زندگی بانوی خردمند اسلام، حضرت خديجه كبری(س) برای زنان مسلمان درسهای فراوانی دارد. چنانچه هر صبح در دعای ندبه امام زمان را با عنوان «و ابن خديجه الغراء» فرياد میزنيم.
بايستی به ايوان چراغانی زندگی خديجه(س) را بيابيم و راه و رسم به درست زندگی كردن را از آن بانوی بزرگوار يادگرفته تا رهسپار ديدار با جان جانان شويم.
توصيف فضايل آن بانوی بزرگ آنچنان گسترده است كه نمیتوان آن را در چند صفحه به نگارش آورد. اما آنچه در اين فرصت يادآور میشوم، فشردهای از فضايل آن بزرگوار است.
خديجه از آن روز كه با پيامبر(ص) همراه شد و به اسلام رو آورد، عشق پاكش را نثار دين و حضرت محمد(ص) كرد. چنانچه راحتترين دوران زندگی پيامبر(ص) زندگی مشترك با حضرت خديجه(س) بود.
آری بانو از طريق هم زبانی و همانديشی با رسول خدا(ص) مسير تازهای در زندگی يافته بود. راهی كه هر لحظه با پيمودنش، روشنتر، هموارتر و آشناتر میشد. باور بانو روز افزون بود و برای ايشان، رفتار و گفتار و زوايای گوناگون زندگی محمد(ص) آيههای خداوند بود كه از آسمان تقدير ازلی، نازل میشدند.
عدم مخالفت خديجه(س) با شيوه خاص رسول اكرم(ص) در گذراندن اوقات خود در نماز و عدم اعتراض ايشان به غيبتهای يك ماهه يا چند روزه پيامبر(ص) كه توأم با مرارت و دشواری بود، روح بلندی را طالب است كه تنها در وجود نازنين آن بانوی محترمه به عنوان همسری فداكار میتوان يافت.
اوج فداكاری و جانفشانی خديجه(س) را بايستی در جريان محاصره چند ساله پيامبر و مسلمانان در شعب ابی طالب مشاهده كرد. آنچه قابل توجه است، اين است كه بانو شخصا مشمول محدوديتهای ناشی از اين عهدنامه نمیشد و او میتوانست در مكه يا در هر جای ديگر، بدون محدوديت زندگی كند.
زندگی در شعب ابی طالب انتخاب ايشان بود، زيرا حضرت خديجه(س) حضرت محمد(ص) را انتخاب كرده بود. بانو اگر چه هاشمی نبود، ولی برای بنیهاشم، مادری كرد و يكی از عوامل پايداری مسلمانان و به شكست كشاندن استبدادگران، بخشندگی و بزرگ منشی حضرت خديجه(س) بود كه برای نجات مسلمانان تمام اموال خويش را هزينه كرد.
پيامبر اكرم(ص) پس از وفات حضرت خديجه(س) سالهای زيادی به خوبی از اين همسر وفادار خود ياد میكردند و بارها به ياد اين بانوی بزرگوار میگريستند و در حضور ديگران عنوان میكردند كه «خداوند بهتر از او را به من نداده است. او به من ايمان آورد، هنگامی كه مردم كافر بودند و نبوتم را تصديق كرد، آن گاه كه همه مرا تكذيب كردند و اموال خود را تمام در اختيار من گذاشت وقتی كه مرا محروم كردند».
حضرت خديجه(س) چنان آرامشی در فضای خانه برقرار كرده بود كه برخی از مورخان از آن با عنوان«كان يسكن اليها» در (نزد خديجه آرامش يافت) ياد كردهاند.
آن بانوی گرامی به مدت 25 سال در خانه رسول خدا(ص) زندگی كرد تا زمانی كه زنده بود، پيامبر (ص) همسر ديگری را انتخاب نكرد، تنها اوست كه ميان زنان پيامبر اين خصوصيات را داشت و عدم ازدواج مجدد رسول خدا(ص) در زمان حيات خديجه بيانگر جاذبههای معنوی فراوان ايشان است.
سالها پس از فوت حضرت خديجه(س) تا نام خديجه(س) برده میشد، اشك در چشمان رسول خدا (ص) جاری میگشت و از ايشان به نيكی ياد میكرد.
به گزارش ديگر زنان پيامبر(ص)، هرگاه حضرت رسول(ص)، گوسفندی را قربانی میكردند، مقداری از آن را برای دوستان خديجه(س) میفرستادند. جالب آنكه محمد(ص) در روز فتح مكه، مسير حركت را به گونهای تعيين كرد كه از كنار مزار آن بانوی گرامی عبور كند. هرگاه عشق و محبت خالصانه رسول خدا(ص) مورد اعتراض ديگر همسران قرار میگرفت، پيامبر خدا میفرمودند «خديجة و أين مثل خديجة؛ خديجه و كجاست همانندی برای خديجه؟»
حضرت خديجه(س) وقتی كه با پيامبر ازدواج كرد، دست در دست رسول خدا(ص) تاريخساز و نجات بخش در راه انجام وظيفه و به دوش كشيدن بار مسئوليت خويش، انواع شكنجه و آزار، ترس و ناراحتی، رنج و محروميت و فقه و گرفتاری را به جان پذيرفت و كوچكترين چشم داشت دنيوی نداشت. او پس از شنيدن شرايط و برنامههای آيين اسلام، خالصانه فرمود «امنت و صدقت و رضيت و سلمت» گواهی پيامبر گرامی اسلام(ص) به ايمان عميق و دستورات او، بهترين گواه بر اين اخلاص است. شاهد ديگر آنكه ايشان ثروت زياد، اعتبار بسيار، آسايش و امنيت خويش را پای دين خدا نهاد و اين همه فداكاری جز در پرتو اخلاص و يقين ممكن نيست.
زهد به معنای دل كندن از علاقههای دنيوی و بیرغبتی به هر چيزی است كه آدمی را از خدای متعال باز میدارد.
خديجه(س) در زندگی زناشويی با رسول خدا(ص)، زندگی بسيار ساده، بیتكلف و بیپيرايهای را در پيش گرفت و يا به عبارتی محمدوار میزيست. او نه از روی اكراه، بلكه از صميم دل، اين راه و رسم را پيش گرفت و بدين جهت بود كه پيامبر(ص) او را به جهت ژرفنگری و درستانديشی و آراستگی به ارزشهای والای انسانی خديجه كبری يعنی بانوی بلند مرتبه و ارجمند، عنوان داد.
لقبی كه چهارمين امام نور در پايگاه استبداد اموی، آنگاه كه پيرامون نسب شريف و تبار پر افتخارش روشنگری میكرد، مادر والايش را با همان عنوان ياد نمود و فرمود: انا بن محمد المصطفی، انا بن فاطمه الزهراء، انا بن سيده النساء، انا بن خديجه الكبری
بزرگترين فضيلت نفس ، ستايش مقام ربوبی و تقرب به ذات خدای متعال است. اگر عبادت با شرايط ويژه خود انجام شود، مقام بسيار بزرگ و افتخار آدمی خواهد بود.
حضرت خديجه(س) در عبادت و پارسايی در ميان زنان كمنظير است، زيرا ايشان در كثرت عبادت و در خلوص و از همه مهمتر در پيشتازی در قبول اسلام، نمونه تاريخ اسلام و بلكه نمونه آرمانی عبوديت و بندگی است.
از سال اول تا سوم بعثت، به جز اميرالمؤمنين(ع) و خديجه(س) كسی اسلام نياورد و اين دو انسان برجسته و بزرگمنش، به همراه پيامبر(ص) دور از چشم شرك گرايان و تاريكانديشان، در برابر خدای متعال به عبادت و نيايش ايستاده و دست نياز و ادب به بارگاه آن بینياز میبردند.
صبر يكی از صفات زندگیساز و تكاملدهنده آدمی است. برخی به غلط میپندارند كه صبر به معنای تحمل بدبختیها و تن دادن به خواری است؛ حال آنكه معنای درست صبر، پايداری در برابر شدايد، ترك گناهان، استقامت در عبادت و اطاعت و كسب خشنودی خداوند متعال است.
حضرت خديجه(س) در اطاعت حق و ترك گناه، شكيبا بود. او در برابر رويدادهای سخت و سهمگين صدر اسلام، با قامت استوار ايستاد و صبوری میورزيد.
ايمان و اسلام خديجه كبری يك انتخاب بود، نه يك اضطرار، خداپرستی و دوری از انحرافات و خرافات آن روزگار، آرمان بزرگ خديجه بود. به گواه شواهد تاريخی و روايات، حضرت خديجه(س) سالها در انديشه جامعهای نور و در جستجوی بعثت دگرگونساز آخرين پيامبر(ص) بود و در اين راه، افزون بر مطالعه با عالمان مسيحی و يهودی مشورت میكرد.
همين خصلت حقجويی و حق پذيری بود كه او را نخستين ايمان آورنده به خدای متعال و پيامبرش از ميان زنان و پيشتاز در اسلام و پيشگام در نماز و جهاد و هجرت و فداكاری قرار داد.
آن بانوی گرامی بصيرت و درايت، آمادگی لازم برای تحولپذيری و گرايش به راه و رسم تازه و پيام و برنامه نو را داشت. ايشان مدتها در انديشه آخرين پيامبر بود؛ به همين دليل هم هنگامی كه در برابر دعوت جديد قرار گرفت، توانست خيلی سريع تصميم بگيرد و به آن حضرت ايمان آورد.
ويژگی منحصر به فرد خديجه(س) بصيرت و بينش بود. با نگرش به فراز و نشيبهای الهام بخش زندگی اين بانوی گرامی، مايههای بصيرت وافرشان به روشنی جلوهگر است.
ايشان در پرتو همين بصيرت بود كه خواستگاران زيادی داشتند كه به همه آنها نه گفت. اما هنگامی كه با انسانی امين و پاكدل و شايسته، چون محمد امين آشنا شد؛ همه آداب و رسوم جاهلی و خرافی را به تمسخر گرفت و خود پيشنهاد پيوند با آن وجود گرانمايه را داد.
از جريان علاقه و عشق خديجه(س) به پيامبر اسلام(ص) و گفتههای او در میيابيم كه اين علاقه بر محور ارزشهای پاك انسانی بوده است. بدون آنكه ذرهای مسائل مادی مطرح باشد. حضرت خديجه(س) در يكی از اولين گفتگوهای خود با پيامبر(ص) علت علاقه خود را چنين بيان میكند «من به تو علاقمند شدم، زيرا با من خويشاوندی؛ در ميان قومت، شريفی؛ در نزد قبيلهات، به امانتداری مشهوری، دارای اخلاق نيك میباشی و راستگو هستی».
حضرت خديجه(س) دوستی علی(ع) را در امتداد دوستی محمد(ص) و خدای متعال میپنداشت. اهتمام بانوی بزرگ اسلام به علی(ع) آن چنان روشن بود كه خدمتكاران او در پاسخ پرسش افراد ناشناس از علی(ع) گفتند «اين نوجوان برادر محمد(ص) و محبوبتر از همه در نزد اوست. او نور چشم خديجه(س) است.
خديجه كبری با شناخت مقام والای علی و آراستگیاش به بينش و منش الهی و با رهنمود خدای متعال و پيامبرش(ص) با او به عنوان جانشين راستين پيامبر بيعت كرد.
پيامبر در تدبير امور و سازماندهی شئون و در همه ابعاد زندگی اجتماعی، سياسی خديجه(س) را به عنوان مشاور بزرگ خويش مینگريست و از خرد بزرگ و درايت نيكو و مديريت تحسين برانگيز او بهره میگرفت.
كمالجويی و پويايی فكر و انديشه خديجه(س) بود كه او را به مديريت و تجارتی مستقل سوق داده بود و او را به جای كسب ظالمانه و رايج آن روزگار كه با ربا خواری و مكيدن خون محرومان عجين شده بود، سرمايه خويش را در راه سازندگی و تجارت و سود مشروع و عادلانه به كار میانداخت.
منابع:
1)عرفان، امير محسن، ظرفيت الگو دهی زندگی حضرت خديجه در ترسيم وظايف منتظران. امان، شماره 31 مرداد و شهريور 1390
2) علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 19، ص 16
3)علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد43، ص 130
4)علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد18، ص
نويسنده:ناهيد زندی پژوه