قربانيان كردند؛ از آنجا كه امروز، تلفن همراه مجهز به دوربين فيلمبرداری در اقصینقاط در دسترس و مورد استفاده عموم است، نمیتوان مهاجمان را به بیاحتياطی و غفلت نسبت به احتمال انتشار تصاويرشان در رسانهها متهم نمود، بنابراين به يقين میتوان گفت آنان هيچ واهمهای از افشای عامليت و مشاركت خود در اين ماجرا نداشتهاند.
اين نكته مبين چند مطلب است؛ يا به مهاجمان از سوی طراحان اصلی جنايت مهاجمان، اين اطمينان داده شده بود به علت حجت به اصطلاح شرعی ناشی از فتاوای علمای تكفيری، هرگز تحت پيگرد قرار نخواهند گرفت و يا در صورت دستگيری با فشارهايی كه بر نيروهای امنيتی مصر وارد خواهد شد و يا به موجب هماهنگیهايی كه از پيش صورت گرفته است نهايتاً تبرئه خواهند شد.
دوم میتواند ناشی از القای اين توهم باشد كه از آنجا كه اهل بيت(ع) جايگاه قابل توجهی در ميان مردم مصر ندارند پس حمله آشكار به پيروان آنان، هيچ تبعاتی ناشی از حس انتقامجويی يا قصاص از سوی اقليت شيعه نسبت به عوامل تهاجم مترتب نمیكند؛ البته نتيجه محاسبات عوامل تكفيری، تصادفاً درست از آب در میآيد زيرا رهروان راه ائمه معصومين(ع) به دلايل متعدد و نه به علت ترس از در اقليت بودن در هيچ نقطهای از جغرافيای اسلام، دست به عمل متقابل نزده و نمیزنند.
از جمله اين دلايل میتوان به حاكميت عقل و اعتدال بر مشرب فكری، تعهد علمای شيعه به حفظ وحدت و پرهيز از هرگونه سخن و عمل تفرقهانگيز حتی در مقام پاسخگويی با ادبيات مشابه به اظهارات موهن و فتاوای تكفيرگرايانه و محترم شمردن خون برادران مسلمان از هر مذهب و فرقهای اشاره كرد.
نكته جالب توجه ديگر در كشتار شيخ شحاته و يارانش، عدم استفاده از سلاح گرم و استفاده از سلاح سرد _ باتوم _ بود كه شناعت بیسابقهای به اين تهاجم بخشيد، اين ددمنشی بههمراه جسارتی كه پس از قتل نسبت به اجساد مطهر شهدا شد، نشان میدهد، مهاجمان صرفاً مأمور به قتل نبودهاند بلكه متأثر از تحريك طرحريزان اصلی ماجرا ـ كه شايد هنوز بهطور مصداقی مشخص نباشند اما مسلماً میتوان سايههای مفتيان تكفيری وهابی را در پس پرده مشاهده كرد ـ موظف شدهاند كينه و عداوت عميقی نسبت به پيروان خاندان رسالت نشان دهند.
بیشك، وهابيون تكفيری بيش از هر كس ديگر از ريشهدار بودن ارادت گسترده به اهل بيت(ع) در مصر خبر دارند و چون بهرغم تبليغات وسيع مسموم خود عليه تشيع، به هدف خود در ايجاد نفرت عمومی از شيعيان دست نيافتهاند، طبيعی است كه بكوشند با چنين اقدامات خشنی به زعم خود در دل شيفتگان آل علی(ع) رعب ايجاد كرده و ايشان را از اظهار و ابراز مذهب خود باز بدارند تا با هرچه قليلتر نشان دادن آنان، بكوشد در آينده سياسی مصر، پيروان خاندان وحی را از حقوق مذهبی، سياسی و اجتماعی خود محروم كند.