چند سالی است كه سازمان بسيج مستضعفين سنت حسنهای را پيش گرفته و آن معرفی شهدای شاخص در كشور است. با وجود اينكه در ايران اسلامی الگوهای خوبی از نظر ويژگیهای برجسته اخلاقی در ميان هزاران شهيد وجود دارد، اما تاكنون تعداد محدود و انگشتشماری از اين شهدا و به صورت سطحی در جامعه معرفی شدهاند كه همين تعداد محدود هم برادران شهيد هستند و شايد كمتر كسی بداند كه زنان شهيده در جبهههای دفاع مقدس و دفاع از ارزشهای انقلاب كم نبوده و ناشناخته ماندهاند.
اغلب شهدايی كه به عنوان شهيد شاخص هر سال از ميان اقشار بيست گانه بسيج از جمله دانشآموزی، دانشجويی، اصناف، پزشكان، اساتيد، فرهنگيان و رسانه معرفی میشوند، افرادی گمنام هستند كه مردم جامعه نسبت به ويژگیهای برجسته آنها آگاهی چندانی ندارند.
در سال 1389 شهيد محسن وزوايی و شهيده مريم فرهانيان، در سال 90 شهيد مهدی رجببيگی و شهيده نسرين افضل، در سال 91 شهيد حجتالاسلام عبدالله ميثمی و شهيده ناهيد فاتحیكرجو و امسال هم شهيد سيدهطاهره هاشمی، شهيد عبدالحميد ديالمه و شهيد سليمانخاطر به عنوان شهدای شاخص ايران اسلامی معرفی شدند.
معرفی شهدای ياد شده در نمايشگاههای فرهنگی در غرفههايی ويژه انجام میشود تا اقشار مختلف مردم به ويژه جوانان و نوجوانان در الگويابی از آنها در اين دنيای پرهياهو سرگشته و حيران نمانند و بدانند برای اين مرز و بوم چه جوانهايی فدا شده و عطر اين سرزمين از خون پاك آنهاست كه هر جا لالهای میرويد میگويند خون شهيدی آنجا را آبياری كرده است.
اين يادداشت به بهانه ديدار اهالی رسانه با خانواده شهيده سيدهطاهره هاشمی طی هفته آينده نگارش شده است؛ دختری نوجوان كه در 16 سالگی در درگيریهای خونين ميان گروهكهای كمونيستی عليه مردم و انقلاب، در شهرستان آمل به درجه والای شهادت نائل آمد.
سيدهطاهره هاشمی در يكم خرداد سال 1346 در شهرستان آمل و در روستای شهيدآباد(شهربانو محله) و در خانوادهای متدين، مذهبی و طرفدار انقلاب به دنيا آمد و زير نظر تربيت پدر و مادری بزرگوار كه هر دو از سادات منطقه هزار جريب ساری بودند، رشد و پرورش يافت.
وی از كودكی با قرآن، نهجالبلاغه و ساير كتب روايی شيعی انس و الفت پيدا كرد و به دليل جو فرهنگی و مذهبی خانواده روح تشنهاش با عميقترين مفاهيم دينی و معنوی سيراب شد.
وی دختری مهربان، دلسوز و دانشآموزی نمونه و درسخوان بود. هرگز در ادای تكاليف واجب دينی، كوتاهی نمیكرد و مستحبات را تا جايی كه میتوانست، به جا میآورد. در كارهای هنری و فرهنگی مدرسه بسيار موفق بود و بسياری از برنامههای فرهنگی، اجتماعی و حركتهای سياسی مدرسه را برعهده داشت. در برخورد با دانشآموزانی كه تحت تأثير تبليغات گروهكهای منحرف قرار گرفته بودند، بسيار مهربان، باحوصله و دلسوز بود و از فرط مهر و دوستی، آنها را به خود جذب میكرد.
و سرانجام در غروب روز ششم بهمن سال 1360 در حالی كه 14 بهار بيشتر از عمر كوتاهش نمیگذشت، در حالی كه به كمك نيروهای مدافع شهر شتافته بود، در درگيری خونين گروهكهای معاند انقلاب با نيروهای بسيجی و مردمی با اصابت دو گلوله به فيض شهادت رسيد.