به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين احمد لطفيانسرگزی، امام جمعه نيكشهر در بيان تفاوت معجزه الهی با كارهای خارقالعاده بشری، اظهار كرد: در توضيح تفاوت اين دو با هم مواردی چند را میتوان بيان كرد كه اولين آن اين است كه معجزه نياز به تمرين، تلقين، تحصيل و سابقه ندارد ولی كارهای خارقالعاده نياز به تمرين، تلقين و تحصيل دارد و صدور معجزه از اشخاص خوش سابقه و معصوم است ولی كارهای خارقالعاده ممكن است از افراد نااهل نيز صادر شود.
وی ادامه داد: هدف معجزه، ارشاد است ولی هدف ديگران خودنمايی، شهرت و كسب مال و ايجاد سرگرمی است و معجزه همواره با تحدی همراه است يعنی پيامبران كاری را ادعا میكنند كه ديگران از انجام آن ناتوانند اما در كار نوابغ، مخترعان و مرتاضان اين علائم و نشانهها نيست.
حجتالاسلام لطفيان بيان كرد: در واقع آنچه را كه انبيای الهی از خداوند تقاضا كردند خداوند آنها را بدون تقاضا به پيامبر(ص) عطا فرمود. حضرت آدم طلب مغفرت كرد كه اين مطلب در آيه 22 سوره اعراف ذكر شده است در صورتی كه به پيامبر اكرم(ص) در آيه دو سوره فتح مژده مغفرت داده شد.
وی ادامه داد: در آيه 26 سوره نوح حضرت نابودی دشمنان را تقاضا میكند اما در آيه 95 سوره حجر به پيامبر اكرم(ص) مژده مصونيت از شر دشمنان داده شد. در آيه 87 سوره شعراء نيز حضرت ابراهيم(ع) عدم خزی را از خداوند تقاضا میكند در صورتی كه در آيه هشت سوره تحريم به پيامبر(ص) وعده عدم خزی داده شده است.
اين استاد دانشگاه در ادامه به بيان مثالهای ديگری از لطفی كه خداوند بلند مرتبه در حق پيامبر عظيم شأنش داشت پرداخت و افزود: در آيه 89 سوره اعراف حضرت شعيب(ع) طلب فتح میكند در صورتی كه در آيه يك سوره فتح به پيامبر(ص) مژده فتح داده میشود، حضرت لوط(ع) در آيه 30 سوره عنكبوت طلب نصرت میكند، به پيامبر در آيه 25 سوره طه مژده نصرت داده میشود، حضرت موسی(ع) می گويد «رب اشرح لی صدری»، به پيامبر گفته میشود «ألم نشرح لك صدرك»، حضرت موسی(ع) در سوره 26 طه طلب آسانی امور را میكند، به پيامبر(ص) در آيه هفت سوره ليل مژده آسان شدن كار داده شده است.
وی به بيان تفاوت پيامبر اكرم(ص) با حضرت ابراهيم(ع) پرداخت و افزود: در سوره صافات آيه 99 آمده است كه حضرت ابراهيم(ع) طالب حق است و در سوره اسراء آيه يك پيامبر اكرم(ص) را مطلوب حق بيان میكند. حضرت ابراهيم(ع) در آيه 82 سوره شعراء تقاضای مغفرت دارد و به پيامبر اكرم(ص) در آيه دو سوره فتح وعده مغفرت داده شده است. حضرت ابراهيم(ع) در وسط آتش میگويد «خداوند مرا كفايت میكند» و به پيامبر اكرم(ص) در آيه 9 سوره انفال وعده كفايت داده شده است.
حجتالاسلام لطفيان گفت: در آيه 85 سوره شعراء حضرت ابراهيم تقاضای ارثبری بهشت را میكند اما در آيه چهار سوره ضحی به پيامبر اكرم(ص) وعده بهشت داده شده است، در آيه 35 سوره ابراهيم حضرت ابراهيم(ع) درباره ذرّيه خود طلب طهارت میكند اما در آيه 33 سوره احزاب آمده است كه پيامبر اكرم(ص) و ذرّيهاش دارای طهارت هستند.
امام جمعه نيكشهر در بيان تفاوت امام نور با امام نار، بيان كرد: امام نور مردم را هدايت میكند اما امام نار مردم را گمراه میكند. همانطور كه در آيه 9 سوره شمس آمده است امام نور، رستگاری را در تزكيه نفس میداند اما امام نار، رستگاری را در برتریجويی میداند، امام نور، سلطنت را به خداوند نسبت میدهد. امام نار، سلطنت را به خود نسبت میدهد. در آيه 101 سوره يوسف امام نور، علم و دانش را به خداوند متعال نسبت میدهد، اما همانطور كه در سوره قصص آيه 78 میخوانيد امام نار، علم و دانش را به خود نسبت میدهد.
وی ادامه داد: تفاوت اين دو امام در جای جای قرآن مجيد آمده است باز در آيه 18 سوره زمر میخوانيم كه امام نور، به مردم فرصت تفكر و انتخاب میدهد اما در سوره طه آيه 71 آمده است كه امام نار، به مردم فرصت تفكر و انتخاب نمیدهد. امام نور، در برابر مردم متواضع است و امام نار، در برابر مردم متبكر است، امام نور، به هنگام رسيدن به قدرت احكام الهی را زنده میكند ولی امام نار، به هنگام رسيدن به قدرت، فساد به پا میكند، امام نور، مردم را امانت خداوند سبحان میداند ولی امام نار، مردم را بنده و برده خود میداند.
اين استاد دانشگاه آزاد اسلامی اظهار كرد: همچنين در سوره شعراء آيه 80 میخوانيم امام نور، نقص را به خود نسبت میدهد در صورتی كه در سوره اعراف آيه 16 امام نار، نقص را (نعوذبالله) به خداوند متعال اسناد میدهد. در سوره ابراهيم آيه پنج امام نور، مردم را به سوی نور حركت میدهد اما امام نار، مردم را به سوی تاريكی حركت میدهد كه اين امر در سوره بقره آيه 257 ذكر شده است. امام نور، با نرمی و امام نار، با درشتی و تندی سخن میگويد.
وی بيان كرد: امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه معتقد است كه امام نور، خود را كمتر از ديگران میداند اما در آيه 12 سوره اعراف امام نار، خود را برتر از ديگران میداند. امام نور، در برخورد دارای انصاف است، امام نار، در برخورد دارای تعصب است.
حجتالاسلام لطفيان به تشريح تفاوت برخورد مردم نسبت به نماز پرداخت و افزود: اهل ايمان نماز را برپا داشته و در آن خشوع دارند همچنين نسبت به نماز مراقبت داشته و كارهای اقتصادی خود را به خاطر نماز رها میكنند. اين دسته از اهل ايمان در نماز خود اخلاص نيز دارند.
وی يادآور شد: اما مخالفان نماز يا نماز نمیخوانند يا با كسالت آن را ادا میكنند. عدهای نيز مانند كفار آن را مسخره میكنند و يا به دست فراموشی میسپارند. همچنين گروهی هم هستند كه مانند بنیاسرائيل نماز را ضايع میكنند كه امكان دارد تمام اين اوصاف در نيز در يك شخص جمع شده باشد.
امام جمعه نيكشهر در بخش ديگری از سخنان خود، افزود: بدون ترديد بيماریهای روحی و معنوی انسان شباهت زيادی با بيماریهای جسمی او دارد چرا كه هر دو نياز به طبيب و درمان و پرهيز دارد. هر دو گاهی سبب سرايت به ديگران میشود و هر دو گاهی به مرحلهای میرسند كه غيرقابل علاجند ولی در بيشتر موارد میتوان آنها را درمان كرد ولكن تفاوتهای اساسی ميان داروی معنوی(قرآن كريم) و داروی طبيعی وجود دارد.
وی ادامه داد: داروی طبيعی محدوديت دارد زيرا هر يك از آن به حال فرد خاصی سودمند است؛ اما داروی معنوی به حال تمام بيماران اخلاقی و اعتقادی مفيد است، داروی طبيعی به خاطر مواد سمی كه در آن به كار رفته عوارض جنبی دارد؛ اما داروی معنوی مايه بركت و منفعت است، داروی مادی كهنه میشود و تاريخ مصرف معين دارد؛ اما داروی معنوی اين چنين نيست. انسان گاهی از مصرف داروی مادی خسته میشود؛ اما اهل معرفت از داروی معنوی سير نمیشوند.
حجتالاسلام لطفيان اظهار كرد: داروی طبيعی فقط مريض شفا میدهد اما داروی معنوی هم مريض را شفا میدهد هم شفا يافته اين دارو میتواند عامل شفای ديگران شود. داروی مادی گاهی اشتباه نوشته می شود اما داروی معنوی هيچ اشتباهی در آن وجود ندارد همچنين داروی طبيعی گاهی در اختيار نيازمندان نيست اما داروی معنوی هميشه در اختيار نيازمندان است. داروی مادی گاهی عامل وحشت و ترس مريض میشود اما داروی معنوی وحشت و ترس انسان را از بين میبرد.
وی ادامه داد: داروی طبيعی گاهی در معرض تلف و نابودی قرار میگيرد اما داروی معنوی مصون از نابودی است، داروی مادی مشابه هم دارد اما داروی معنوی مشابه و نظير ندارد، داروی طبيعی تنها مريض را معالجه میكند و قدرت جلوگيری از ضررهای آينده را ندارد اما داروی معنوی هم شفا دهنده و هم نگهدارنده انسان از ضررهای آينده است و به تعبير ديگر قرآن كريم، شافع انسان در روز قيامت است.
خطيب جمعه نيكشهر با اشاره به ماه مبارك رمضان كه رو به اتمام است به بيان تفاوت مهمانی خدا با مهمانی انسان پرداخت و افزود: ميان مهمانی خداوند و مهمانی مردم از جهاتی تشابه و از جهاتی تفاوت وجود دارد. شباهت دو مهمانی لزوم دريافت دعوتنامه، استيذان و أخذ رخصت است و در مهمانی مردمی، شايسته است هديهای برای ميزبان برده شود. در مهمانی الهی نيز بايد چيزی به پيشگاه الهی هديه كرد و آن فقر، مسكنت و بندگی است.
وی ادامه داد: تفاوت دو مهمانی نيز در اين است كه در مهمانی مردمی، مهمان به ميزبان سلام میكند ولی در مهمانی خدا، ميزبان به مهمان سلام میكند، در مهمانی مردمی گاهی ميزبان از پذيرفتن مهمان، معذور است، ليكن همان طور كه در مناجات تائبين میخوانيم در مهمانی الهی ميزبان هيچ زمانی از پذيرفتن مهمان معذور نيست و هميشه باب رحمت و عفو او به روی مهمانان باز است. در آيه 156 سوره اعراف میخوانيم كه در مهمانی مردمی، امكانات پذيرايی محدود است ليكن در مهمانی الهی كه ضيافت به رحمت و لطف اوست، هيچ محدوديتی وجود ندارد.
حجتالاسلام لطفيان به بيان مناجات شاكرين پرداخت و افزود: در اين مناجات آمده است در مهمانی مردمی، انسان میتواند در آينده تشكر و جبران كند ولی در مهمانی الهی انسان، قادر بر تشكر از نعمتهای فراوان ميزبان نيست. همچنين در مناجات مريدين آمده است در مهمانی مردمی، جسم انسان آرامش پيدا میكند ولی در مهمانی الهی، روح انسان آرامش میيابد.
اين استاد دانشگاه پيام نور عنوان كرد: در مهمانی مردمی، ميزبان قادر بر تأمين همه نيازهای مهمان نيست در صورتی كه در مهمانی الهی، ميزبان توان تأمين تمامی نيازمندیهای مهمان را دارد. در مناجات راجين میخوانيم مهمانی مردمی، دعوت و پذيرايی همگانی و پيوسته نيست ولی در مهمانی الهی، خداوند متعال هميشه و در هر زمان انسان را دعوت و به گونه شايسته پذيرايی میكند و در خطبه شعبانيه آمده است در مهمانی مردمی، بايد با ظاهر پاكيزه و آراسته رفت ولی در مهمانی الهی افزون بر پاكيزگی ظاهری بايد با باطن و نيت پاكيزه حضور يافت.