برجستهترين فراز از دعای روز سيزدهم ماه مبارك رمضان به اين نكته اشاه دارد: «اللهمّ طَهّرنی فيهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ؛ خدايا پاكيزهام كن در اين روز از پليدی و كثافات(هوای نفس و گناهان)»، «و صَبّرنی فيهِ على كائِناتِ الأقْدار؛ِ و بر حوادث خير و شر صبر و تحملم عطا فرما»، «و وَفّقْنی فيهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرار؛ِ و توفيقم ده در آن براى تقوى و هم نشينى با نيكان»، «بِعَوْنِكَ يا قُرّةَ عیْنِ المَساكين؛ به ياريت اى روشنى چشم مستمندان».
آيات قرآن كريم بهترين دليل بر طلب استغفار و عدم اصرار بر انجام گناهان هستند؛ در آيه 135 سوره آل عمران میخوانيم: «وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَحِشةً أَوْ ظلَمُوا أَنفُسهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاستَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوب إِلا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرُّوا عَلى مَا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ؛ و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند به ياد خدا مى افتند، و براى گناهان خود طلب آمرزش مى كنند - و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟ - و بر گناه اصرار نمىورزند، با اينكه مىدانند».
در اين آيه كه اشاره به يكی از صفات پرهيزكاران كرده، مىگويد: هنگامى كه مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند هر چه زودتر به ياد خدا مىافتند و براى گناهان خود آمرزش میطلبند.
«فَاحِشَةً» در اين آيه از ماده فحش و فحشا به معنى هر عمل بسيار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد، زيرا در اصل به معنى تجاوز از حد است كه هر گناهى را شامل مىشود.
از تعبيرى كه در اين آيه شده چنين استفاده مىشود كه انسان تا به ياد خدا است مرتكب گناه نمىشود آنگاه مرتكب گناه مىشود كه به كلى خدا را فراموش كند و غفلت تمام وجود او را فرا گيرد، اما اين فراموشكارى و غفلت در افراد پرهيزگار ديرى نمىپايد، بهزودى به ياد خدا مىافتند و گذشته را جبران مىكنند، آنها احساس مىكنند كه هيچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها بايد آمرزش گناهان خويش را از او بخواهند.
در پايان آيه براى تأكيد آمده است: «و بر آنچه مرتكب شدهاند با آنكه مىدانند [كه گناه است] پافشارى نمىكنند؛ وَ لَمْ یُصرُّوا عَلى مَا فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ».
در ذيل اين آيه از امام باقر(ع) نقل شده: الاصرار ان يذنب الذنب فلا يستغفر الله و لا يحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار؛ اصرار بر گناه اين است كه انسان گناهى كند و دنبال آن استغفار ننمايد و در فكر توبه نباشد اين است اصرار بر گناه.
از امام صادق(ع) نقل شده است: هنگامى كه آيه فوق نازل شد و گناهكاران توبه كار را به آمرزش الهى نويد داد ابليس سخت ناراحت شد و تمام ياران خود را با صداى بلند به تشكيل انجمنى دعوت كرد آنها از وى علت اين دعوت را پرسيدند، او از نزول اين آيه اظهار نگرانى كرد، يكى از ياران او گفت: من با دعوت انسانها به اين گناه و آن گناه تأثير اين آيه را خنثى مىكنم، ابليس پيشنهاد او را نپذيرفت، ديگرى نيز پيشنهادى شبيه آن كرد كه آن هم پذيرفته نشد، در اين ميان شيطانى كهنه كار به نام «وسواس خناس» گفت: فرزندان آدم را با وعدهها و آرزوها آلوده به گناه مىكنم و هنگامى كه مرتكب گناهى شدند ياد خدا و بازگشت بهسوى او را از خاطر آنها مىبرم، ابليس گفت راه همين است و اين مأموريت را تا پايان دنيا بر عهده او گذاشت.
روشن است كه فراموشكارى نتيجه سهلانگارى و وسوسههاى شيطانى است و تنها كسانى گرفتار آن مىشوند كه خود را در برابر او تسليم كنند، و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزديك کنند! ولى مردان بيدار و با ايمان كاملاً مراقب هستند كه هرگاه خطایى از آنها سرزد در نخستين فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشويند و دريچههاى قلب خود را به روى شيطان و لشكر او ببندند كه آنها از درهاى بسته قلب وارد نمىشوند. (تفسير نمونه، سوره آلعمران، آيه 135).