کد خبر: 2574082
تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۷
بخش دوم/

مروری بر زندگينامه مجاهد كبير آيت‌الله‌العظمی سیّد عبدالحسين نجفی لاری

شب ولادت امام محمد باقر(ع) بود. شب جمعه سوم صفر ۱۲۶۴ هجری قمری برابر ۱۸ اسفند ۱۲۶۶ هجری شمسی. فرزندی از نسل امام موسی كاظم(ع) در نجف اشرف متولد شد كه پدرش سيد عبدالله او را سيد عبدالحسين نام نهاد.

شيوه‌های حكومتی مجاهد كبير آيت‌الله‌العظمی سیّد عبدالحسين نجفی لاری، راغب ساختن مردم به شيوه‌های حكومتی و سياسی اسلام، باز داشتن مردم از غرب‌گرايی بود. آيت‌الله لاری تجارت روس و انگليس را در ايران به زيان امت اسلامی می‌دانست و استعمال قند و چای و خوراك و پوشاك خارجی از جمله روس و انگليس را تحريم كرد. وی ورود كالای خارجی و خروج ارز داخلی مسلمانان را حرام می‌دانست، چرا كه خريد اشيای خارجی را باعث تقويت و معاونت دشمنان اسلام و علاوه بر اين اشياء وارده از بلاد كفر را نجس می‌دانست.
مبارزات سيد عبدالحسين نجفی لاری(ره) به دو بخش تقسيم می‌شود، مبارزه با متفقين بالاخص قوای متجاوز انگليسی در جنوب ايران و مبارزه با حكومت مركزی قاجار با بيان قاطع كه گفت: تبديل سلطنت امويه قاجاريه به دولت حقّه اسلاميه واجب است. در سال ۱۳۲۳ هجری قمری نهضت مشروطه با تحصن علماء در صحن حرم مطهر سيدعبدالعظيم حسنی(ع) آغاز شد.
در همين زمان آيت‌الله سيد عبدالحسين موسوی به دعوت انجمن ملی فارس به شيراز وارد شده و مورد استقبال بی‌نظير مردم قرار می‌گيرند و به همراه هفتاد تن از سپاهيان حكومت اسلامی لارستان در صحن مطهر حرم شاهچراغ(ع) اقامت می‌گزينند. دستگاه دولت و عوامل مزدور قوامی‌ها حرم مقدس شاهچراغ را محاصره كرده و گنبد آن را به گلوله بستند و آب و نان را بر مجاهدان غيور فارس دريغ داشتند.
سرانجام سيد توانست در درگيری‌‌های شيراز به موفقيت دست پيدا كند و نيرويی پنج هزار نفری را رهبری كند. با حمايت نيروهای قشقايی به رهبری صولت‌الدوله قشقايی و با ياری تجّار و برخی عناصر روشنفكر فارس جبهه مشروطه‌خواهان در شيراز شكل گرفت.
حوزه تسلط سيد تا بوشهر در غرب و كرمان در شرق گسترش يافت. در جبهه شرقی شيخ زكريا انقلابی تندرو و شاگرد وفادار سيد، نيروهای متشكل از تفنگچيان كوهستان را رهبری می‌كرد و حملات زيادی بر مستبدين در كرمان، داراب، سيرجان و نيريز به انجام رسانيد.
در قسمت جنوب لارستان نيروهای وفادار سيد به رهبری مشترك مصباح ديوان اوزی و حسين حاج آبادی، مسئوليت عمليات را در نواحی بنادر عباس و لنگه بر عهده داشتند. اين نيروها بارها بندر عباس را تصرف كرده و گمرك آن را تسخير كردند و مستقيما با نيروهای انگليس مستقر در كنسولگری آن معروف به كلاه فرنگی درگير شده‌اند. در جبهه غربی لارستان نيروها به رهبری سيد حاجی بابا بيرمی و غلامحسين‌خان وراوی بارها به مقر مستبدين در لنگه و بستك حمله بردند.
جبهه بوشهر به فرماندهی زائر خضرخان تنگستانی و شيخ‌حسين چاه كوتاهی كه از طرف سيد به ترتيب ملقب به سالار اسلام و سردار اسلام شده بودند موفق به تشكيل انجمن ولايتی می‌شوند. حوزه علميه نجف نيز بارها حمايت خود را از مبارزات سيد اعلام می‌كند.
سرانجام مشروطه در سال ۱۳۲۴ هجری قمری به پيروزی رسيد. آيت‌الله‌العظمی حاج سيدعبدالحسين نجفی لاری(ره) از همان ابتدا كتاب مشروطه مشروعه را برای بيداری مردم نگاشت و مواضع اسلامی خود را در نظام مشروطه بيان كرد. از ديدگاه مجتهد لاری حكومت اسلامی با مجلس شوری كار خود را آغاز می‌كند و صحت آرای مجلس در چارچوب قوانين اسلام مشخص می‌شود.
از جمله شرايط اعضای شوری عقيده درست، عدم تظاهر به فسق و فجور، اطاعت از ولی فقيه است. از نظر وی شورايی قابل قبول است كه ولی فقيه و قوانين اسلامی آن را پذيرفته باشد.
به عقيده سيد اجرای قوانين اسلامی در هيچ زمانی تعطيل‌بردار نيست و ولی فقيه از جانب امام معصوم(ع) نيابت و خلافت عامه دارد كه زندگی بشر را در زمان غيبت معصوم(ع) بر اساس وحی تنظيم كند.
اندكی پس از تشكيل مجلس شورای عوامل روس و انگليس به مجلس راه می‌يابند و سيد لاری كه متوجه اين مطلب است اصرار بر اجرای مشروطه مشروعه زير نظر ولی فقيه را دارد. در همين زمان شيراز از ظلم قوام و اعوان و انصارش به ستوه آمده است. در سال ۱۳۲۶ قوام‌الملك به دست نعمت‌الله بروجردی كشته شد. آيت‌الله سيد عبدالحسين موسوی با ارسال تلگرامی به حضرات آيات طباطبايی(ره) و بهبهانی حكايت مزدوران و پسران قوام را بازگو كرده و فرياد وا اِسلاما سر می‌دهد.
حكمران شيراز، صاحب اختيار از كار بر كنار می‌شود و ظل‌السلطان جای اورا می‌گيرد و معتمد ديوان از طرفداران سيد سرپرستی ابواب جمعی و ايل خمسه قوام را به عهده می‌گيرد و آيت‌الله لاری با خشنودی رهسپار لار می‌شود.
در شب ۲۳ ربيع الثانی ۱۳۳۳ هجری قمری بوشهر به تصرف انگليسی‌ها در می‌آيد. حضرت آيت‌الله لاری اعلان جهاد داده و خود برای تشويق مجاهدان به قريه كورده هجرت می‌كنند. قابل ذكر است كه بوشهر اولين بار در ۱۲۷۳ مورد حمله انگليس قرار گرفت. دومين بار در ۱۳۲۳ مورد حمله قرار گرفت كه در اين سال دلاورانی چون رئيس‌علی دلواری و زائر خضرخان و حاج حسين چاه كوتاهی به دفاع از آن پرداخت.
پس از شهادت رئيس‌علی بدست يكی از خائنين بوشهر به تصرف انگليس در آمد و دشمن قصد تصرف لارستان را كرد. سيد به‌واسطه رئيس علی مراد از فدائيان از قريه كورده خارج می‌شوند و قوای انگليس به لار رفته و منزل سيد را غارت كرده و اهل بيتش را به شيراز تبعيد می‌كند.
سيد برای رهبری جهاد به فيروزآباد رفته و به در خواست صولت‌الدوله قشقايی در همانجا به همراه اهل بيتش سكنی می‌گزيند. پس از ملاقات صولت‌الدوله با ساكس، رئيس پليس انگليسی جنوب و بی نتيجه بودن آن و به رسميت نشناختن پليس جنوب از طرف دولت مركزی انگليسی‌ها تعدی و تجاوز به نواميس مسلمين را شدت دادند. حضرت آيت‌الله لاری با صدور حكم جهاد عليه انگليس مردم را به قيام می‌خوانند.
وی با استناد به آيات شريفه قرآن كريم همه فرق ششصد كرور مسلمانان حتی صبيان و نسوان را به جهاد فرا خوانده آن را واجب فوری می‌دانند. و سد ابواب طمع اين كفار حربی لازم و بهانه و ماليات و گمرك و گرفتن اسلحه از مسلمانان را حرام دانست و فرمان سد ابواب و بيرون راندن آنان باخزی و عار و جاندادن و مهلت ندادن و عذاب نار را جزای دشمن متجاوز برشمردند و علاوه بر اجر معنوی جهاد و برتری مجاهدين بر قاعدين و اينكه جهاد هر كس به سود خود اوست اجر هر مجاهد را دويست دينار از بيت‌المال مسلمانان مقرر كرد و خود آن جناب آن را ضمانت كرده خود را زعيم آن برشمردند. سردار عشاير نيز اعلان جهاد كرده و با اتحاد مجاهدين شش هزار نفر در عرض پانزده روز آماده جهاد كردند. اسماعيل قشقايی‌ نامه‌ای به اهالی و علمای شيراز می‌نويسند و در آن اهل شيراز را به دليل همراهی و فروش آذوقه به دشمن و علمای شيراز را به علت خاموشی و قوام‌الملك را به علت مشخص نكردن مواضعش محكوم می‌كند و اعلام می‌كنند كه قشون مبارزين روز به‌روز افزون می‌شوند در حالی‌كه يك شاهی از من نمی‌گيرند و فقط از سر اعتقاد پاك جهاد می‌كنند.
انگليسی‌ها با تطميع دو تن از برادران صولت‌الدوله در صف مجاهدين رخنه كرده و صولت‌الدوله را مغلوب می‌كنند. انگليس اكنون در پی يافتن سيد عبدالحسين نجفی لاری(ره) است آنان از قير به جهرم رفته و در آنجا به مبارزه می‌پردازند.
سپاهی به رهبری حسين حاجی‌آبادی فراهم می‌شود و به‌سوی بندر عباس روانه می‌شود. سيد اسدالله اصفهانی نماينده ولی فقيه در سپاه هستند. چندی بعد سپاهيان توحيد بندر عباس را تصرف كرده و كنسولگری انگليس را تسخير می‌كنند و مأموران و مسئولان جاسوس از دريا فرار می‌كنند.
سرانجام جهاد دلير مردان جنوب به رهبری آيت‌الله سيد عبدالحسين نجفی لاری(ره) پيروز شد و قسمت پهناوری از خاك كشور اسلامی از تسلط بيگانه رها شد. سيد مجاهد علاوه بر جهد، تربيت نسل‌ها و شاگردان كُتُبی گرانقدر تأليف كردند. حدود چهل اثر از ايشان شناخته شده كه برخی از آنان در ابتدا ذكر شد.
از جمله كرامات آيت‌الله سيد عبدالحسين نجفی لاری(ره) چند نمونه ذكر می‌كنيم، در سال ۱۳۱۵ هجری قمری سيد برای بجا آوردن حج ابراهيمی عازم خانه خدا گشتند. از جمله كسانی كه در اين سفر با جناب سيد همراه بودند آيت‌‌الله كرمانی بودند. ايشان نقل می‌كند: در شبی از شب‌ها با جناب سيد نشسته بوديم و صحبت می‌كرديم. سيد معظم گفت، مسأله‌ای بر من مشكل شده است ولی آن را طرح نكرد. تا نيمه شب كه مشغول نماز شد. پس از اتمام نماز حضرت ولی عصر(عج) را ملاقات كرد و به وصال نورانی آن حضرت توفيق يافت. من لمعان انوار را مشاهده می‌كردم كه او را فرا گرفته بود و صدايی می‌شنيدم ولی كيفيت مكالمه را نمی‌فهميدم.
پس از ديدار با حضرت ولی عصر(عج) سيد به من گفت كه امام زمان(عج) مسئله را حل كردند.
از ديگر كرامات وی اينگونه نقل شده كه زمانی كه انگليسی‌ها در سال 33 بوشهر را تصرف كردند به سمت لارستان و قريه كورده كه سيد مجاهد در آنجا بودند حركت كردند. در آن هنگام سيد بزرگوار در محراب مسجد كورده به نماز جماعت ايستاده بودند. رئيس‌علی مراد از فدائيان سيد با اسب وارد مسجد شده و ايشان را بر ترك اسب خود سوار كرد و از ميان دوازده هزار نفر قشون انگليس عبور داد. دشمن آنان را هدف گلوله قرار داد. حتی عبا و عمامه سيد مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
پس از گذر از اين واقعه سيد عبای خود را گشودند و باكمال تعجب پوكه فشنگ‌های دشمن از ميان عبا بر زمين ريخت در حالی كه سيد صحيح و سالم بودند و حتی زخمی هم برنداشتند. وی همواره ياران خود و مردم را به برپايی نماز شب دعوت می‌كرد، چنان‌كه خود نيز بر آن اهتمام داشت.
روز جمعه چهارم شوال‌المكرم ۱۳۴۲ هجری قمری، سيد برای اقامه نماز جمعه به مصلی رفت. پس از نماز سيد به منزل بازگشت. گويی محراب به فرياد آمده و آسمان می‌گريست. سيد درجای خود آرام گرفت. سرانجام آيت‌الله‌العظمی سيد عبدالحسين موسوی پس از ۲۳ سال اقامت در لار، ۴ سال در فيروزآباد و ۶ سال در جهرم در ميان مردم دلير جهرم و مجاهدان جنوب به ديدار معبود شتافت. مرقد مطر آن مجاهد بزرگ در شهر جهرم قرار دارد و به مقبره آقا مشهور است و زيارتگاه فرزندان جهاد و شهادت است. وی دارای سه پسر و هفت دختر بود.
captcha