«... و اين ماه به گونه شايسته ستايش در بين ما و همچون ياری نيكو همراه ما بود و بهترين سودهای جهانيان را به ما رسانيد و سپس آن هنگام كه وقتش به پايان آمد و مدتش تمام شد و عدد روزهايش به آخر رسيد، از ما جدا شد ...»(صحيفه سجاديه، دعای45).
برای وصل كردن آمد؛ سی روز با ما قدم به قدم آمد تا گامهای كج مان را به صراطی كه به حق راه می برد، نزديك و نزديك تر سازد، برهان روشنی بود بر اينكه كسی با ماست، نگران خطاهای ماست كه هر روز از او دور و دورترمان می سازد. از اين رو، تمرين پرهيز كردن را سی روز بر ما نوشت. رمضان آمد تا برای گام های آشفته مان طرحی نو از پاكی بريزد و نفس به نفس ما را سالك حالی به نام «تقوی» كند. مداری كه با سير در آن، حتی نفس كشيدن ما عبادت و بندگی شد. «درود بر تو همنشينی كه در كنار تو قلب ها نرم شد و گناهان اندك».
با رمضان در لحظه های مباركی سلوك كرديم، واجد خصلت ها و خلوصی شديم كه در آن همه چيز در عين كثرت يكی است، و از اين نقطه برخی معادلات زندگی روزمره اندكی جابه جا می شود. از آن نقطه به بعد عمل به كلام اميرمومنان(ع) ـ كه برای خود و ديگران يكسان بخواهيم ـ ديگر چندان سخت نيست؛ فرد روزه دار بد را برای ديگران برنمی تابد؛ بد نمی گويد و نمی خواهد بد بشنود چرا كه خود را در ديگران و ديگران را با خود يكی می بيند، گويی اين برهه ما را به نقطه مشتركی می رساند؛ به فطرتی كه دارايی مشترك همه ماست و هر گونه تجاوز به آن، تكه ای از آن را از ميان دستهايمان به غارت می برد. نقطه ديدار ما با خداست و در آن نقطه، اختلاف ها رنگ می بازد.
در برهه ای كه چشم و گوش و زبان و دست و پا و قلب اين چنين در ضيافت نور، روشن و روشنگر می شوند، بی شك دست و پای شيطان بسته است؛ و چه بسا آنچه دست و پای شيطان را در ماه صيام در غل و زنجير می سازد همين خلوصی است كه سی روز برای صاحب اين ماه می ورزيم؛ خصلت سپيدی كه شيطان را در طی مسير برای آنكه ما را در زمره نصيب و بهره مفروض خود قرار دهد، نوميدانه از نيمه راه باز می گرداند.
«سلام بر تو ياوری كه ما را عليه شيطان ياری نمودی و دوستی كه راههای نيكی را آسان فرمودی».
رمضان، سی روز حال چشم و گوش و زبان و دست و پای ما شد تا از آن دوباره صاحب اختيارشان را حس كنند و آئينه ای برای تجلی او باشند. فرصتی بود تا روح در آينه پيش از وعده ديدار به خود صفايی بدهد. «سلام بر تو كه سرشار از بركات بر ما در آمدى و ما را از آلودگىهاى گناه شست و شو دادى».
و اينك، هم آوا با زمزمه های سيد الساجدين رمضان را وداع می كنيم:
«بدرود ای ماهی كه هيچ ماه ديگر را توان برابری با تو نيست. بدرود ای ماهی كه به هنگام وداع از تو نه غبارى به دل داريم و نه از روزهایت ملالتى در خاطر. بار الها، حمد تو راست در حالى كه به بدكردارى خويش اقرار مىكنيم و به تبهكارى خويش معترفيم. براى رضاى توست اگر در اعماق دلمان پشيمان شده ايم و از سر صدق از تو پوزش می طلبيم. پس در برابر قصورى كه در اين ماه در طاعت تو ورزيده ايم، ما را پاداشى ده كه به يارى آن بر فضيلت مرغوب دست يابيم و آن اندوخته هاى گوناگون را كه به آن مشتاق شده ايم بستانيم. عذر تقصير ما را در اداى حق خود بپذير و عمر ما را تا رمضان ديگر دراز كن».
و عيد فطر سور و سرور بندگی است. سرور خاطری است برای همه آنان كه يك ماه مشق خلوص برداشتند برای همه آنان كه به شكرانه يك ماه بندگی «خدا از آنان خشنود است و آنان [نيز] از او خشنودند» (مائده/119).
کامله بوعذار