در ماه قرآن قرآن میخوانند؛ مردمانی از جنس تسليم به ذات احديت زبان جسم و دل به مناجات با حضرت عشق میگشايند و میگويند با خدای خود تا به لطف ببخشايد آنها را.
دعا، قرائت قرآن، گريه، توبه، نماز و... در شب قدر همه و همه از جنس يقين است نه اميد. اميد در مقابل نااميدی است و در فرهنگ لغات آدميان زمينی اين واژه معنا میيابد اما چشم اميد به خداوند بستن بايد از جنس يقين باشد چرا كه غير از اين عين شرك است.
يقين به رحمت پروردگار و موجوديت بخشيدن به اين مهم در دل و جان بشريت در نتيجه پاكی و انديشه حاصل میشود؛ انديشه در اتفاقات ساده پيرامون ما.
قدر شب شادی است، شب برداشتن بار سنگين گناه از روح و جان. پاك شدن زنگار از آينه دل.
اعتماد به خداوند رها كردن خود بر دستان پر مهر اوست. دستانی به مستحكمی پولاد، به دست آوردن دل خداوند در گرو بازگشت به فطرت انسانی است.
شب قدر شبی از جنس بارش؛ بارش عشق، اعتماد، پاكی، خلوص بر جان تشنه و كوير دلی پشيمان از گناه و مطمئن به بخشش.
زير باران بايد رفت؛ قدم نزدن زير باران قدر و حس نكردن آن بر رو ح و جسم مرگی است در عين زندگانی.
يكبار تكرار میشود. نمیدانيم سال آينده در شبی برتر از هزار ماه در زمين خاكی قدم میزنيم يا خير پس قدر را قدر بدانيم، لحظه لحظه با خدا بودن و بازگشت به خوبی را قدر بدانيم.
بخشش از خداوند را در عين خضوع و خشوع طلب كنيم. خود را شايسته اين بخشش كنيم تا به روحمان آرامش دهد.
قدر؛ درك هدايتگری قرآن است، درك هدايتی از ازل تا به ابد تاريخ بشريت. هدايت بر طاقچه خانههامان خاك میخورد، خاك دل بروبيم تا بر قرآن كريم خاك نشيند، تا شرمسار شويم از خاك گرفتن كلام خدا.
زبان و دل را يكی كنيم تا ندای سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ خداوندی را با گوش دل بشنويم.
سيما محسني