محمود مطهرینيا، مدير سابق گروه مهدويت پژوهشكده فرهنگ، هنر و ارتباطات در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه سينمای غرب نگاه به آخرالزمان را چند دههای است كه به عنوان محور توليداتش قرار داده، اظهار كرد: موضوعات آخرالزمانی چند دههای است كه در سينمای هاليوود روسوخ پيدا كرده است؛ در اين ميان مجيد شاهحسينی يك دستهبندی بسيار خوب از اين دسته كارها در هاليوود انجام داده كه در كتاب «پيشگويیها و آخرالزمان» چاپ شده است. از جمله اين دستهبندیها میتوان به؛ آخرالزمان طبيعی، آخرالزمان تكنولوژی، آخرالزمان دينی، آخرالزمان علمی و ... نام برد كه در هر يك از اين بخشها به نوعی به اين موضوع پرداخته شده است.
وی افزود: در ميان طبيعی است در اين دسته توليدات آثاری وجود داشته باشند كه در آنها نگرههای سياسی نمود عينی داشته باشند. در اين كارها سعی میشود يك جريانی به عنوان معارض دنيای مدرن (آمريكا) به مخاطبان معرفی شود. دسته ديگر از توليدات هم با اتكا به نگاههای دينی به موضوعات مورد نظر میپردازند كه هزارهگرايی يكی از اين قبيل توليدات است و فيلم «in of ceim» مثالی روشن برای اين موضوع است. در اين فيلم شيطان درصدد است به روی زمين بيايد، اما فداكاری چند نفر سبب میشود كه دجال نتواند به اهداف خود برسد.
اين پژوهشگر ادامه داد: در كنار اين دست فيلمها، كارهايی چون «noein» هستند كه با تكيه بر انديشههای پروتستانی – صهيونيستی (دينی – سياسی) كه با سياست آغشته شده موضوع آخرالزمان را مورد نظر دارد. در اين فيلمها قرار است پيش از آمدن مسيح يكسری اتفاقات سياسی و اجتماعی روی دهد تا در نهايت مسيح ظهور كند. برای اين گفته مثال روشن فيلم آخر برد پيت «جنگ جهانی ضد» است كه در ان به صراحت اسامه بن لادن و مسلمانان به عنوان زامبی نشان داده میشوند. «سياره ميمونها» مثالی ديگر برای نگاههای دينی سياسی است؛ در اين كارها هم به وضوح به شاخصههای شيعه و بحث انتظار نظر و حمله شده است.
مطهرینيا در ادامه بحث تاكيد كرد: هنگامی از سياسی بودن برخی از آثار دينی و آخرالزمانی هاليوود سخن میگوييم گواهش اين مسئله است، فيلمسازانی در هاليوود فرصت خودنمايی و كار پيدا میكنند كه خود را با سياستهای صهيونيستی آنجا هماهنگ كنند، البته ممكن است در هاليوود هم چند كار ضد صهيونيستی انجام شود يا فيلمسازان مسلمان هم فرصت كار كردن پيدا كنند، اما توجه و تبليغات به روی كارهايی متمركز میشود كه سياستهای هاليوود را تأمين كند.
اين سينماگر در بخش ديگری از سخنان خود توضيح داد: سياسیكاری هاليوود تنها اسلام را مورد هجمه قرار نداده، بلكه در برخی مواقع مورد اعتراض واتيكان نيز قرار گرفته است كه برای مثال فيلم «تمام وسوسههای مسيح» از سوی واتيكان تحريم شد. مثالی ديگر برای اين موضوع فيلم «جنگير» است كه نگاهی انتقادی به كليسای كاتوليك دارد؛ در آن فيلم كه میبينيم كشيش سنتی قادر به انجام كار مورد نظر نيست، اما كشيش جوان و دانشگاه رفته به خواسته مورد نظر دست پيدا میكند؛ رويكردی كه به كليسای سنتی كاتوليك نقد دارد.
وی در پاسخ به اين سؤال كه در فيلم «2012» نگاه به آخرالزمان ريشه در انديشههای سرخپوستی دارد، اين رويكرد را چگونه میتوان ارزيابی كرد؟ گفت: ما درباره اين فيلم يك پژوهش كامل كرديم كه بيان آن در اين جلسه حداقل 3 ساعت زمان میبرد، اما همين اندازه بگويم كه نگاه به موضوع مورد نظر «2012» تنها به اين فيلم خلاصه نشده، بلكه مجموعه كارهايی بوده كه در اين حوزه انجام شده است. نكته ديگر اين بود كه ذهن مردم جهان به واسطه اين فيلم منحرف شود؛ بدين معنا كه مردم در پی اين بودند كه ببينند آيا واقعا در تاريخ 21 دسامبر قرار است اتفاقی روی دهد.
اين پژوهشگر در بخش ديگری از اين گفتوگو با بيان اينكه از پيشرفت تكنولوژی و جلوههای ويژه هم میتوان به عنوان دليل ديگر برای رواج فيلمهای آخرالزمانی نام برد، گفت: طبيعتا هر اندازه كه تكنولوژی پيشرفت میكند دست كارگردانان برای خلق تصاوير عظيم بازتر شده است؛ به ويژه اينكه زمانی برای خلق يك سپاه يا تخريب يك ساختمان عظيم بايد سرمايهای كلان خرج میشد، اما امروز به واسطه جلوههای كامپيوتری خلق آن صحنهها به راحتی امكانپذير است.
مطهرینيا در پاسخ به سؤال پايانی مبنی بر اينكه شيطان در توليدات آخرالزمانی چه جايگاهی دارد، خاطرنشان كرد: نگاه به شيطان در هاليوود به چند شكل انجام میشود؛ پرداختن به خود شيطان، شخصيتهای شيطانی، جن و پديدهها و نمادهای شيطانی كه هر كدام آثاری مختلفی را در خود جای داده است. منظورم را اينگونه بيان میكنم در فيلمهايی چون «جنگير» اين شخصيتهای شيطانی هستند كه به آن پرداخته میشود، اما در فيلمهايی نظير «اخرالزمان» يا «وكيل مدافع» شيطان اين شخص شيطان است كه محور و موضوع فيلم است.