از بدو تأسيس حكومت اسلامی مهمترين مراكز تجمع، عبادت، آموزش معارف دينی و علمی، تصميمگيری و ساير مسائل مهم مسلمانان، مساجد بوده است. در جريان انقلاب اسلامی ايران، امام خمينی(ره) كوشيد مساجد را احيا كند كه دراين ميان، جذب نوجوانان و جوانان به عنوان آيندهسازان جامعه اسلامی بسيار اساسی به نظر میرسد.
مسجد میتواند شخصيت نوجوان و جوان را مطابق آموزههای دينی بارور و روح خداجويی و عدالتخواهی را در اعماق وجود آنان ريشهدار سازد. پس لازم است راهكارهای جذب جوانان و هدايت آنان به مساجد، شناسايی شود و مورد اهتمام قرار گيرد تا رفته رفته زمينههای حضور فعالتر جوانان در مساجد فراهم شود.
از جمله راهكارهای جذب جوانان به مساجد میتوان به اقدامات زير اشاره كرد:
از آنجايیكه طبع نوجوانان وجوانان، پاك، زيبادوست و پر نشاط میباشد، لذا به مكانهای پاكيزه، زيبا، جذاب و دلپذير بيشتر گرايش پيدا میكند . بنابراين برای جذب آنان به مساجد بايد به معماری اسلامی ايرانی توجه كرد و اين مكانها را آراسته و پاكيزه ساخت، فرشهای مسجد تميز و پاكيزه بوده، روشنايی در حد مطلوب و مسجد همواره معطر و خوشبو باشد و نماز گزاران با لباس پاكيزه و بوی خوش وارد مسجد شوند.
مساجد اين ظرفيت را دارند تا مجتمعی باشند كه كتابخانه، سالن مطالعه،كلاسهای هنری، كارگاههای مهارتافزايی، كافی نت، بانك نرم افزار و...را در كنارديگر فعاليتهای خود در بر داشته باشند.
مقام معظم رهبری میفرمايند: « برای تبيين ژرفای نماز و معرفی رازها و زيبايیهای آن، دست به تلاش پیگير و همه جانبه زده شود» (پيام به اجلاس ششم، 1376، ص6). در حديثی پيامبر اكرم (ص) میفرمايند: «اگر مردم ارزش اذان گفتن و شركت در نماز جماعت را میدانستند، برای اين كار قرعهكشی میكردند.»(بحارالانوار ،ج 88 به نقل از جعفری، 1388، ص 73). بايد گفت درصورت ارائه هنرمندانه اينگونه آموزهها قطعا ميزان انگيزش نسل نو جهت ورود به فعاليتهای مسجد افزايش خواهد يافت.
جوان و نوجوان دوست دارد در اجتماع ايفای نقش كند و ديگران به نظرات او توجه داشته باشند. مسجد اگركانون توجه به اين قشر باشد، شاهد گرمی حضور فعال آنان درمساجد خواهيم بود. رسول اكرم (ص) می فرمايند : «عليكم بالاحداث» يعنی بايد به نسل نو توجه كنيد.
سنين جوانی از نظر روانشناسی سنين عرفانی معرفی شده، زيرا جوانان در اين سنين به دلايل تحولات خاص روحی و روانی به مسائل روحانی به شدت متمايل میشوند. نياز جوانان به عرفان و معارف قرآنی است كه نه تنها با حالات عرفانی و نماز مطابق است، بلكه اگر به وسيله نماز و دعا و برنامههای تربيتی ارضاء نشود جوانان به عرفانهای نوظهور، صوفیگری و امثال آن روی خواهند آورد. در سنين جوانی انسان به استنتاج دست میيابد و اصول عقايد را با تحقيق میپذيرد و از تقليد پرهيز میكند. اگر مسجد طراز اسلامی مركز ارائه معنويت اصيل و معرض عقائد صحيح دينی باشد مأمن و پايگاه انديشه نسل نو خواهد شد.
آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. مبلغ و دعوتكننده بايد مومن به آن چيزی باشد كه ديگران را بدان دعوت میكند. دل او به آنچه میگويد بايد آرام باشد. دل میتواند دل را هدايت كند. دعوت و تبليغ ما هنگامی مؤثر است كه نشأت گرفته از درون باشد و اين، نياز به ايمانی دارد كه در جان آدمی ريشه دوانده است بنابراين اين يك هشدار است برای دستاندركاران اين امر كه اگر باوری راستين عامل حركتشان نباشد نخواهند توانست در ديگران نفوذ كنند (قائمی ، 1375، ص 27). امام صادق (ع) نيز ضرورت مطابقت قول و فعل عالمان و واعظان را اينگونه بيان فرموده است« اگر عالم و دانشمند به علم خود عمل نكند، موعظه و اندرز او از دلها میلغزد، آن چنان كه باران از روی سنگ صاف و نشيبهای لغزنده كوه صفا لغزان است» (كافی، جلد 1، ص 44).
بنابراين مهمترين گام در تأثيرگذاری دعوتكننده و مبلغ مطابقت گفتار با كردار وی است. حال بايد دقت شود كه مؤثرترين روش تبليغی و تربيتی كدام است؟ در تربيت چند چيز شرط است، يكی مشافهه و چشم به چشم بودن و نكته بعدی محبت و تقدس » (تقی قرائتی ، 1380، ص 98). توجه به اين امر لازم است كه « هدف ما آنهايی هستند كه نماز نمیخوانند و يا به مسجد نمیروند و میخواهيم به نماز و مسجد دعوتشان كنيم، برای آنها بايد برنامه داشته باشيم و يكی از برنامههای مهم ارتباط مستقيم است.»( افشار، 1376، ص 155) بنابراين در اين زمينه میپذيريم كه«تربيت بايد نفس به نفس باشد، جوان به جوان، جوانهای نمازخوان و مسجدی میتوانند جوانهای ديگر را جذب مسجد بكنند و همسالان خودشان را به پای نماز بياورند.» ( فقيهی، 1376، ص 165).
لازم به نظر می رسد امام جماعت و هيئت امنا جهت انس با نوجوانان و جوانان وقت كافی صرف كنند تا در رهگذر دوستی و رفاقت به اهداف تربيتی دست يابند.
گاهی برخی عوامل محلی و منطقهای باعث دفع نوجوانان و جوانان از مسجد میگردد. بايد آنها را شناخت و در صدد اصلاح آن برآمد. از اين عوامل میتوان به بی رغبتی به حضور در مسجد به جهت بد رفتاری برخی نمازگزارن، همفكر نبودن با امام جماعت از نظر ديدگاه سياسی، عيبهای احتمالی بستگان و نزديكان امام جماعت، طول كشيدن نماز جماعت، رفتار نامناسب متوليان و دستاندركاران مسجد و...اشاره كرد.
ذهن جوان سرشار ازپرسش است. طوفانی از پرسشها و پيچيدگیها در ذهن اوست. آرمان طلب و تعالیخواه است. روح پر متلاطم و پر كشش او قرار وآرام ندارد. اگر مامنی باشد و امام مسجد عالم و امينی كه جوانان در حضور او آرام و قرار يابند و با كمال آرامش، نظر و پرسش خود را مطرح كنند و پاسخ بشنوند و نگران نباشند كه مبادا متهم شوند، مبادا تكفيرشان كنند، و انگشتنما شوند، به مساجد جذب میشوند، زيرا روح جوان مثل ماهی از مقابل فشار و تنگنا میگريزد.
اين دو نبايد از هم جدا باشند. طبيعت نياز دارد به مراكز تفريحی، فطرت هم نياز دارد به مساجد. ما بايد در كنار مساجد مراكز تفريحی – ورزشی و در كنار مراكز تفريحی – ورزشی مراكز عبادی داشته باشيم و بهترين عبادتها آن وقت میشود كه انسان طبيعتش با نشاط گردد تا اين نشاط مقدمه نشاط معنوی او در مسجد و نماز و عبادت شود.
مولف: مرتضی عزيزی